عضویت بنیاد

ااستعلام اعضای بنیاداستعلام احکام

Please update your Flash Player to view content.

آن دسته از معضلات و مسائل اجتماعي هستند كه از يك سو ريشه در آسيب هاي اجتماعي دارند و از سوي ديگر به دليل آن كه با ارزش ها ، هنجارها و قوانين و مقررات جامعه در تضاد هستند ، جرم محسوب مي شوند و پديده هايي پيچيده و حساس به شمار مي آيند ، از اين رو مهار ، كنترل و كاهش و حذف آنها نيازمند عزم ملي ، همانگي بين نهادها و سازمانهاي اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي و تصميم گيري همه جانبه ميان بخشي است تا بطور طبيعي زمينه پيشگيري و كنترل انحرافات فراهم شود. ضمن اينكه بايد در نظر گرفت ماهيت ذاتي انحرافات به گونه اي است كه پس از برخورد پليس به عنوان مظهر اقتدار جامعه با آنها ، مي بايست مراحل بازپروري ، درمان و اصلاح رفتار و ساماندهي رويه ها توسط ديگر دستگاههاي ذيربط پيگيري شوند.
انحرافات ، موضوعاتي هستند از قبيل :

 

ناهنجاريهاي مربوط به پوشش :

تخطي از هنجارهاي اجتماعي و فرهنگي در امور و شيوه زندگي گاه چنان عوارض و تبعات عميق و تاثير گزار دارد كه بسياري از فرآيند هاي اجتماعي را نيز تحت تاثير قرار مي دهند. عدم رعايت حجاب بيشترين اثر منفي را بر رفتار و فرهنگ عمومي به خصوص جوانان و نوجوانان داشته و پديدآورنده معضلات و افزايش آسيب ها ، جرائم و آشفتگي هايي نظير مزاحمت هاي خياباني و فساد اخلاقي بوده و مورد اعتراض بانوان كشور نيز مي باشد كه هزينه هاي اجتماعي قابل توجهي را به دنبال خواهد داشت.
همچنين ترويج مد هاي ماهواره اي مغاير با فرهنگ بومي و هنجار شكن ، به علاوه وجود زمينه هاي روانشناختي عده اي خاص براي پذيرش آنها ، منجر به حضور افرادي در جامعه با لباس و پوشش نما يش گرايانه متضاد با شئونات شهروندي، عرف اجتماعي و فرهنگ باور ديني گرديده است.

 

علل و عوامل بدحجابي :

  • هجوم فرهنگ غرب و تلاش استعمار در كشف حجاب
  • اعتقاد به دست و پا گير بودن حجاب براي كار و تلاش
  • پيروي از هوس هاي نفساني و خوشگذراني بدون قيد و بند
  • دگرگوني ارزش ها و اعتقاد كاذب به اين كه شخصيت زن در اين است كه زيبايي هايش را آشكار كند.

 

فحشا :

فحشا در جامعه گذشته از اين كه عوامل فرهنگي و اجتماعي را تحت تاثير قرار مي دهد، به دليل آن كه نياز اقتصادي دسته اي از زنان مجرم را برآورده مي سازد، باعث افزايش مبادرت به اين كار از سوي برخي از زنان شده است. به طوري كه معدود زناني كه نياز مالي دارند و به راحتي قادر به يافتن شغل نيستند، به اين پديده به عنوان راهكار كسب در آمد مي نگرند.
اما همين درصد كم مي تواند جمعيت گسترده اي از مردان را از ازدواج منصرف كند كه در نهان ضررهاي ناشي از اين قضيه متوجه خود زنان خواهد بود.
از برخي از علل فحشا مي توان به موارد زير اشاره نمود :
1- نارضايتي از خانه – پدر يا همسر
2- بي سوادي و فقر فرهنگي
3- تسليم شدن در مقابل مردان به اميد ازدواج آينده
4- عدم آگاهي افراد و والدين
5- استفاده هاي نا مناسب ارتباطي از طريق رسانه ها
6- سوء استفاده توسط فرصت طلبان
فرار از منزل :از برخي از علل فرار از منزل مي توان موارد زير اشاره نمود:1- تبعيض2- ناسازگاري با والدين
3- اغفال
4-نداشتن امنيت در خانه
5- از هم پاشيدگي خانواده ( طلاق )
6- مناسب نبودن وضعيت اقتصادي خانواده
7- كسب منزلت
8- كم عقلي
9- گاهي به دليل عدم سلامت فكري و روحي

 

  • تعریف انحراف جنسی

    انحراف به معناي ميل کردن و برگشتن مي باشد که به «کجروي و بي فرماني» نيز از آن تعبير شده است.

    در اصطلاح، انحراف به «شيوه هاي رفتاري که با هنجارها يا ارزش هاي اکثر يک گروه يا جامعه، همنوا نيستند» گفته مي شود.

    در جامعه ي اسلامي رفتارهايي که با هنجارها و ارزش هاي اسلامي مخالف بوده و بر خلاف فطرت انساني باشد، انحراف محسوب مي شود.

    عدم پاي بندي به اصول اخلاقي و دست زدن به کارهاي ناشايست را انحراف اخلاقي گويند. از جمله انحرافات اخلاقي مي توان، انحراف جنسي را نام برد.

    انحراف جنسي به فحشا نيز تعبير مي شود؛ هر چند فحشا داراي معناي عام تري مي باشد، که هر«معصيت زشت و هر بدي که از حد بگذرد» را شامل مي شود.

    مي توان گفت: «هر آنچه طبع سليم از آن متنفّر است و عقل صحيح آن را ناقص مي شمرد» فحشا است. بنابراين فحشا اسم جامعي براي هر نوع بدي است که پيروي از شهوات يکي از مصاديق آن است.

    رفتاري که با انتظارات جامعه يا يکي از گروه هاي مشخص درون جامعه منطبق و سازگار نباشد، انحراف ناميده مي شود و شامل عدم رعايت معيارهاي جامعه و گريز از هنجارها مي باشد.

    انحراف در هر جامعه، طبق معيارهاي اساسي همان جامعه تعريف مي شود، لذا ممکن است رفتاري در يک جامعه به عنوان انحراف و در جامعه اي ديگر تحت عنوان هنجار معرفي گردد.

    رفتارهاي انحرافي جنبه هاي مختلفي دارد که يکي از آن ها انحرافات جنسي مي باشد و شامل هر گونه رفتار نابهنجار جنسي فردي و گروهي مي باشد.

    انحراف جنسي به عنوان يکي از آسيب هاي اجتماعي در جوامع مختلف به چشم مي خورد، ليکن برخورد با آن تحت تأثير عوامل فرهنگي و اجتماعي حاکم بر جوامع متفاوت است.

  • روش های تعریف انحراف جنسی

    روش هاي مختلفي در تعريف انحراف جنسي ارائه شده:

    1. روش آماري:

    در اين روش هر رفتار جنسيِ نادر انحراف جنسي شمرده مي شود. در اين تعريف اگر رفتار جنسي سالمي به ندرت صورت پذيرد نيز انحراف شمرده مي شود، لذا اين روش صحيح به نظر نمي رسد.

    2. روش جامعه شناختي:

    انحراف جنسي بر اساس شکستن قوانين اجتماعي است که بر اساس فرهنگ هاي مختلف رفتارهاي جنسي متفاوت انحراف شمرده مي شود و در هر جامعه و فرهنگ خاص يک رفتار جنسي انحراف شمرده مي شود.

    3. روش روان شناختي جديد:

    داراي چهار معيار است: 1. ناراحت و در رنج بودن فرد از انجام آن 2. عدم کفايت 3. عجيب و غريب بودن 4. آسيب بدني يا رواني به شخص يا ديگران.

    گروهي نيز به دليل پيچيده بودن رفتارهاي جنسي معتقدند نمي توان رفتار جنسي طبيعي را دقيقاً ترسيم نمود.

    4. روش اسلامي:

    در فرهنگ اسلام، تمامي رفتارها بر اساس فطرت پايه گذاري شده اند و رفتار جنسي نيز از اين محدوده خارج نمي باشد. هرگاه ميل جنسي به طور طبيعي و فطري و بر اساس احکام الهي اسلام ارضا شود، رفتار جنسي سالم شمرده مي شود و هر رفتاري که خارج از اين حدود باشد، انحراف جنسي شناخته شده است.

    آيات قرآن بيان گر آن است که شيطان انسان ها را به سوي انحراف و زشتي سوق مي دهد و در مقابل خداوند متعال خواهان آمرزش بندگان و ره يابي آنان به سوي سعادت مي باشد:

    « الشَّيْطَانُ يَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَ اللَّهُ يَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ‌ »؛ شيطان شما را وعده فقر و تهيدستي مي دهد و به فحشا و زشتي ها امر مي کند، ولي خداوند وعده ي آمرزش و افزوني به شما مي دهد و خداوند قدرتش وسيع و داناست.

  • عوامل انحرافت جنسی

    زير بناي زندگي انسان بر اساس فطرت و نهاد الهي بنا شده است و چنانچه در همين مسير گام بردارد، هيچ گونه انحرافي او را مبتلا نخواهد ساخت، اما مسير زندگي انسان بدون عوامل تأثيرگذار نبوده و هماره او را با شرايط گوناگون رو به رو خواهد ساخت. ناگزير انسان در طي اين مسير با حوادث گوناگون مواجه است.

    دانشمندان عوامل تأثيرگذار را در چند دسته تقسيم نموده اند:

    1. عوامل زيستي

    برخي عوامل زيستي را عامل انحراف معرفي نموده و نقص جسماني و الگوهاي کرموزومي را در اين رابطه مؤثر دانسته اند. اين نظريه از حدّ فرضيه پا فراتر ننهاده و هنوز به صورت علمي به اثبات نرسيده است، جز در عدّه ي معدودي که به دليل اختلال ترشح هورمون ها، اختلالاتي ديده مي شود و گاه موجب بلوغ زودرس، عدم تعادل در رفتار جنسي و به نظر عدّه اي حتّي عامل پيدايش تمايل به جنس موافق و يا تن دادن به خودفروشي است و گاه وجود ترمورهايي در بدن مثل تخمدان مي تواند زمينه ساز آلودگي باشد.

    2. عوامل رواني و عاطفي

    غالب عواملي که در انحرافات جنسي برشمرده شده به روح و روان انسان باز مي گردد. به طور کلي مي توان منشأ تصميم گيري انسان را به دو جنبه ي عقل و احساس برگرداند. چنانچه انسان به حکم عقل عمل نمايد، به سوي خير و سعادت رهنمون مي گردد، چرا که عقل به طور فطري راهنماي پاکي و فضيلت است و انسان را به خير و صلاح مي خواند و از انحراف و ناپاکي بر حذر مي دارد. به فرموده امام صادق عليه السلام: «العَقلُ دَليلُ المُؤمِن؛ عقل و خرد، راهنماي مؤمنين است» و چنانچه انسان تحت تأثير احساسات و عواطف عمل نمود، چون انگيزه هاي آن متفاوت است، گاه به سوي خير و گاه به سوي شر قدم بر مي دارد.

    عوامل رواني و عاطفي از کودکي در کيفيت رفتار آنان مؤثر است و هر گونه اختلالي در اين زمينه ي انحراف او را فراهم مي آورد. حال اگر مراقبت هاي لازم در خانه صورت نگيرد، زمينه هاي اوليه انحراف در خانواده شکل مي گيرد. روابط نامناسب جنسي در خانواده، عدم پوشش کافي و کاهش کنترل و نظارت بر رفتار کودک و نوجوان و در نهايت، عدم صميميت و برخوردهاي نامناسب و نسنجيده، زمينه ي انحرافات جنسي آن ها را فراهم مي سازد. در اين موقعيت چنانچه زمان مناسب ازدواج نرسيده باشد يا امکان ارضاي صحيح و مشروع غريزه جنسي فراهم نشود، به دليل قدرت مندي اين غريزه اگر عوامل بازدارنده براي حفظ فرد داراي قدرت کافي نباشد، انحراف جنسي به وجود خواهد آمد.

    خداوند متعال ناتواني انسان را در اين زمينه با « خُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِيفاً » تعبير آورده است، چرا که اگر راه اطفاي غريزه ي جنسي براي انسان باز نباشد، صبر نکرده و از بيراهه خود را ارضا خواهد نمود.

    در هر يک از انحرافات جنسي، عاملي خاص بيش از ساير عوامل تأثير گذار است.

    عامل فحشا و زنا را مي توان در نابساماني خانواده ها، طرد خانوادگي، تحقير مفرط، بيماري هاي رواني و شخصيت تلقين پذير و بالاخره کمبود محبت يافت. چنانکه برخي دختران به دليل خلأهاي عاطفي و روحي از خانه فرار کرده و سپس هفتاد در صد آنان مورد تعرض جنسي قرار مي گيرند و سپس اين دختران خود عامل فساد و فحشا در جامعه مي گردند.

    سوق به هم جنس گرايي را مي توان در عوامل فيزيولوژيکي، پرورش کودک به صورت جنس مخالف و عدم دست رسي به جنس مخالف و اختلالات رواني و مسائل اجتماعي جست و جو نمود.

    انتخاب دوست غير هم جنس گاه به دليل منزوي بودن فرد و شرم بيش از حد، براي پناه بردن به ديگري ولو از جنس مخالف و به خاطر فرار از اضطراب بوده و گاه براي قدرت نمايي در پسران و ايجاد جذبه در دختران ديده مي شود و گاه رسالت دوست يابي براي يک ديگر به اين مسئله دامن مي زند. امروزه تماس هاي اينترنتي از طريق چت کردن به گسترش اين روند دامن زده است.

    فلسفه ي چشم چراني، هوس راني از طريق نگاه با کمک تخيّلات مي باشد که نوجوان هنگام خجالت از برخورد با جنس مخالف يا عدم امکان آن از طريق نظربازي، حسّ کنج کاوي خود را ارضا مي نمايد.

    علّت مزاحمت هاي تلفني، صحبت هاي رکيک و نامناسب را نيز مي توان در عدم ارضاي صحيح نوجوان و عدم دست يابي به امکان ارتباط مشروع دانست؛ هر چند برخي اين گونه ارتباطات را براي فراهم آمدن زمينه هاي بعدي انتخاب مي کنند.

    خود ارضايي در پسران بيشتر به دليل تحريکات جنسي و عدم دست رسي به جنس مخالف يا پر شدن مجاري مني و فشار عصبي آن دانست و در مردان به دليل شرم و خجالت از جنس مخالف يا عدم دست رسي به جنس مخالف است. در زنان اين عمل کمتر ديده مي شود و علت وجود آن نزد برخي به دليل عدم دست رسي به جنس مخالف و گاه عدم ارضاي صحيح از طرف همسر مي باشد.

    منشأ هر يک از انحرافات فردي، در يک عامل رواني خاص نهفته است که برخي جز با مراجعه به روان پزشک و روش هاي درماني خاص قابل درمان نيست.

  • عوامل محیطی انحراف جنسی

    انسان موجودي اجتماعي است و ناگزير با ساير انسان ها در ارتباط است و از محيط پيرامون خود تأثير مي پذيرد. جوامع به تدريج براي نظم اجتماعي به تدوين قانون پرداختند. ارتباط تنگاتنگ انسان با جامعه از ديدگاه قرآني در اين آيه شريفه روشن مي شود:« وَتَرى‏ كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعى‏ إِلى‏ كِتَابِهَا»؛ و هر امتي را به زانو درآمده مي بيني، هر امتي به سوي کارنامه خود فراخوانده مي شود. در اجتماع انساني عوامل مختلفي از قبيل فرهنگ، سياست و اقتصاد تأثيرگذار است که انحرافات موجود در جامعه نيز جداي از اين عوامل نمي باشد. در عوامل انحراف جنسي ناگزير به بررسي هر يک از اين عوامل مي باشيم.

    1. عوامل فرهنگي

    نظام فرهنگي جامعه، روح و حقيقت نظام اجتماعي را تشکيل مي دهد که شامل ارزش ها، شناخت و ايدئولوژي آن مکتب است، لذا دشمنان اسلام از اين طريق سعي بر احاطه ي فرهنگي بر جوامع اسلامي نموده و آن را به عنوان بهترين حربه براي سلطه ي دائمي برگزيده اند.

    عدم شناخت مباني فرهنگي يا ضعف شناخت، از مهم ترين عواملي است که دشمن از آن بهره جسته و با سست نمودن مباني اعتقادي به خصوص در جوانان، آنان را به انحراف و گمراهي مي کشاند.

    يکي از مهم ترين عوامل، عرضه فرهنگ غربي به جاي فرهنگ اسلامي است که در سه بخش ممکن است ظهور کند؛

    الف) تغيير شناخت ها و باورها، تا بينش افراد نسبت به خدا، جهان و انسان عوض شود؛

    ب) دگرگوني ارزش ها و گرايش ها به زندگي شکل انساني مي دهد؛

    ج) تغيير رفتارها و کردارها که با دگرگوني ارزش ها خود به خود رفتار انسان ها نيز تغيير خواهد کرد.

    در بخش اول با حمله به اعتقادات، سعي در از بين بردن باورهاي غيبي افراد دارند تا يقين افراد را بزدايند.

    در بخش دوم با مطرح کردن انتزاعي بودن و نسبيّت ارزش ها سعي در اثبات تساوي اديان و در نتيجه جاي گزيني ارزش هاي ساير اديان به جاي دين اسلام و گاه بي ديني را به جاي دين داري دارند، لذا در نيم قرن اخير تفکّرات التقاطي فراواني به وجود آمده است؛ به گونه اي که جوان، در يک مقطع، عقايد ديني را از خانواده دريافت داشته و در مقطعي ديگر عقايدي متناقض با آن ها از فرهنگ غرب دريافت مي کند و درصدد پذيرش همه آن ها بر مي آيد.

    در بخش سوم ارائه روش هاي تدريجي و جاي گزين به جاي رفتارهاي مبتني بر ارزش هاست.

    تغيير پوشش زنان از شکل سنتي به مدرن، برخورد و روابط آزادانه ي دختر و پسر در محيط اجتماع، مراکز کاري و ... به تدريج صورت مي گيرد. اين دگرگوني ها، از طريق معلم و استاد دانشگاه در مراکز علمي يا افراد وابسته در مجامع عمومي و حتي فرهنگي صورت گرفته و با سرايت آن از طريق رسانه هاي گروهي از قبيل روزنامه ها، مجلات و ... و تشديد آن از طريق رسانه هاي غير رسمي، نشريات تخصصي، تلويزيون، ماهواره، ويدئو و ... با دست پنهان استعمار صورت مي پذيرد.

    مبناي ارزشي هر جامعه بر اساس فرهنگ و محيط اجتماعي آن استوار است و دشمن براي زدودن اين ارزش ها با شعارهاي زيبايي هم چون آزادي به صحنه مي آيد، ولي بايد توجه داشت شعار آزادي در هيچ جامعه اي مطلق نيست و آزادي در جامعه ي اسلامي بر اساس معيارهاي اسلامي تعريف شده و به طور کلّي آزادي در حدّي مطلوب است که موجب تجاوز به حقوق ديگران نشود و گرنه آزاد گذاشتن غريزه ي جنسي و بي تفاوتي در مقابل اختلاط مردان و زنان و انجام اعمال ناشايست، وقتي در مقابل فدا شدن اصلانسانيّت باشد، چه ارزشي دارد؟

    عوامل فساد در ايران از زمان رضاخان با نقشه ي جهان خواران بين المللي با کشف حجاب آغاز گرديد و با مجالس و مراکز فساد و کشيدن جوانان به مراکز فحشا گسترش يافت، ولي پس از انقلاب اسلامي، فرهنگ اسلامي جاي گزين فرهنگ غربي گرديد. دشمن پس از تحميل جنگ نظامي و عدم موفقيت در اين زمينه، به تهاجم فرهنگي روي آورد و بقاياي فرهنگ شاهنشاهي در اين زمينه و عدم آگاهي يا کمبود آشنايي با معارف غني اسلامي راه را براي انحرافات اخلاقي، اجتماعي باز نمود و استعمار جهاني در ترويج فساو فحشا مصمّم تر از قبل به ميدان آمد و مهم ترين روش هاي استيلاي فرهنگي را در ترويج فساد، توزيع مواد مخدر و فرهنگ پوچ گرايي، رواج مي خوارگي و شکستن رابطه محدود زن و مرد جست و جو نمود و براي اين امر از ابزارهاي مختلف از جمله امواج راديويي، تلويزيوني، ماهواره اي و فيلم هاي مبتذل، مجلات و نشريّات، سوء استفاده از فنّ و هنر در گسترش رقص و موسيقي هاي مبتذل و ترويج تصاوير سکسي و ... استفاده کرده و مي کند.

    تهاجم فرهنگي از دو طريق جريان يافت:

    اول: جريان فرهنگي محض و راه فساد فکري و عملي و جنسي و ابتذال عملي؛

    دوم: جريان عملي و فکري که با ورود تفکرات علمي جديد، پيشرفت هاي علمي را براي بي اعتقادي به دين و وجدان ديني مردم به کار بردند.

    يکي از راه هاي تهاجم فرهنگي، منصرف کردن جوانان از پاي بندي هاي متعصّبانه به ايمان مي باشد که حافظ تمدن است و در اين راه با پاشيدن بذر گناه بر سر راه جوانان در صدد جذب آنان به سوي فساد و فحشا مي باشند.

    گسترش تکنولوژي و وسايل ارتباط جمعي از ابزارهاي مهم دشمن در انحراف جنسي نوجوانان به شمار مي رود و در اين زمينه از زن نيز به عنوان ابزاري کارآمد سوء استفاده مي شود. دشمن به تدريج با کاستن از پوشش اسلامي و ترويج فرهنگ برهنگي و القاي شخصيّت کاذب از اين طريق و تظاهر به زيست مترقّي، زنان را به سوي بدحجابي و به تدريج فحشا سوق مي دهد و زن را براي اشباع خاکي ترين غريزه ي مرد، آراسته به کار مي گيرند که در حقيقت تکريم در مقام اهانت و اهانت به شکل تکريم است. غفلت از اين مهم، ما را در گردابي خواهد افکند که دنياي امروز گرفتار آن است که بنابر يکي از آمارهاي ارائه شده «هر سال دو ميليون دختر پنج تا پانزده ساله به بازار جنسي عرضه مي گردند.» اگر زنان از جايگاه انساني خود آگاه بوده و شخصيّت حقيقي خويشتن را يافته باشند، با اين توطئه ها به مبارزه پرداخته و تحت تأثير تبليغات غربي قرار نخواهند گرفت.

  • عوامل سیاسی انحراف جنسی

    انسان موجودي اجتماعي است و ناگزير با ساير انسان ها در ارتباط است و از محيط پيرامون خود تأثير مي پذيرد. جوامع به تدريج براي نظم اجتماعي به تدوين قانون پرداختند.

    ارتباط تنگاتنگ انسان با جامعه از ديدگاه قرآني در اين آيه شريفه روشن مي شود:«وَتَرى‏ كُلَّ أُمَّةٍ جَاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعى‏ إِلى‏ كِتَابِهَا» ؛ و هر امتي را به زانو درآمده مي بيني، هر امتي به سوي کارنامه خود فراخوانده مي شود. در اجتماع انساني عوامل مختلفي از قبيل فرهنگ، سياست و اقتصاد تأثيرگذار است که انحرافات موجود در جامعه نيز جداي از اين عوامل نمي باشد. در عوامل انحراف جنسي ناگزير به بررسي هر يک از اين عوامل مي باشيم.

    1. عوامل فرهنگي

    نظام فرهنگي جامعه، روح و حقيقت نظام اجتماعي را تشکيل مي دهد که شامل ارزش ها، شناخت و ايدئولوژي آن مکتب است، لذا دشمنان اسلام از اين طريق سعي بر احاطه ي فرهنگي بر جوامع اسلامي نموده و آن را به عنوان بهترين حربه براي سلطه ي دائمي برگزيده اند.

    2. عوامل سياسي انحراف جنسي

    سياست جامعه ي اسلامي بر اساس مصالح مادي و معنوي استوار بوده و هدف حکومت اسلامي تحقّق بخشيدن به ارزش هاي الهي، رعايت حقوق مردم و جلوگيري از ظلم و فساد مي باشد و حاکم اسلامي در پي راهکارهايي مطلوب براي هدايت جامعه به سوي سعادت است.

    در سياست اسلامي توحيد و خدامحوري منشأ همه عقايد و احکام بوده و بسط توحيد در اجتماع موجب نفي فساد و ظلم مي گردد. حقّ قانون گذاري مختصّ خداوند بوده و بشر به دليل شناخت ناقص چنين حقي ندارد. انسان در اين مسير با نيروي اراده و اختيار به سوي تکامل گام برداشته و آزادي او در محدوده ي شرع مي باشد و نمي تواند به بهانه ي آزادي به بي بند و باري و هوس راني بپردازد.

    در مقابلِ سياست اسلامي، سياست شيطاني قرار دارد که براي رسيدن به اهداف سياسي از هيچ دروغ و نيرنگي دريغ نورزيده و استفاده از هر وسيله در دست يابي به هدف، مجاز شمرده مي شود. سياست امروز غرب بر همين مبنا بنا شده و يکي از اهداف عمده ي آنان سلطه بر ساير کشورهاست.

    غرب به خوبي دريافته است که مهم ترين مانع آن ها دين مي باشد، لذا سنّت ستيزي و نوگرايي يکي از اهداف استکبار به شمار مي آيد و به دليل کينه هاي ديرينه ي دشمنان اسلام موجب شده تا در اين مسير از هر وسيله اي بهره جسته و از سلطه ي سياسي به عنوان کارآمدترين وسيله استفاده کنند؛ به خصوص در مبارزه با انقلاب اسلامي ايران که به عنوان الگويي موفق به ساير ملت ها ارائه شده و پاي بندي ملت ايران به ارزش هاي اسلامي مشکلات استعمار را دو چندان ساخته است.

    يکي از ابزار کارآمد غرب، تربيت کادر مديريّت وابسته در کشورهاي تحت سلطه است که چنانچه اين افراد در صدر کادر فرهنگي کشور قرار گيرند، پياده کردن دستورهاي استعماري بسي آسان تر صورت خواهد پذيرفت و در اين راستا ارائه ي الگوهاي غربي و معيارهاي فرهنگ غرب از طريق مختلف و جدا کردن جوانان از اعتقادات و پاي بندي به اصول ديني به صورت تدريجي اجرا خواهد شد.

    جوامع غربي و آمريکا به دليل بحران هاي اخلاقي دچار مشکلات غير قابل حلّي گرديده اند که خود قادر به حلّ آن نيستند و از طرفي درصدد تسلط بر ساير کشورها بوده و براي اين سيطره، بهترين راه را در انتقال مشکلات خود به ساير کشورها يافته اند.

    سردمداران استکبار جهاني براي سلطه ي دائمي بر کشورهاي خود و ساير کشورها نيازمند غفلت جامعه ي بشري از اصول سياسي خويش است، چرا که نيازهاي اساسي بشري با تسلّط و حکومت آن ها منافات دارد و بهترين راه براي حکومت بر مردم مشغول داشتن آن ها به بي بندوباري، هوس راني، فحشا و فساد است. وقتي جامعه اي در مستي شهوت فرو رفت، مجال آن را پيدا نمي کند که به نيازهاي اساسي خود بينديشد و در پي آن از حاکمان خويش آن را طلب نمايد.

    سياست اسلامي که بر اساس حقّ و حقيقت و خدا محوري بنا شده است، از مکر و تزوير به دور بوده و در پي رشد افراد براي رسيدن به کمال و سعادت واقعي است، لذا تدبير جامعه اسلامي بايد به گونه اي باشد که عوامل رشد تقوا و پارسايي را افزايش داده و از عوامل محرّک شهوت جلوگيري نمايد. اگر دولت اسلامي به مسائل و مشکلات مردم نپردازد، ممکن است عدّه اي براي ابزار مخالف، رفتارهاي اجتماعي غير اسلامي از خود نشان دهند و از اين طريق موجب گسترش بد حجابي، فساد و فحشا گردند.

    3. عوامل اقتصادي

    علم اقتصاد، «علم به مجموع وسايلي است که بشر براي رفع نيازمندي هاي مادّي از آن استفاده مي کند» هدف اقتصاد اسلامي مبتني بر تربيت و هدايت مردم به سعادت نهايي استوار است که بر اساس عدالت اقتصادي و استقلال سياسي و اقتصادي به دست مي آيد.

    هدف اقتصاد در جوامع غربي مبتني بر رفاه اقتصادي بوده و درصدد تأمين هر چه بيشتر نيازمندي هاي مادي و فرهنگي جامعه براي ارضاي نيازمندي هاي آنان مي باشد و معيار نيازمندي در غرب بر اساس انگيزه هاي حيواني استوار است، لذا مقصد ايشان مسائل مادّي و اقتصادي و به دنبال آن مسائل جنسي است و فعاليّت هاي ايشان در جهت خدمت به اين غريزه و ارضاي آن صورت مي گيرد.

    در نظام اقتصادي اسلام، تأمين نيازمندي هاي اقتصادي، بستر و ابزاري براي دست يابي زندگي اخروي است و تقسيم عادلانه ي ثروت و بهره مندي تمامي افراد از امکانات اقتصادي و فرهنگي و تأمين نيازهاي مادّي، مانع از تبعيض و بي عدالتي گشته و زمينه ي انحراف را در جامعه از بين مي برد.

    برخي جامعه شناسان، منشأ عمده ي انحرافات اجتماعي را در عوامل اقتصادي دانسته و مشکلات اجتماعي را ناشي از پس افتادگي فرهنگ غير مادّي نسبت به پيشرفت تکنولوژي و يا بحران اقتصادي و ضعف قدرت مالي و اقتصادي و ... نام برده اند. به نظر اين دانشمندان همبستگي بين عوارض ناشي از انحراف اجتماعي و شاخص هاي اقتصادي، امري منطقي است که از آن جمله الکليسيم و خودفروشي برشمرده شده است، ولي از آن جا که در اين زمينه کمتر به موفقيّت دست يافتند، براي انتقال فرهنگ خود از طريق صدور تکنولوژي اقدام نموده و تا حدود زيادي به کسب موفقيّت نايل شدند.

    گردش ماهواره هاي اطلاعاتي به گرد زمين علاوه بر اطلاع رساني،‌ با امواج خود کشورهاي ديگر را مورد هجوم بمباران فرهنگي قرار مي دهند و امکان تبديل اخبار ارسالي از ماهواره به تلويزيون، روزنامه، مجلات و ... موجب انتشار آن گرديده و با فراگيري سيستم هاي ارتباطي کمتر خانه اي از خطر آن مصون مي ماند. دشمنان از اين طريق ضمن القاي فرهنگ خود، بازار مصرف کالاي خود را تأمين کرده و الگوي مصرف گرايي را براي وابستگي اقتصادي به ساير جوامع سرايت مي دهند.

    منافع اقتصادي غرب در جوامع اسلامي ايجاب مي کند، ضمن تغيير فرهنگ در اين جوامع آن ها را به سوي اسراف سوق دهد، چرا که پس از اشباع بازارهاي غربي و اسلامي، جايي براي مصرف باقي نمي ماند، لذا با تبليغات گوناگون سعي در به فروش رساندن هرچه بيشتر کالاي خود مي کنند که در اين ميان از زن به عنوان يک ابزار تبليغي حداکثر استفاده صورت مي گيرد.

    به عنوان نمونه در برنامه ي مستندي که توسط دوربين مخفي شبکه تلويزيوني B.B.C تهيه شده بود، اسرار ناخوشايندي از پشت پرده نمايش هاي مجلل مد لباس فاش نمود، مبني بر اين که چگونه دختران مانکن در دام موادّ مخدر و سوء استفاده هاي جنسي واقع شده اند و به ادّعاي يکي از کارکنان اين آژانس ها، اين مانکن ها را نه به عنوان دختران جوان، بلکه به چشم کالايي براي فروش «goods to sell» مي نگرند.

    اين گوشه اي از ارمغان اقتصادي غرب براي خويشتن و ساير جوامع مي باشد. صدور فرهنگ فساد و فحشا از طريق رسانه ها و ابزار فرهنگي و سوق دادن ملت به مصرف و مدگرايي از حربه هاي کاراي دشمن در اين زمينه است.

    ايجاد فرهنگ مصرف گرايي از يک سو و فقير و وابسته نگه داشتن کشورهاي تحت سلطه از سوي ديگر، از ابزارهاي دشمن براي ضعيف نگه داشتن کشورهاي تحت سلطه است، چرا که مي داند، رشد اقتصادي موجب حفظ شئون ملي و فرهنگي جامعه گرديده و ضمن ارج گذاري نظام به ارزش ها و اعتقادات آن کشور برجستگي مي بخشد، ولي در صورت عدم رشد اقتصادي،‌ مشکلاتي از جمله فقر و تنگدستي را به ارمغان آورده که خود زمينه ساز بسياري انحرافات بوده، از جمله انحراف جنسي را به همراه مي آورد، زيرا وقتي جوان تحت فشار غريزه ي جنسي قرار گرفت و زمينه هاي فساد براي او فراهم بود و مشکلات متعدد از جمله فقر مالي، مشکل معيشتي، نداشتن مسکن مناسب و... او را تحت فشار قرار داد، به سوي فساد و فحشا کشيده خواهد شد.

    پديده فقر به عنوان مهم ترين عامل انحرافات جامعه شناخته شده و عمدتاً ناشي از عوامل اقتصادي است.

    عوامل اقتصادي اگر از عوامل مستقيم انحراف نباشد، زمينه ساز فساد مي باشد. همان گونه که رفاه زدگي براي برخي، عامل شهوت و فساد است. «المالُ مادَّةٌ الشَّهَواتِ؛ دارايي و ثروت مايه اصلي شهوات است»، فقر و تنگدستي براي برخي گذرگاه کفر است، همان گونه که نبي گرامي اسلام صلي الله عليه و آله فرمودند: «کَادَ الْفَقْرُ أَنْ يَکُونَ کُفْرَاً».

    فعاليت هاي فاسد اقتصادي موجب افزايش نامشروع ثروت در دست عده اي گرديده و موجب گسترش فساد و فحشا، اعتياد و بي عفّتي در جامعه مي گردد، چرا که غالباً ثروت هاي نامشروع در راه هاي حرام مصرف مي شود.

    عدم موازنه ي اقتصادي در جامعه يکي از عوامل بزهکاري است. افلاطون در اين زمينه گفته است:

    فقر و ثروت سبب نابودي کشورها مي شود. فقر احساسات را از بين برده،‌ حس کينه توزي، انتقام جويي و بدبيني را تشديد مي نمايد. کثرت ثروت نيز مباني اخلاقي را سست نموده، سبب تنبلي، بي قيدي،‌ غرور و بي اعتنايي نسبت به ديگران مي گردد و کشور را به فنا و نابودي مي کشاند.

    چه بسا خانواده هاي مقيّد به اصول اخلاقي به دليل نياز مالي، خود يا دختران خود را مجبور به خودفروشي نموده و مقدمات انحراف ساير اقشار جامعه را فراهم مي سازند.

    در برخي کشورها به دليل حکم فرمايي پول، فحشاي آشکار بين زن و مرد امري طبيعي تلقّي مي شود و در بعضي کشورها عدم تساوي اقتصادي، عدم تساوي حقوق زن و مرد، بحران مسکن، تبعيض نژادي، فراواني نوشته هاي منافي عفّت،‌ به گسترش فحشا کمک مي کند؛ مثلاً در انگلستان بيشتر زناني که اقدام به خودفروشي مي کنند از زمينه هاي اجتماعي فقيرتر بر مي خيزند.

    دين اسلام بر عدالت اقتصادي تأکيد ورزيده و اجراي صحيح آن در زندگي ائمه معصومين عليهم السلام و رهبران ديني جامعه اسلامي مشهود است. چنانچه سياست دولت در برنامه ريزي بر اساس عدالت و به گونه اي باشد که عوامل رشد اقتصادي همراه با تقوا را فراهم نموده و از عوامل محرّک شهواني جلوگيري نمايد و زمينه ي اشتغال جوانان را فراهم نموده، مشکلات مسکن و ازدواج را با فراهم آوردن تسهيلاتي برطرف سازد، توطئه هاي استعمار نقش بر آب شده و عوامل انحراف نوجوانان و جوانان به حدّاقل، کاهش خواهد يافت.

  • دیدگاه های گوناگون درباره میل جنسی

    در طول تاریخ بشر تاکنون نظریه های مختلف و گاه متعارضی در باره میل جنسی انسان مطرح شده که می توان آنها را در سه دیدگاه کلی بخش بندی نمود.

    1. دیدگاه تفریطی یا سرکوب گر

    گروه سرکوب گر، آمیزش جنسی را پلید و رفتاری حیوانی می دانند که آدمی را از مقام انسانیت خویش دور می سازد. در برخی آیین ها مانند بودا و مسیحیتِ کاتولیک، افراد و راهبانی بوده اند که از مجرد زیستن جانبداری می کنند. پیروان این دیدگاه در باره میل جنسی ره تفریط را پیش گرفته و عقیده دارند ایجاد هر نوع رابطه جنسی ـ حتی در زندگی زناشویی ـ موجب سقوط معنوی انسان می شود. تحریف های کلیسای کاتولیک نمونه بارز این دیدگاه است که بر تجرد و عدم انتخاب همسر ـ به عنوان آرمانی والا ـ تأکید دارد؛ تا جایی که کشیشان کاتولیک نذر می کنند که همواره مجرد بمانند. پولس، یکی از بزرگترین شخصیت های کلیسای مسیحیت می گوید:

    اما درباره ی آن چه به من نوشته بودید، مرد را نیکو آن است که زن را لمس نکند، ولی به منظور اجتناب از زنا، هر مرد زن خود را بدارد و هر زن شوهر خود را؛ شوهر حق زن را ادا نماید و زن حق شوهر را.. به مجردین و بیوه زنان می گویم که ایشان را نیکوست که مانند من بمانند، اما اگر خویشتن داری نتوانند، ازدواج کنند؛ زیرا بهتر است ازدواج کرد تا به آتش جهنم رفت و من این را به طریق اجازه می گویم، نه به صورت حکم واجب.

    باید دانست که میل جنسی پلید بود، خداوند آن را در نهاد آدمی نمی آفرید و تداوم بقای نسل، محبت ومودت میان دو جنس و تکامل هر یک را در این طریق قرار نمی داد. از همین رو، دین اسلام میل جنسی را سرکوب نکرده، از پیروان خود نخواسته است که آن را واپس زنند؛ چرا که اساساً تمایلات جنسی را امری زیان بخش و پلید نمی شمارد.

    2. دیدگاه افراطی یا بی بند و بار

    نگاه افراطی به میل جنسی و آزادی نامحدود در روابط جنسی نوعی واکنش نسبت به سخت گیری ها وناکامی های روزگار گذشته در غرب است؛ چرا که بیشتر مردم آن سرزمین پیرو آیین کلیسا و مسیحیت تحریف شده بوده، قرن ها از محدودیت و محرومیت رابطه جنسی رنج می برده اند. به همین روی، برخی افراد راه افراط را در پیش گرفته و مفهوم وسیعی برای رفتار جنسی در نظر گرفته اند.

    دیدگاه افراطی، هر گونه سرکوب میل جنسی را زمینه ساز بروز آسیب های روانی می شمارد. ازهمین رو، طر فداران این دیدگاه بر آن اند که میل جنسی باید بدون ایجاد محدودیت های قانونی، اخلاقی و اجتماعی ارضا گردد. اینان تصور روشنی در باره کیفیت اشباع این غریزه ندارند و می پندارند که اگر میل جنسی را آزاد بگذارند، سیری و اشباع حاصل می شود.

    بی گمان بی بند و باری در زمینه میل جنسی موجب آسیب های فراوان جسمی و روانی و سبب فساد اجتماعی و به خطر افتادن سلامت نسل و خانواده می گردد. بررسی های گوناگون در جوامع مختلف نشان می دهد هر جا که این اندیشه و تصور حاکم بوده، انحرافات جنسی نیز گسترش یافته و فرار از مسئولیت مشترک برای تشکیل خانواده به اوج خود رسیده است. دامنه آلودگی جنسی به حدی رسیده که کودکان نیز از تهاجم جنسی درامان نمانده اند؛ تا آنجا که موضوع کودک آزاری جنسی در آن جوامع بیداد می کند.

    3. دیدگاه تعدیلی یا هدایت گر

    بر اساس این دیدگاه، میل جنسی یکی از نعمت های بزرگ الهی، مایه ی حیات و بقای آدمی و موجب تشکیل خانواده است. اسلام در برابر میل جنسی موضعی مشخص دارد؛ یعنی نه با آزادی مطلق موافق است ونه با تحریم همه جانبه. در هیچ یک از کتاب های آسمانی موضوع میل جنسی نه به طور کلی ممنوع گردیده و نه اجازه ی بی بندو باری مطلق داده شده است؛ چه آنکه هر گونه افراط در پرداختن به این غریزه انسان را از تکامل معنوی باز می دارد وحتی زندگی مادی او را به مخاطره می افکند و سرانجام نیز او را به درجه ای پست تر از حیوانات تنزل می دهد.

    اسلام نظریه تفریطی را نیز همسو با واقعیت های زیستی انسان نمی داند، از این رو دور ساختن او از میل جنسی را امری خلاف آفرینش می شمرد. مسلمانان که علاقه ی دو همسر به یکدیگر را یکی از نشانه های بارز جهت گیری الهی می دانند و ازدواج را سنت نبوی، برای آنان جای تعجب است که بدانند برخی آیین ها علاقه جنسی را پلید می شمردند و آمیزش جنسی با همسر را نیز موجب تباهی.

    از نظر اسلام، باید با میل جنسی واقع بینانه برخورد کرد و با داشتن معیارهای صحیح، مرزهای رفتارهای جنسی روا و ناروا را تفکیک نمود. این روش صحیح با آفرینش انسان همسوست و مطابق با مصلحت فردی و اجتماعی است. امیر مؤمنان(علیه السلام) می فرماید:

    هر نوع کاستی و کوتاهی [در نیازها و امور مربوط] به انسان زیان آور است و هر نوع زیاده روی نسبت به آن نیز باعث فساد تباهی است.

  • انحراف جنسی چیست؟

    تا پیش قرن بیستم هیچ کس در غرب از موضوعات جنسی آشکارا سخن نمی گفت، ولی امروزه از بیان آن گریزی نیست؛ چرا که در نیمه دوم قرن بیستم با مطرح شدن نظریات مختلف انواع انحرافات جنسی در سراسر جهان به ویژه غرب بروز یافت. البته برخی نیز کوشیده اند تا بسیاری از این گونه رفتارهای انحرافی را طببیعی قلمداد کنند. در دهه های اخیر می توان انحرافات جنسی را هسته اولیه گسترش بیماری های آمیزشی دانست. نتایج و آثار شوم فردی، خانوادگی و اجتماعی ناشی از این موضوع به عنوان معضلی جهانی مطرح گردیده است.

    در سالیان اخیر نابسامانی های اجتماعی زمینه ساز انحرافات جنسی در جهان شده واین روند مسیری رو به رشد داشته که بی تردید تهدیدی برای سلامت آدمی است. گر چه انحرافات جنسی از کهن ترین کجروی های بشری است که آثار زیان بار فراوانی درتاریخ بشر بر جای نهاده، در هیچ دوره ای از تاریخ بشر مانند عصر حاضر، جهان این گونه دستخوش بحران ها و التهاب های فراگیر نبوده است. قاچاق زنان و کودکان، فحشای جنسی، همجنس بازی و افزایش سقط جنین، سر فصل خبرهایی است که هر روز از گوشه وکنار جهان شنیده می شود. باید اعتراف نمود گسترش بحران جنسیت در جهان، بشر را با چالش جدی روبه رو ساخته است. امروزه نسل بشری با این پرسش ها روبه روست که چه اتفاقی دررفتارهای جنسی رخ داده و بشر در چه باتلاقِ خود ساخته ای گرفتار آمده که هر چه بیشتر دست و پا می زند، بیشتر در آن فرو می رود. اما آیا برای این بحران فراگیر جهانی می توان پایانی تصور کرد؟ آیا بشرِ به ظاهر متمدن خواهد توانست راهی برای برون رفت از این بحران بیابد؟

    بنابراین به دلایل متعدد، موضوع رفتارهای جنسی به چالشی جهانی تبدیل شده و امروزه با بحرانی روبه روییم که به دست خود بشر ایجاد شده است.

    اسلام بسیاری از آموزه های خود را به موضوعات جنسی اختصاص داده؛ مانند ازدواج و آداب آمیزش، انحرافات جنسی و عوامل زمینه ساز آن و نیز راه های پیش گیری و درمان آن. از همین رو می توان دراین راستا اسلام را دارای فرهنگ جنسی سالم و هماهنگ دانست که نه تنها سخن از موضوعات جنسی را امری ناپسند نمی داند، بلکه با بیان انواع احکام شرعی (حلال و حرام و مستحب ومکروه) مسلمانان را ملزم نموده که این فرهنگ را رعایت کنند. بی تردید آشنایی با دیدگاه های ا سلام در این باره می تواند افراد را از سرگردانی در میان گرایش های مختلف برهاند؛ دیدگاه هایی که رعایت آن ها زمینه ساز سلامت جنسی افراد و کاهش بروز انحرافات جنسی در اجتماع است.

    این موضوع را باید پذیرفت که گر چه انسان مانند سایر حیوانات درتوان جنسی مشترک است ولی بر خلاف آنها که دارای غریزه جنسی هستند در انسان، توان جنسی را می توان به «میل جنسی» تعبیر نمود که در میل جنسی او هدف مناسبی وجود دارد. از همین رو در حیوانات که بر اساس غریزه، نیاز جنسی خود را ارضا می کنند، موضوع انحرافات جنسی مطرح نیست، اما انسان با توجه به توانایی های والای خود می تواند در برابر میل جنسی خویش واکنش های متفاوتی نشان دهد. برخی از این رفتارها با مقام والای او سازگار نیست و او را به سقوط می کشاند؛ به گونه ای که نیروی اندیشه خویش را کاملاً در راستای ارضای گرایش جنسی خود قرار می دهد.

    دین اسلام با توجه به هدف آفرینش انسان که رسیدن به کمال است، با نگرشی واقع بینانه برا ی ارضای میل جنسی، برنامه ی خاصی به دست داده تا ضمن پاسخگویی صحیح به این گرایش درونی، درمسیر حرکت او به سوی کمال نیز مانعی ایجاد نگردد. از دیدگاه دین اسلام هرگونه خروج از این برنامه، انحراف جنسی تلقی می شود که می تواند زمینه ساز آسیب های جسمی، روانی واجتماعی گردد.

    شهید مطهری می گوید:

    اشباع غریزه جنسی با رعایت اصل عفت و تقوا منافاتی ندارد، بلکه تنها در سایه ی عفت و تقواست که می توان غریزه را به حد کافی اشباع کرد و جلوی هیجان های بی جا و ناراحتی ها و احساس محرومیت ها و سرکوب شدن های ناشی از آن هیجان ها را گرفت. به عبارت دیگر، پرورش دادن استعدادها غیر از بها دادن به هوس ها و آرزوهای پایان ناپذیر است.

    میل انسانی به دو گونه است: صادق و کاذب. میل صادق به مقتضای طبیعت اصلی انسان است؛ مثل میل به حفظ جان خویش و میل جنسی که هر کدام هدف و حکتی دارد و محدودیت هایی، اما ممکن است زمینه تمنای کاذب شوند و در بعضی میل ها مثل غریزه جنسی غالباً به صورت عطش روحی در می آید و قناعت و پایان پذیری ندارد. غریزه طبیعی را می توان اشباع کرد، اما تمنای کاذب، اشباع ناپذیر نیست.

    عوامل گوناگون انحرافات جنسی

    در سبب شناسی انحرافات جنسی، برخی عوامل زیستی را برای منحرفان جنسی مطرح می کنند؛ بدین معنا که معتقدند حدود %74 این افراد اختلاف هورمونی و 24% نیز اختلاف کروموزومی دارند. برخی نیز عوامل روانی اجتماعی را مطرح نموده اند. از نظر روان کاوی، منحرفین جنسی کسانی اند که نتوانسته اند فرآیند رشد طبیعی را به سوی سازگاری با جنس مخالف کامل کنند.

    اما باید گفت همان گونه که رفتار جنسی سالم بر اساس ارزش های دینی و اخلاقی و عوامل اجتماعی و نظام یادگیری تربیت فرد شکل می گیرد، انحرافات جنسی و عوامل زمینه ساز آن نیز بر پایه این معیار در نظر گرفته می شود. البته می توان در نگرشی کلی عوامل این گونه انحرافات را به دو گروه و راثتی و محیطی تقسیم نمود که در این کتاب به عوامل وراثتی نمی پردازیم. عوامل محیطیِ زمینه ساز انحراف جنسی را نیز می توان به دو گروه درونی و بیرونی بخش بندی کرد. بی شک برای ایجاد زمینه انحراف در فرد، مجموعه این عوامل اثر گذار است. دین اسلام نیز بانگاهی جامع و فراگیر به مجموعه عوامل بستر ساز انحرافات جنسی پرداخته است. رهنمودهای دینی به شکلی جامع نگرانه در صدد آشنا نمودن افراد با این عوامل و ایجاد بستر مناسب برای پرهیز از نزدیکی به آنهاست.

  • انواع انحراف جنسی

    دانشمندان گستره ي انحراف جنسي را متفاوت بيان نموده اند. با توجه به اين که محدوده ي اين تحقيق بر اساس آيات قرآني شکل مي گيرد، در اين زمينه سعي شده به مواردي که آيات قرآن به انحرافي تصريح داشته، اشاره شود، هر چند ممکن است در مواردي به دليل ابتلاي زياد، به اشاره ي آيات قرآني نيز توجه شده و مورد عنايت واقع شده باشد.

    انحرافاتي که قرآن در اين زمينه تصريح کرده است، عبارتند از: چشم چراني، گفتار نامناسب با نامحرم، خودارضايي، روابط ناسالم (دوست گيري)، زنا، هم جنس گرايي؛ البته «خودارضايي» به طور مستقيم در آيات بيان نشده ولي در روايتي حرمت اين مسئله به آيه اي از قرآن نسبت داده شده است که ذيل همان مبحث خواهد آمد.

     

    1) نظر بازي

    عدم کنترل نگاه به نامحرم پس از ديد اول و دنبال کردنِ آن را نظر بازي يا چشم چراني گويند. «اگر فرد تنها از نظربازي براي ارضاي کشش جنسي استفاده کند، دچار نوعي انحراف جنسي شده است» و در روايات، نظر و نگاه کردن به نامحرم به زناي چشم تعبيرشده است.

    چشم دريچه ي انديشه ي انسان است و بر خلاف ساير حواص که تا تحت تأثير قرار نگرفته اند، عکس العملي از خود نشان نمي دهند، ديده ي انسان همواره مشغول تحرّک و در پي کشف مطالب جديد است، چنانچه چشم در اختيار عقل و قلب سليم باشد در محدوده ي شرع مي نگرد، ولي اگر دل در اختيار چشم قرار گرفت، رفته رفته خواهش هاي آن زيادتر خواهد شد، لذا بر طبق فرمايش امام صادق عليه السلام، آنچه را خدا بر چشم واجب گردانيده، حفظ کردن نگاه از نظر به محرمات الهي است.

    از آن جا که محرّک هاي بينايي شهواني مردان قوي تر است و بيشتر در پي نظر بازي هستند، خداوند خطاب اوليّه در حفظ نگاه (از نگاه به نامحرم) را متوجه مردان نموده و از آنان خواسته تا ديده ي خود را از محارم الهي فرو بندند: «قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يُغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ »؛ و به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند. و سپس خطاب خويش را متوجه زنان ساخته و پس از دستور به حفظ نگاه به زنان، به خاطر جاذبه هايي که در ايشان وجود دارد به پوشش زينت ها امر فرموده و از آن ها خواسته با پوشش، خود را در مقابل نامحرمان حفظ نمايند:

    «وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلاَ يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى‏ جُيُوبِهِنَّ...»؛ و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمي] فرو بندند و پاک دامني ورزند و زيورهاي خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که از آن پيداست و بايد روسري خود را به گريبان خويش اندازند... .

    دستور حفظ نگاه همراه با حفظ پوشش به خاطر مصون ماندن شخصيت زن است، برخلاف آنچه برخي مي پندارند که رعايت حجاب زن فقط به دليل حفظ مردان است.

    پوشيدگي زن از نگاه مردان، به آنان تفهيم مي نمايد که ارزش زنانگي زن فراتر از جسم مادي اوست و در ژرفاي وجود او نهفته است، اما زناني که به اين شخصيت دروني ره نيافته اند، درصدد جبران آن از طريق خودنمايي بر مي آيند؛ غافل از آن که تا فرهنگ اجتماعي و تفکر بشري، زن را آن چنان که پروردگارش خواسته است نشناسد، زن با خودنمايي هاي خياباني به حقّي دست نمي يابد. چنانچه زن از اين طريق درصدد جبران تحقير خود برآمد، به آفت جامعه تبديل خواهد شد. به فرموده امام هادي عليه السلام: «از شرّ آن که خود را حقير و بي مقدار پندارد در امان مباش» و اين جاست که وظيفه ي مردان در حفظ خويشتن سنگين شده و در کنترل ديده ها بايد بيشتر همت ورزند،

    چرا که: نظر به نامحرمان تيري مسموم از تيرهاي ابليس است. هر کس به خاطر ترس از حق، آن نگاه را رها کند، خداوند ايماني به او مرحمت مي کند که لذّتش را در قلبش بچشد.

    نمونه عملي اين آزمايش الهي مرداني هم چون ابن سيرين و شيخ رجب علي خياط مي باشند که در مقابل فرو پوشاندن چشم، ديده ي ملکوتيشان باز شد.

    خداوند براي پاک ماندن دل ها، از مؤمنين خواسته چشم پوشي را از چشم خود شروع کنند و به جاي نهي از چشم چراني، امر به پوشيدن چشم کرد تا با بستن دريچه ي نفوذ شيطان، قلب خود را از بذر شهوت مصون دارند و اين مطلب سفارش رسول الله صلي الله عليه و آله به حضرت علي عليه السلام است: «يا علي أوّلُ نَظرةٍ لک و الثانيةُ عليک لا لک؛ اي علي! نگاه اول براي توست، ولي نگاه دوم به سود تو نيست بلکه به ضرر توست».

    اين نظر از دور چون تير است و سهم *** عشقت افزون مي شود، صبر تو کم يک نگاه از کنترل خارج شده، براي پر کردن صحنه ي دل از خاطرات شهوت انگيز کافي است، چرا که فرد دچار استثمار فکري گرديده و مهار آن به راحتي ميّسر نمي باشد و زمينه ساز روابط نامشروع مي گردد. در تفاسير، در ذيل آيه ي نور آمده است: «النَّظَرُ بَريدُ الزِّنا: نگاه نامه رسان روابط نامشروع است».

    مهم ترين عاملي که مي تواند انسان را از اين خطر عظيم رهايي بخشد در فرمايش امام علي عليه السلام يافت مي شود. از ايشان سؤال شد که چه چيزي انسان را در فروبستن چشم ياري مي رساند. فرمود: «بِالخُمُودِ تَحتَ سُلطانِ المُطَّلِعِ عَلي سِترِک؛ به فرو نشاندن آن، به اين که زير نظر فرمان روايي هستي که بر امور پنهان تو آگاه است».

    توجه به اين که عالم، محضر خداست و او از تمامي امور آگاه است و حتي از آنچه درون سينه ها مي گذرد غافل نيست، انسان را وامي دارد تا در مقابل هستي بخش عالم که تمام نعمت ها و حتي نعمت چشم و ديدن را عنايت فرموده به گونه اي صحيح استفاده نموده و عصيان نکند، چرا که خداي تعالي جز سعادت و کمال انسان را طلب نمي کند و انسان عاقل جز در مسير عبوديّت و بندگي گام بر نمي دارد.

    2) گفتار نامناسب با نامحرم

    رد و بدل کردن کلام نامناسب يا کلامي به طرز نامناسب بين پسر و دختر يا زن و مرد (در غير زن و شوهر) که برانگيزاننده ي شهوت باشد، نوعي انحراف جنسي محسوب مي گردد.

    در زندگي روزمرّه چنانچه انسان در پي روابط اجتماعي باشد، ناگزير از برخورد با نامحرم است و اين برخوردها زمينه ي انحرافات را فراهم مي آورد. براي مصون ماندن از اين کجروي، دقت عمل به خصوص از طرف زنان لازم است.

    خداوند متعال در اين رابطه، خطاب خويش را متوجه زنان برجسته ي جامعه نموده و از آنان خواسته تا هنگام برخورد با مردان نامحرم صداي خويش را نازک نساخته و با کلمات محترمانه، به گونه اي سنگين و باوقار صحبت نمايند:

    «يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلاَ تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلاَ مَعْرُوفاً»؛

    اي همسران پيامبر، شما مانند هيچ يک از زنان [ديگر] نيستيد، اگر سر پروا داريد، پس به ناز سخن نگوييد، تا آنکه در دلش بيماري است طمع ورزد و گفتاري شايسته گوييد.

    خداي تعالي خطاب خويش را متوجه همسران پيامبر صلي الله عليه و آله ساخته است،‌ گويا طبع زنان، متمايل به چنين برخوردي با مردان است، و نيز زناني که داراي وجهه اجتماعي هستند و در ديگران تأثير گذارند، بايد تقواي الهي پيشه نمايند و رفتار و گفتار خويش را تحت کنترل داشته و از اين امر دوري نمايند.

    اين آيه شريفه پس از بيان جايگاه بالاي همسران پيامبر صلي الله عليه و آله، برتري مقام ايشان را نه به دليل ارتباط با پيامبر صلي الله عليه و آله، بلکه به دليل تقواي آن ها دانسته است.

    زن براي حفظ شخصيت خود شايسته است، در سخن گفتن با مردان جدّي و محکم سخن گفته و از تعبيرات تحريک کننده خودداري ورزد و ضمن توجه به کيفيت سخن گفتن، به محتواي سخن خود نيز توجه داشته باشد تا مرداني که در مسائل جنسي تعادل ندارند و دچار شهوت راني هستند به فکر گناه نيفتند.

    خودارضايي

    تسکين يا برآوردن شهوت به وسيله مالش يا فشار به اعضاي تناسلي يا به کار بردن وسايل غير طبيعي ديگر به منظور رسيدن به اوج لذت جنسي بدون جنس ديگر را خودارضايي گويند. اين عمل در پسران استمنا، و در دختران « استشهاء » ناميده شده است.

    اين عمل در پسران بيش از دختران شيوع دارد و دليل آن را بيرون بودن دستگاه تناسلي پسران دانسته اند که خود عامل محرّک به شمار مي رود، البته شرايط بيروني محيط از قبيل اختلاط پسر و دختر، عدم مراعات مسايل اخلاقي، وجود مناظر و تصاوير محرّک از قبيل ماهواره، فيلم ها و ... در تشديد آن مؤثر است. دختران در اين زمينه خود به خود تحريک نمي شوند، مگر اين که محرک خارجي موجب تحريک آن گردد.

    لذّت جنسي اين عمل در پسران قابل مقايسه با لذّت جنسي طبيعي نيست و با اين عمل هيچ وقت رضايت جنسي شخص فراهم نمي شود و غالباً با حس پشيماني و نفرت همراه است. بزرگ ترين ضرر آن پس از ازدواج، سرعت انزال براي مردان است که از کار خودشان چندان لذتي نبرده و در نتيجه زن نيز به لذّت جنسي نمي رسد و علّت آن را در اين اصل روان شناسي بايد جست که:

    اولين برخورد لذّت بخش، زير بناي لذّت هاي بعدي است که کسي که براي اولين مرتبه به جاي جنس مخالف، «خود» را براي استمنا انتخاب کرده، به همان اندازه درون خودش فرو رفته و اين درون گرايي، شخص را منزوي از اجتماع، ترسو، حساس و ... بار خواهد آورد.

    دين اسلام به دليل زيان هاي جسمي و روحي اين عمل براي فرد و ضررهاي اجتماعي آن براي فرد و جامعه، اين عمل را منفور و از آن نهي نموده است.

    امام صادق عليه السلام در رابطه با استمنا فرموده است:

    استمنا گناه بزرگي است. خداي متعال در کتاب حکيمش اي عمل را نهي فرموده است. استمنا کننده همانند کسي است که با خود ازدواج نمايد و اگر بدانم کسي چنين عملي را مرتکب مي شود، هرگز با وي غذا نمي خورم. شخصي که سؤال مي کرد، پرسيد: اي فرزند رسول خدا صلي الله عليه و آله! بفرما در کجاي قرآن از اين عمل نهي شده است، حضرت عليه السلام فرمود: آن جا که حق تعالي مي فرمايد: «فَمَنِ ابْتَغَى‏ وَرَاءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْعَادُونَ»؛ پس هر که فراتر از اين جويد، آنان از حدّ درگذرندگانند. و استمنا راه منحرف و فراتر از معمول و طبيعي است.

    از عوارض مهم استمنا درون گرايي مي باشد که در صورت تکرار به صورت اعتياد درآمده و عوارض زيان بخش آن به صورت رنگ پريدگي، ضعف بينايي و ... نمايان مي شود. عواقب استمنا هويّت جوانان را در معرض خطر قرار داده و قدرت نبوغ و ابتکار را از آنان مي گيرد.

    کساني که معتاد به اين عمل شده اند، براي درمان بايد به تقويّت نفس پرداخته، از راه ورزش، پرکردن اوقات فراغت و از طريق نماز و روزه قدرت خود را بالا برده و توانايي خويشتن داري را افزايش دهند.

    3) دوست گيري (روابط ناسالم)

    ايجاد ارتباط و روابط ناسالم بين دو جنس مخالف بدون محرميّت شرعي را دوستگيري گويند. اين عمل در شرع مقدس اسلام ناپسند شمرده شده و مورد نهي خداي تعالي قرار گرفته است و عبارت «لاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ». و «وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ» دوست گيري از مسلمانان و غير مسلمانان را نهي نموده است.

    «اخدان» جمع خدن به معناي دوست مي باشد که براي جنس مذکر و مؤنث به کار رفته و يک دوست و چند دوست را شامل مي شود.

    مفسرين عبارت «لاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ» و «وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ» را به قرينه ي قرار گرفتن در کنار عبارت «مُحْصَناتٍ غَيْرَ مُسافِحاتٍ» و «مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسافِحِين» را به مفهوم زناي مخفيانه گرفته اند. هر چند اين قرينه مي تواند معنا را خاص کند، اما از اطلاق آن جلوگيري نمي کند و آيه ي شريفه هرگونه دوست گيري را منع مي نمايد ولو به حدّ زنا نرسد. البته برخي آن را به معناي دوست گيري معنا کرده و برخي دوست گيري مخفيانه بيان نموده اند.

    در زمان جاهليت زناي آشکار در ميان عرب امري ناپسند بود، ولي دوست گيري مخفيانه و زناي پنهان مذموم شمرده نمي شد و خداي متعال اين امر را نهي فرمود.

    علماي لغت، «خدن» را در مفرد و جمع، هر دو يکسان دانسته اند، ولي در آيه ي شريفه، «اخدان»، به صورت جمع به کار رفته تا بفهماند کساني که اهل دوست گيري هستند،‌ به يک دوست اکتفا نمي کنند، بلکه دوستان زيادي براي فحشا مي گيرند.

    پاي بندي افراد در جامعه اسلامي به احکام شرع،‌ موجب حفظ افراد از برقراري روابط بين پسر و دختر و مرد و زن مي گردد، ولي ممکن است خطر از جانب زنان غير مسلمان (اهل کتاب) مسلمانان را تهديد نمايد، لذا خداوند متعال به مردان مسلمان هشدار مي دهد با زنان غير مسلمان نيز روابط مخفيانه نداشته باشند و در صورت نياز، به عقد موقّت اکتفا نموده و مراقب باشند به واسطه پيروي از هوا و هوس در عشق ورزي با زنان يهودي و مسيحي دچار بي بندوباري نشده و فساد آنان بر اسلام چيره نگردد و در روايتي از امام صادق عليه السلام عقد زنان يهودي و مسيحي را منوط به عفيف بودن آن ها نموده است.

    يکي از معضلات امروزي جامعه ي ما روابط ناسالم دختران و پسران و حتي زنان و مردان مسلمان مي باشد، چنان که گويي چنين ارتباطي هيچ گونه منع شرعي ندارد، ولي در صورت دانستن عوارض ناخوشايند آن، شايد افراد در اين مورد با احتياط بيشتري گام بردارند. متأسفانه در سال هاي اخير اختلاط دختران و پسران در محيط هاي ورزشي و مجامع عمومي همراه با بد حجابي دختران را شاهد هستيم که براي آينده کشور جاي نگراني است.

    اسلام، حضور زن و مرد را در اجتماع نهي نمي کند، ولي براي حفظ حريم در جامعه اسلامي، قرار گرفتن زن در محيط محفوظ خانه را بهتر دانسته و در صورت نياز به خروج از خانه آنان را از خودنمايي نهي مي کند: «وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى»؛ و در خانه هايتان قرار گيريد و مانند روزگار جاهليت قديم،‌ زينت هاي خود را آشکار نکنيد.

    جذابيّت ارتباط با جنس مخالف از سنين نوجواني اوج مي گيرد و برخي پسران، داشتنِ دوست دختر را نوعي قدرت اجتماعي و بعضي دختران، داشتن دوستِ پسر را نوعي جاذبه مي دانند و غالب دختران برقراري رابطه را مقدمه ي ازدواج تلقّي مي کنند، حال آن که اين برداشتِ نادرست آسيب هاي رواني، اجتماعي و تربيتي را در پي دارد.

    «در سال هاي اخير ميانگين سنّي ارتباط جنسي ناسالم در کشور کاهش يافته است» که ريشه در عوامل فرهنگي و اجتماعي دارد.

    شناخت صحيح نوجوان از جنس مخالف موجب آرامش رواني و مصون ماندن آينده ي نوجوان مي گردد.

    چنانچه نوجوان در برخورد جنس مخالف با شناخت و احترام متقابل برخورد نموده و از هر گونه رفتار توأم با شرم افراطي پرهيز نمايد، امکان روابط پنهاني کم رنگ شده و به دليل احساس شخصيت دروني، خود را نه تنها بي نياز از اين گونه روابط مي بيند، بلکه خود را برتر از آن مي شمارد که در مقابل اين گونه روابط تأثير پذيرفته يا تسليم گردد. اسلام براي از بين بردن روابط ناسالم، مقدمات آن را نهي نموده است. قال رسول الله صلي الله عليه و آله: «لا يَخُلوَنّ رجلٌ بامرأة فإنّ ثالثَهما الشيطانُ؛ مرد [نامحرم] با زن [نامحرم] در جايي خلوت نکنند، که در اين صورت سومين آن ها شيطان خواهد بود».

    امروزه برخورد زنان و مردان در محيط هاي اجتماعي، فرهنگي از قبيل دانشگاه و ...، خطرات اين امر را دو چندان مي سازد و ارتباطات مجازي از قبيل تلفن، اينترنت و ... اين گونه ارتباطات را موجّه جلوه مي دهد، به گونه اي که پدران و مادران يا بر اثر غفلت و بي توجّهي يا ندانستن راهکار، در مقابل ارتباطات تلفني و اينترنتي فرزندان خود کمتر عکس العمل نشان مي دهند و عدّه اي نيز با اين شعار که محدوديّت موجب تحريص مي گردد، درصدد گسترش اين گونه روابط هستند، ولي اندکي تأمل در آزادي جنسي غرب و از بين رفتن جايگاه انسان در آن روشن مي سازد که اين گونه دوستي ها شناخت لازم براي زندگي را تأمين نکرده و طرفين را از الزام هاي دروني نسبت به عشق، محبت، خانواده، احساس مسئوليت و مقدار ظرفيت هاي رواني و عاطفي يک ديگر با خبر نمي سازد و فقط يک آشنايي سطحي و مقطعي پديد مي آورد که در آن از اصول مؤثر در شناخت اثر نيست و چنانچه اين گونه روابط به ازدواج هم منجر شود، معمولاً داراي پايان خوشي نيست. طبق آمار يک مشاور خانواده 95 درصد ازدواج هاي اينترنتي و ازدواج هاي خياباني ناموفّق هستند.

    نمونه ي برخورد صحيح اجتماعي دو غير هم جنس را خداوند متعال در قرآن کريم در رابطه برخورد دختران شعيب عليه السلام با حضرت موسي عليه السلام به تصوير کشيده است و حتي طرز راه رفتن دختران شعيب عليه السلام را بيان گر شرم و حياي آنان برشمرده است.

    4) هم جنس گرايي

    انحراف هم جنس گرايي، کسب لذّت جنسي از جنس موافق است که به واسطه ي نزديکي دو جنس موافق، يعني مرد با مرد يا زن با زن صورت مي گيرد. اين عمل اگر بين دو جنس مذکّر صورت پذيرد آن را « لواط » و چنانچه بين دو جنس مؤنث انجام شود « مساحقه » ناميده مي شود. گرايش به جنس موافق در قرآن کريم امري بر خلاف فطرت و نظام آفرينش برشمرده شده و آن را انحراف در گرايشات جنسي محسوب مي نمايد. روي آوردن به جنس مخالف براي ارضايغريزه ي جنسي کاري زشت و داراي ارزش منفي است، لذا از آن به « فاحشه » تعبير آمده است. يعني گناه بزرگي که زشتي آن نيز بسيار عظيم است.

    اولين قومي که بدين عمل زشت دست يازيدند قوم لوط بودند، لذا خداوند در حق اين قوم فرمود: « أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَاسَبَقَكُمْ بِهَا مِن أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ». اين جمله نشان مي دهد که پيدايش اين عمل به قوم لوط منتهي مي شود و چون اين قوم زنان را ترک گفته و به مردان اکتفا نمودند و به شهوت راني با مردان مشغول شدند خداوند آن ها را با صفت اسراف بيان نمود که بيان گر تجاوز و انحراف آنان از قانون فطرت و خروج از حق به فساد، از امري طبيعي به غير طبيعي و از حلال به حرام مي باشد.

    در زمان حضرت لوط عليه السلام ارضاي جنسي مردان با مردان موجب شد تا زنان از اين لحاظ بي بهره بمانند، لذا شيطان آنان را نيز فريفت و زنان نيز به عمل نامشروع با زنان پرداختند و به همين دليل نيز عذاب بر هر دو گروه مردان و زنان نازل شد و اگر جز اين بود زنان در دعوت لوط عليه السلام، از او حمايت نموده و به عذاب الهي دچار نمي شدند.

    پرده دري و انجام اين گونه گناهان، زشتي آن را در اذهان کم رنگ نموده و به تدريج آشکار نمودن آن نيز برايشان امري عادي جلوه مي نمايد. کساني که براي اولين بار دست به عمل قبيح مي زنند معمولاً درصدد پنهان نمودن آن بوده، افرادي خجالتي، گوشه گير و منزوي هستند و براي ارتکاب اين عمل،‌ افراد غريبه يا کودکان را انتخاب مي نمايند، ولي چنانچه دايره ي عمل گسترده گردد، آن را امري طبيعي تلقّي نموده و براي کسب حقوق بيشتر دست به گردهمايي و تظاهرات مي زنند و اين امر عجيبي نيست، چرا که قول لوط نيز در ابتدا به غريبه ها و ميهمانان تجاوز مي کردند، ‌ولي به تدريج اين امر به صورت عمومي جلوه گر گشته و در مجالس عمومي و مراکز تفريحي دست به اين عمل قبيح زده و از آن ابايي نداشتند و قرآن در اين باره مي فرمايد: «تَأْتُونَ فِي نَادِيكُمُ الْمُنكَرَ».

    اصطلاح هم جنس خواهي در دهه ي 1860 ميلادي ابداع گرديد و از آن پس هم جنس خواهي بيش از پيش به عنوان انحراف جنسي خاص در نظر گرفته شد.

    ارتکاب اين اعمال، ديد طبيعي انسان را منحرف ساخته، به گونه اي که از غريزه جنسي فقط در پي برآوردن شهوات نفساني خواهد بود و از هدف اصلي آن که به دست آوردن فرزند و بقاي نوع است، غفلت خواهد شد، لذا حضرت لوط عليه السلام در زشتي اين کار به قوم خود استدلال مي کند: «أَءِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِيلَ» که مراد از قطع سبيل، رها کردن ادامه ي نسل و لغو کردن آن بيان شده است.

    ارضاي جنسي از راه صحيح موجب انس و الفت بين زن و مرد گشته و آنان را به هم نزديک مي سازد و در نتيجه سلامت جسمي و روحي را در پي دارد، ولي هم جنس گرايي به دليل مخالفت با فطرت انساني نه تنها الفت روحي و رواني بين دو هم جنس را فراهم نمي سازد، بلکه بستر کينه و دشمني را مهيا مي کند؛ علاوه بر اين که بيماري هاي جسمي را نيز به دنبال دارد، چرا که مجاري دفع بدن قابليّت جذب مني را نداشته و با اجتماع آن در مراکز دفع، موجب تورّم و ايجاد بيماري هاي مختلف مي شود. قانون خلقت بر اساس فطرت، جاذبه جنسي را بين زن و شوهر قرار داده است و تغيير مسير به سوي هم جنس گرايي آرامش روحي را بر هم زده و در پي آن اجتماع نيز دچار تشويش خواهد شد و عاقبت چنين عملي به جاي باران حيات بخش، باراني از سنگ و در نتيجه، دگرگوني خلفت الهي و واژگون شدن سرزمين با زلزله ي عظيم خواهد بود. «فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِن سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ».

    5) زنا

    آميزش نامشروع جنسي زن و مرد را «زنا»‌ گويند که در شرع مقدس اسلام نهي شده و از آن به عنوان کار بسيار زشت نام برده شده است.

    عدم رعايت موازين شرع و عدم رعايت حريم بين زن و مرد ممکن است مقدمات اين عمل را فراهم آورد و ارتکاب اين عمل خود منشأ انحرافات ديگر خواهد شد.

    خداوند متعال براي برحذر داشتن از اين گناه بزرگ مي فرمايد:«وَلاَ تَقْرَبُوا الزِّنَى‏ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِيلاً» را از محدوده ي آن دور نموده و بدان نزديک هم نشويد. اين هشدار بيان گر آن است که آلودگي به زنا مقدماتي دارد که انسان را به تدريج به آن نزديک مي کند که عبارتند از: «چشم چراني، بي حجابي، کتاب هاي بدآموز، فيلم هاي آلوده، نشريات فاسد، کانون هاي فساد، خلوت زن و مرد نامحرم با يک ديگر و ترک ازدواج، معاشرت با دوستان ناباب، مشروبات الکلي و عدم رعايت موازين شرعي و اخلاقي در خانه و اجتماع و...».

    در اين آيه شريفه از زنا به عنوان «ساءَ سَبِيلاً»؛ بد راهي تعبير آمده است؛ يعني روش ناپسندي است که تمامي شئون جامعه را به فساد مي کشاند و انسانيّت را به تباهي مي رساند. به همين دليل تمامي اقوام و ملل در طول قرون متمادي اين عمل را زشت و فاحشه شمرده و آن را موجب فساد نسب و قطع نسل و به وجود آمدن بيماري هاي مقاربتي دانسته اند. علاوه بر اين، حيا و عفّت زنان و غيرت مردان را بر باد داده و بنيان خانواده را متزلزل مي سازد؛ مسئله اي که هم اکنون به صراحت در جوامع غربي ديده مي شود و نتيجه ي آن کم رنگ شدن تدريجي مودّت و رحمت در بين خانواده ها و در حال از بين رفتن رابطه ي معنوي پدر و فرزند مي باشد.

    عمل زشت زنا آثار سوء دنيوي و اخروي در بر دارد که علي بن ابي طالب عليه السلام از قول رسول خدا صلي الله عليه و آله آن را بيان مي دارد:

    فِي الزّنا سِتُّ خِصالٍ: ثَلاثٌ فِي الدُّنيا، ثَلاثٌ فِي الآخِرَةِ، فَأمّا اللَّواتي فِي الدُّنيا، فَيذَهَبُ بِنوُرِ الوَجهِ: وَ يَقطَعُ الرِّزقَ، وَ يَسرَعُ الفَناء. و أما اللَّواتي فِي الآخِرَةِ، فَغَضَبُ الرَّبِ، وَ سُوءُ الحِسابِ، وَالدُّخُولُ (الخُلُودُ) فِي النَّارِ؛

    در زنا شش اثر بد وجود دارد، سه قسمت آن در دنيا و سه قسمت آن در آخرت است، اما آن هايي که در دنيا است يکي اين است که صفا و نورانيت [آبرو] را از انسان مي گيرد و روزي را قطع مي کند و به نابودي انسان ها سرعت مي دهد و اما آن سه که در آخرت است، غضب پروردگار، سختي حساب و داخل شدن (جاودانگي) در آتش جهنم است.

    خداوند يکي از صفات عبادالرحمان را زنا نکردن برشمرده که نسبت به مرد و زن اطلاق دارد، اما در جاي ديگر، پيامبر صلي الله عليه و آله به هنگام بيعت با زنان از آنان تعهد مي گيرد که زنا نکنند و علّت آن تأکيد بيشتر بر عفّت ورزي زنان در اين زمينه مي باشد، چرا که نسل پاک و فرزندان حلال زاده به وسيله ي ايشان حاصل مي شود و در مقابلِ پيمان جهاد از مردان، عفّت ورزي از زنان را قرار داده است. علت اين توصيه به زنان به خاطر حفظ جامعه از فساد و فحشا مي باشد، چرا که با عفت زنان، جامعه مصون و محفوظ خواهد ماند. البته اين امر بدون آموزش اخلاق اسلامي و برخورد صحيح مردان ميسر نمي باشد، زيرا برخي رفتارهاي مردان موجب آزار جنسي زنان مي گردد.

    در مقابل، زناني که آزادانه به روابط نامشروع مي پردازند و اقدام به خود فروشي و روسپي گري مي نمايند، مقدمات فحشا را در جامعه مهيّا نموده و خصوصاً نسل جوان را در معرض خطر فحشا قرار مي دهند و در نهايت با بدترين وضع در گوشه اي متروک و تنها جان مي سپارند.

    براي حفظ سلامت جامعه، نيروي انتظامي به مقابله با اين افراد مي پردازد. در عين حال جواناني در اين دام ها گرفتار مي شوند که دچار ناراحتي هاي روحي، اجتماعي و جسمي گرديده و پس از رسوايي، شخصيّت معنوي، اجتماعي خويش را از دست مي دهند.

    قوانين ضد فحشا تقريباً در همه ي جوامع غربي در يک طرف معامله، ميان فواحش و مشتريان محدود گرديده است. کساين که خدمات جنسي را مي خرند، دستگير يا تعقيب نمي شوند و در جريان دادرسي مي توانند هويت خود را مخفي کنند، ولي در دين اسلام هر کس آزادانه و با اختيار اقدام به فحشا نمايد، محکوم است.

    خداوند براي پرهيز از اين گناه بزرگ، زنا را پس از شرک و قتل نفس جزء بزرگ ترين گناهان برشمرده است. روايتي که از ابن مسعود از پيامبر صلي الله عليه و آله در ذيل آيه 68 سوره فرقان نقل شده است، بر اين مطلب دلالت دارد.

    براي پرهيز از واقع شدن در زنا، بايد از فحشاي پنهان و باطني پرهيز نمود«لاَ تَقْرَبُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ» که مي توان فحشاي باطني را در اين زمينه، از طريق فکر و خيال و چشم چراني و صحبت، بيان نمود.

    حضرت عيسي عليه السلام در تکميل تورات فرمود: در تورات موسي عليه السلام نوشته شده است: زنا مکن، ولي من مي گويم، اگر حتي با نگاه شهوت آلود به زني نگاه کني، همان وقت درون دلت با او زنا کرده اي.

  • عوامل زمینه ساز درونی انحراف جنسی

    این عوامل، برانگیختگی و شعله ورسازی میل جنسی را از درون در فرد ایجاد می کنند و او را در پرتگاه لغزش های جنسی قرار می دهند. اینک به مهم ترین این عوامل می پردازیم.

    1. روحیه شهوت پرستی

    در لغت «شهوت» اشتیاق فرد به چیزی است که بدان علاقه دارد. در اصطلاح نیز شهوت، میل و خواسته ای است که شدت آن از حد معمولی فراتر می رود و سایر میل های آدمی را تحت الشعاع قرار می دهد و تمام توجه فرد را تنها به موضوع خود جلب می کند.

    خداوند میل جنسی را در انسان آفریده تا از آن به شکل مناسب بهره گیرند، اما هنگامی که فرد تمام توان خود را درخدمت شهوت جنسی قرار دهد، به نوعی بیماری روحی ـ روانی دچار می گردد. و از دیدن حقیقت باز می ماند؛ چنان که امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید: «هوا پرستی دشمن خردمندی است.»

    انسان هواپرست تنها به اشباع شهوت جنسی خویش می اندیشد و آن قدر درشهروت خود فرو می رود که از همه حقایق هستی دور می ماند. شهوت در دل این افراد چنان جای می گیردکه حتی آن گونه که در روایات آمده، اینان به آخرت نیز کفر می ورزند و نمی خواهند در باره آن چیزی بدانند؛ چراکه آن را مانعی بر سر راه شهوت پرستی خویش می دانند.

    2. مجرد زیستن

    در اوایل سنین بلوغ با افزایش ترشح هورمون های جنسی که بیش از 50 برابر می گردند، گرایش به جنس مخالف در فرد پدیدار می گیردد. باتوجه به فرهنگ دینی، سه نوع رفتار جنسی در بین افراد مجرد (نوجوانان و جوانان) مشاهده می شود:

    1) کسانی که بر پایه فرهنگ دینیـ مذهبی خود وبا هدایت خانواده، تا هنگام ازدواج پاک و عفیف می مانند و از هر گونه روابط جنسی پیش از ازدواج اجتناب می ورزند. این گروه کاملاً از آسیب های ناشی از انحرافات جنسی ـ به ویژه بیماری های آمیزشی ـ در امان اند. پژوهش های متعدد نشان می دهد در میان جوانانی که والدین متدینی دارند، میزان آلودگی پیش از ازدواج بسیار کم است.

    2) این گروه بر خلاف گروه اول به تقلید از انگاره های غربی، لذت طلبی جنسی را به گونه ای افراطی می پذیرند. از نگاه اینان، خوشبختی زمانی آغاز می شود که اساس قوانین اجتماعی دست و پاگیر و مقررات اخلاقی و تعالیم دینی فرو ریزد. آنان هیچ گونه آداب و رسوم فرهنگی و مذهبی را بر نمی تابند و به همین رو در صدد حذف تمامی قیودند. بدیهی است که این افراد کامجویی و ارضای بی حد میل جنسی را بدون در نظر گرفتن نتایج شوم آن سر لوحه خویش قرار داده اند. جان دیویی دراین باره می گوید:

    برخی اشخاص هستند که اصول اخلاقی و مقررات اجتماعی را به منزله ی مانعی در راه پیشرفت تمایلات واستعدادهای انفرادی تلقی می کنند. این افراد عدم آزادی در ارضای تمایلات و شهوات خویش را محدود کردن پرورش شخصیت فردی خویش می دانند. همان اندازه که حرکات و رفتارشان زننده ونامطلوب است، خود به همان اندازه احساس می کنند که باید بیش از پیش از شهوات، احساسات و افکار خویش پیروی نمایند و به مقررات و اصول اجتماعی بی اعتنا باشند. به طور کلی درنظر آنان، بهترین اخلاق پشت پا زدن به اصول و مقررات اخلاقی است که مانع آزادی آدمی میگردد.

    این افراد، دوستانی از جنس مخالف بر می گزینند و مواد مخدر و الکل مصرف می کنند و احتمال ارتباطات جنسی پیش از ازدواج نیز برای آنان وجود دارد. متأسفانه به دلایل متعدد، این گروه رو به گسترش اند. اما جالب اینکه، امروزه در غرب پژوهشگران علوم اجتماعی بر این باورند که جوامع دین گریز نمی توانند روندهای اجتماعی و خانوادگی رو به زوال را بهبود بخشند، بلکه فقط مذهب می تواند این وضع را تغییر دهد؛ حال آنکه برخی مسلمانان اصرار دارند که الگوی رفتاری خویش را بر اساس جوامع غربی قرار دهند.

    3) این افراد نه مانند گروه اول محدودند ونه همچون گروه دوم آزاد و بی قید و بند. این گروه را افرادی تشکیل می دهند که چندان به مسائل تربیتی و دینی پایبند نبوده و از سوی دیگر در پی روابط آزاد جنسی نیز نیستند، بلکه ممکن است که گاه به لذت طلبی جنسی بپردازند.

    این گروه نیز درمعرض استفاده از مواد مخدر وخطر ارتباطات نامناسب جنسی قرار دارندکه متأسفانه به دلیل پیش رو داشتن زمینه های انحراف فراوان، تعدادشان رو به گسترش است.

    در هر حال، مجرد زیستن نه تنها نوجوانان ، بلکه حتی جوانان و میان سالان را آماده می سازد تا به شیوه های گوناگون به ارضای نیاز جنسی روی آورند. از همین روست که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: «به راستی که پست ترین مردگان شما، افراد بی همسر و مجرد هستند.»

    3. عدم کنترل فرد بر میل جنسی خویش

    افرادی که در هر زمان و مکان به دنبال آن اند که غریزه جنسی خویش را به هر شیوه ای ارضا کنند، بی آنکه نگران نتایج کار خویش باشند، اگر تحت تربیت جنسی صحیحی قرار نگیرند و با هنجارها و ارزش های دینی و فرهنگی آشنا نگردند، نمی توانند به شیوه مناسبی این میل را دراختیار گیرند. علی (علیه السلام) می فرماید:

    هر کس هوای نفس وی بر عقلش چیره گردد، رسوایی زیادی برای او پدیدار می گردد.

    هر کس مغلوب خشم و شهوت خود واقع شود، در ردیف حیوانات قرار می گیرد.

    از شهوت رانی های فاصله بگیرید؛ زیرا شهوت رانی شما را به سوی ارتکاب گناهان وهجوم به همه لغزش ها و ناپاکی های می کشاند.

    بنده ی شهوت، اسیری است که اسارت از او جدا نمی گردد.

    4. زیبایی چهره

    یکی از نعمت های الهی، برخورداری از زیبایی ظاهری است که فرد را در نظر دیگران جذاب می نمایاند. این امر ممکن است زمینه لغزش دیگران را فراهم آورد که نمونه بارز آن در جریان داستان یوسف و زلیخا بیان گردیده است. از سوی دیگر، پاره ای افراد باداشتن اندامی متناسب و زیبایی ظاهری، مغرور می گردند و به سوی انحرافات جنسی کشیده می شوند و حتی از این زیبایی برای اغراض هوس آلود سوء استفاده می کنند. از اینگونه افراد نمونه هایی نیز درتاریخ وجود دارد.

    در روایات نیز به صراحت بدین موضوع اشاره گردیده است؛ چنان که امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید: «زکات زیبایی، پاکدامنی است».

    امام صادق(علیه السلام) نیز می فرماید:

    زن زیبایی را روز قیامت می آورند. این زن در دنیا فریفته جمال و زیبایی خود بوده است. میگوید: «پروردگارا! مرا زیبا روی آفریدی و این زیبا رویی چه بر سر من آورد! پس حضرت مریم (علیه السلام) را می آورند و از آن زن می پرسند که «تو زیباتری یا این زن؟ او را زیباترین آفریدیم، ولی او فریفته جمال خود نشد.»

    مرد زیبارویی را که در دنیا فریب جمال خود را خورده می آورند آن مرد می گوید: خداونداً مرا زیبا روی آفریدی و زنان مرا گمراه کردند. پس حضرت یوسف (علیه السلام) را می آورند. خداوند متعال می پرسد: تو زیباروتری یا یوسف؟ او را زیبایی دادیم، ولی او فریب زیبایی خود را نخورد.

    آزار دل خلق مجو بی سببی ... تا بر نکشد آه دل نیم شبی

    بر مال و جمال خویشتن غره مشو ... کان را به شبی برند، این را به تبی

    5. ایجاد زمینه های تحریک فردی

    نقش دو عامل مکان و زمان نیز در ایجاد زمینه های تحریک جنسی کاملاً روشن است. در آموزه های دینی از فرد خواسته شده که حتی در محیط خصوصی که فردی در آنجا نیست، از برهنگی کامل خویش خودداری کند؛ چراکه این حالت موجب تحریک جنسی او می گردد. امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید: «پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) [مردم را] از برهنه شدن در شب و روز نهی نمودند.»

    هم چنین در روایاتی چند به برخی از مواردی که زمینه ساز تحریک جنسی است، اشاره گردیده است. امام صادق (علیه السلام) می فرماید:

    حمام، بدمکانی است؛ زیرا پوشش را می درد [و فرد را برهنه می سازد] و شرم گاه را نمایان می سازد.

    امیر مؤمنان (علیه السلام) نیز در بیانی می گوید: «عامل انجام زشتی ها و گناهان، [در] خلوت بودن است.»

    خیالات نادان خلوت نشین ... به هم بر کند عاقبت کفر و دین.

    6. میگساری

    نوشیدن مشروبات الکلی واعتیاد به آن فرد را از فهم درست دور می کند و وی را آماده هر گونه رفتار جنسی تجاوزکارانه می سازد. برای مثال در آمریکا 50% از افرادکودک آزار هنگام ارتکاب جرم تحت تأثیر شدید الکل بوده اند. و در 34% موارد تجاوز به عنف نیز الکل نقش داشته است. درزنای با محارم نیز یک عامل مهم، اعتیاد به مصرف مشروبات الکلی است.

    بنابراین شراب خواری افزون بر آثار فراوان جسمی، زمینه ساز بسیاری از آسیب های خانوادگی و اجتماعی نیز هست. در واقع از همین روست که در روایات، شراب خواری کلید تمام بدی ها شمرده شده است. امام صادق (علیه السلام) می فرماید:

    فرد شراب خوار اگر از [دختر] شما خواستگاری نمود، به وی زن ندهید؛ زیرا کسی که دخترش را به شراب خوار بدهد، گویا او را به زنا کشانده است.

    امام باقر (علیه السلام) نیز می فرماید:

    مشروب را خداوند به خاطر آثار و فسادش حرام نموده است. نوشیدن شراب فرد را وادار می کند که بر تجاوز به محارم خود جسارت پیدا کندـ مانند این که با آنان زنا انجام دهد ـ به طوری که فرد در امان نیست [ وهمواره این خطر او را تهدید می کند] که هر گاه مست کند، به محرم خود تجاوز نماید، درحالی که این کارِ خود را نمی فهمد.

  • عوامل زمینه ساز بیرونی انحراف جنسی

    1. معاشرت ناباب

    اینکه انسان ها باید با یکدیگر درارتباط باشند، امری بدیهی و بلکه ضروری است. بی شک در دوره نوجوانی که فرد اوقات فراغت بیشتری دارد و استقلال نسبی به دست آورده، تمایل شدید برای تشکیل گروه همسالان و معاشرت با آنان به چشم می خورد. گروه همسالان دراین دوره بر اساس نقاط مشترک و البته بر پایه معیارهای خاص شکل میگرد. ازاین رو باید بدانیم ملاک های معاشرت مناسب و درست چیست. بی گمان معاشرت و تفریح نه تنها سلامت جسمانی، بلکه سلامت روانی فرد را نیز تضمین می کند. آدمی باید با کسانی بیامیزد و همنشین گردد که راه انسانیت و بزرگواری را به رویش بگشایند، نه آنه موجب آلودگی و تباهی وی شوند. بر طبق نظریه «پیوند افتراقی» ادوین سادرلند، رفتار انحرافی و بزهکاری های جنسی از طریق معاشرت با دوستان ناباب انتقال می یابد. به همین دلیل در روایات معیارهای متعددی برای معاشرت ناباب بیان شده است. برای مثال، فردی از امیر مؤمنان (علیه السلام) پرسید: کدام دوست وهمراه برای تو بدتر است؟ ایشان فرمود: «کسی که گناه خداوند را برای تو زیبا جلوه دهد.»

    آن حضرت در روایت دیگر می فرماید: «بزرگ ترین حماقت و نادانی، دوستی با افراد زشت کار است.»

    در رهمنودهای دینی بر تأثیر رفاقت های نامناسب بر رفتار فرد تأکید بسیار شده است. ا ز این رو برخی روایات با بیان شاخص های دوستی ناباب در صدد ایجاد آگاهی اند. برای نمونه در روایتی از امیر مؤمنان(علیه السلام) می خوانیم:

    برای فرد مسلمان شایسته است که از دوستی با سه دسته افراد بی حیا، نابخرد و دروغگو اجتناب ورزد؛ زیرا فرد بی حیا کار [زشت] خودش را برای تو آراسته و زیبا جلوه می دهد و دوست دارد تو نیز مثل او باشی وتو را بر امر دینی و آخرتت یاری نمی کند. همنشینی با وی جفا و سنگدلی است و رفت و آمد او با تو مایه ننگ است.

    ای فغان از یار ناجنس ای فغان... همنشین نیک جویید ای مهان

    2. بی بند و باری جنسی

    بیشتر مردم اروپا و آمریکا که پیروان آیین کلیسایند و قرن ها از محدودیت و محرومیت روابط جنسی رنج می بردند، پس از شهرنشینی گسترده و صنعتی شدن که موجب تغییر سبک زندگی آنان شد، با به دست دادن نظریات جدید مانند نظریه روان کاوی فروید، به افراط گراییدند. به واقع افراط در شهوترانی و آرزوی ایجاد روابط جنسی نامحدود در غرب واکنشی به سخت گیری ها و ناکامی های روزگار گذشته آن دیار است. روش افراطی در غرب به گونه ای شد که برخی به تدریج خود را از هر نوع قید و بند اخلاقی و اجتماعی رها نمودند که بعدها آنان را «لومپن» نامیدند؛ یعنی شخصی که هیچ گونه قید و بندی ندارد.

    در دوران جدیدِ غرب تلاش وسیعی صورت گرفت تا همه موانعی که بر سر راه اشباع میل جنسی است، برداشته شود. امروزه بیشتر نوجوانان و جوانان آمریکایی به گونه ای افسار گریخته، از میل جنسی خود تنها برای تفریح بهره می گیرند. پدیده بی بند و باری جنسی که امروزه به ویژه در میان دختران نوجوان آشکار گردیده، نه به قصد ارضای جنسی، بلکه برای کنار آمدن با انواع مشکلات درونیِ ناشی از بحران هوست است. آلن کوتا درکتاب سرمایه داری در تمام کشورها در باره منطق نظام امریکا میگوید:

    بی شک اوج گیری فساد پس از پیشرفت فعالیت های پولی و اسطه ای، امری است اجتناب ناپذیر.

    در نظامی که همه چیز در آن خرید و فروش می شود، نه تنها فساد، بلکه فحشا نیز از شکل انحراف های فردی به در می آید تا به قوانین زیر بنایی نظام بدل گردد. بنابراین فحشای حرفه ای آشکارترین تصویر در غرب است.

    البته به جز کشورهای غربی، برخی کشورهای شرقی نیز به دلیل کم رنگ شدن پاره ای هنجارها و ارزش ها و عدم جایگزینی هنجارهای مناسب و یا جایگزینی عادت و ارزش هایی که در فرهنگ آن جامعه ریشه ندارد، با نوعی تعارضات فرهنگی روبه رو شدند که موجب تنش بین فرد وجامعه شد.

    تأسف اینکه برخی دختران و پسران جوان برای توجیه بی بند و باری جنسی خویش و تصحیح رفتار خود، به آرای عمومی جهانی و روش های علمی و نظریه های روان شناسان غربی استناد می جویند؛ استنادی که ناشی از خودباختگی است. درهر حال امروزه آثار مخرب بی بند و باری جنسی در غرب خودباختگی است. درهر حال امروزه آثار مخرب بی بند و باری جنسی در غرب آن چنان آشکار شده که دانشمندانِ غربی را واداشته تا برای نجات از این آسیب های راهکارهای مناسبی بیندیشند.

    کارن هورنای، روانکاو معروف آلمانی می نویسد:

    در اجتماعاتی که روابط جنسی آزاد است، بسیاری از احتیاجات روانی افراد به شکل میل جنسی بروز می کند و به صورت عطش جنسی در می آید [و] گاهی نیز در اثر تعارض موجود در محیط خانواده، به شکل درهم شکستگی زندگی خانوادگی، فقدان مشارکت، احساس تنهایی و شرایط نامناسب زندگی در می آید. این شرایط نه تنها فرد را به انحراف می کشاند، بلکه او را آماده به انحراف کشاندن دیگران [نیز] می سازد.

    البته ترویج بی بند و باری جنسی به عنوان حربه، در تهاجم فرهنگی دشمن نیز مطرح است که البته این موضوع در گذشته های دور نیز دیده می شود؛ چنان که گفته اند:

    بلعم بن باعورا به فرعونیان سفارش نمود: زنان و دختران خویش را آرایش کنید و به بهانه خرید و فروش، آنان را میان سپاه موسی روانه سازید تا از این طریق، آنان به فساد کشیده شوند و به بیماری های واگیردار مبتلا گردند.

    درپروتکل به اصطلاح اندیشمندان یهود آمده است:

    ما باید کاری کنیم که اخلاق در همه جا ویران شود تا راه سیطره ی ما را بگشاید. فروید از ماست و به زودی روابط جنسی زن و مرد چنان آشکارا انجام می شود که در نظر جوان دیگر هیچ چیزِ مقدس مفهوم نداشته باشد و پیوسته همت او به اشباع غریزه شهوانی خودش مشغول باشد. در آن صورت است که اخلاق فرو می ریزد.

    بر این بنیاد، روابط آزادِ پیش از ازدواج به عنوان بخشی از برنامه ویران سازی اخلاق، درکنوانسیون های جهانی مطرح می شود. به همین دلیل ضرورت دارد جوانان از پوچ بودن فرهنگ غرب و نقش آن در ویرانی فرهنگ بومی آگاه شوند. در این راستا نخستین وظیفه، شناساندن تکنیک های انحرافی و ترفندهای وسایل ارتباط جمعی است که به غرب قدرت می دهند تا از طریق ایده فریبنده مدرنیته، برتری خود را ادامه دهند. در روایات نیز به تلاش برای وارونگی ارزش ها و نابودی اصول اخلاقی در برهه هایی از تاریخ بشر اشاره شده است: امام صادق(علیه السلام) در باره علایم «آخر الزمان» می فرماید:

    هر گاه دیدی که حق و اهل حق از میان رفتند و دیدی که دین وارونه شده ـ چنان که ظرف آب وارونه می شودـ و دیدی که اهل باطل بر حق چیره شدند و دیدی شر و بدی آشکار است و از آن نهی نمی شود و بد کاران را معذور می دارند و دیدی که فسق و گناه آشکار شده و مردان به مردان و زنان به زنان بسنده می کنند و دیدی که کار بد و زشت ستایش می شود و به آن لبخند می زنند و گفته آنان را رد نمی کنند و دیدی که با پسر بچه ها همان کنند که با زنان کنند ودیدی که زنان با زنان ازدواج می کنند و دیدی که کافربه آنچه [از سختی و آزار] درمؤمن ببیند، شاد است و به آنچه از فساد بر روی زمین بنگرد، خوشحال است و دیدی آشکارا شراب می نوشند و کسانی که از خداوند نمی ترسند، برای آن شراب نوشیدن محفل تشکیل می دهند ودیدی که امر کننده به معروف خوار است و دیدی که فاسق و گناهکار به آنچه خداوند دوست ندارد، نیرومند و تواناست و مورد ستایش قرار می گیرد و دیدی که مردان خود را برایاستفاده از مردان دیگر آماده کنند و زنان خود را نیز برای زنان دیگر، و دیدی امرار معاش مرد از راه همجنس گرایی اوست و زن نیز از راه فاحشه گری است و دیدی که زنان [برای همجنس گرایی] محفل تشکیل دهند ـ چنان که مردان محفل تشکیل دهند ـ و دیدی که حرام حلال گشته و حلال نیز حرام شمرده شده است و دیدی که افراد محرم با هم ازدواج کنند و به یکدیگر بسنده نمایند و دیدی که مردی بر آمیزش با زنان سرزنش شود و دیدی که مرد از در آمد زنش از راه زنا می خورد و دیدی که مرد زنش و دخترش را اجازه می دهد و به خوارک و نوشیدنی پشت هم راضی است و هیچ کس دیگری را از آن منع نکند و هیچ کس جرئت نکند جلوی آن رابگیرد و دیدی که مردم چون چهار پایان و حیوانات بر هم جهند و کسی نیز از ترس مردم نتواند زشتی آنان را نکوهش کند و دیدی که نهایت همت مردم شکم و شرم گاه آنان است و باکی ندارند که چه بخورند و با چه کسی آمیزش کنند.

    3. شیوه روابط زن و مرد

    به ظاهر درنیمه دوم قرن بیستم تلاش جهانی برای از بین بردن تبعیض میان زنان و مردان آغاز گردید که نمونه بارز آن در سند پکن و کنفوانسیون رفع تبعیض علیه زنان دیده می شود. درماده دهم این کنوانسیون آمده است:

    محو هر نوع مفهوم تقلید و کلیشه ای از نقش زنان و مردان در تمام سطوح و در تمام اشکال مختلف آموزشی با تشویق آموزش مختلط پسر و دختر.

    ماده یک و سه کنوانسیون نیز جوامع انسانی را از اعمال هر گونه محدودیت بر ضد زنان ـ به بهانه ی تمایزات وتفاوت های جنسیتی ـ برحذر داشته و این گونه محدودیت ها را تبعیض ناروا علیه زنان شمرده است.در بند الف از ماده ی پنجم نیز لغو رسوم و روش های سنتی، تبعیض آمیز و کلیشه ای در روابط زن و مرد را توصیه می کند. اسلام هر گونه استفاده ابزاری و بهره وری جنسی از روابط زن و مرد را خارج از حریم خانواده به شدت نکوهیده است؛ چرا که بی تردید بخشی از مفاسد اجتماعی، بر اثر اختلاط زن و مرد بدون رعایت حریم خاصی ایجاد میگردد. شهید مطهری در باره اختلاط زن و مرد به نکته جالبی اشاره دارد:

    اسلام با اختلاط مخالف است، نه با شرکت زنان در مجامع، ولو با حفظ حریم. اسلام می گوید نه حبس و نه اختلاط، بلکه رعایت حریم.

    آیت الله جوادی آملی نیز می نویسد:

    دنیای اسلام زن را در صحنه می آورد تا جامعه را مسخر عواطف زن کند، نه مسخر غریزه ی جنسی زن.

  • روش های پیشگیری و درمان انحرافات جنسی

    1. نظریه اصول تغییر رفتار

    امروزه مسائل جنسی جوانان در غرب و نتایج شوم آن، یکی از مشکلات عمده آن جوامع است که پیشگیری از آن با شرایط موجود امکان پذیر نیست. به همین رو، اخیراً فرهنگستان علوم نیویورک در زمینه پیشگیری از بیماری ایدز نظریه ای به نام «اصول تغییر رفتار» را مطرح نموده که در آن به نحوه ی آگاه نمودن مردم از این بیماری و انتخاب رفتارهایی از سوی جامعه برای جلوگیری از شیوع آن پرداخته است. بر اساس این نظریه، مقررات و اصولی چند تدوین شد؛ اصولی که به کارگیری آنها می تواند موجب تغییر در رفتار مردم و ایجاد شرایط لازم برای پیشگیری از بیماری ایدز گردد. این اصول بدین قرار است:

    1) آگاه نمودن افراد جامعه برای شروع تغییر در رفتارها؛

    2) اگر افراد جامعه مطمئن شوند که رفتارشان سبب بروز بیماری های جدی می شود، برای تغییر آنها تمایل زیادی نشان خواهند داد؛ 3) اگر پیام های داده شده به بیمار در او ترس ایجاد نماید، انگیزه ی خوبی برای تغییر رفتار ایجاد خواهد نمود.

    برای ایجاد انگیزه در تغییر رفتار، پیام ها باید به جز ترس، به گونه ای مؤثر با رفتارهای مورد نظر نیز قابل تطبیق باشد. همچنین پیام ها باید بیشتر به عوارض کوتاه مدت توجه نماید و در آنها از حس انسان دوستی و نوع پرستی نیز استفاده شود.

    سازمان بهداشت جهانی نیز ده اصل عمده را در آموزش بهداشت نوجوانی بیان کرده که برخی از آن اصول عبارت است از:

    1) بنا نهادن شیوه ی زندگی سالم برای بهبود وضع بهداشت و پیشگیری از بیماری ها؛

    2) تأکید بر نهاد خانواده و ازدواج به عنوان تنها شیوه ی مناسب برای پیوند زنا شویی؛

    3) گفتگوی ملاطفت آمیز (اما واقع گرایانه) با نوجوانان در باره ی تغییرات جسمانی، زیستی، جنسی و روانی آنان.

    در دین اسلام پایه رفتار جنسی به گونه ای طراحی شده که اگر اجرا شود، به تغییر رفتار جنسی نیازی نخواهد بود. ا لبته جوامع غربی با مشاهده آثار و مشکلات خود، در پی تغییر رفتار جنسی خویش بر آمده اند، اما دین اسلام از ابتدا به این آثار توجه داشته، از پیروان خود خواسته است تا از مسیر رفتار جنسی صحیح خاجر نشوند.

    عده ای گاه برای توجیه رفتار جنسی خویش استدلال نسبی گرایی را مطرح می کنند و می گویند ممکن است رفتاری برای شما درست باشد، ولی برای دیگری درست نباشد، از این رو معیار کلی برای تشخیص درستی و نادرستی وجود ندارد. بی تردید این نوع نگرش بیانگر حرکت در فضای سه دهه قبل غرب است که عوارض و آسیب های آن اکنون در چنین جوامعی آشکار گردیده است. تمامی دست اندرکاران اجتماعی این جوامع بسیج گردیده اند تا با طرح نظریه «اصول تغییر رفتار»، اشتباهات رفتاری خود را اصلاح کنند. جوانان ما باید بدانند که الگوی آنان از وضعیت مطلوب رفتار جنسی در غرب فقط یک ایده آل ذهنی است که در عالم واقع آثار ویرانگر آن بیش از نیم قرن تمامی بخش های این جوامع را فراگرفته است.

    2. تربیت جنسی فرزندان

    در ابتدا می باید به دو نکته مهم در تربیت جنسی فرزندان توجه داشت:

    1) آموزش زود هنگام مسائل جنسی به کودکان موجب بلوغ جنسی زودرس می شود.

    2) افزایش آگاهی نوجوانان از مسائل جنسی ممکن است سبب تحریک بیشتر و افزایش مشکلات آنان شود. از سوی دیگر، محیط خانواده نخستین و بادوام ترین عامل شکل گیری شخصیت کودکان و نوجوانان و فراهم آورنده ی زمینه های رشد جسمانی، روانی و اجتماعی آنان است. نهاد خانواده در همه دوران ها و در تمام جوامع، اولین پایگاه انتقال عناصر تربیتی (عقاید، آداب و سنن و مهارت ها) به نسل جدید شناخته می شود. بنابراین اگر امروزه به دلایل متعدد (مانند دگرگونی در الگوهای فرهنگی، شهرنشینی و توسعه ارتباطات) یکی از مهم ترین مشکلات ایجاد شده در جوامع گوناگون بروز ناهنجاری های رفتاری جنسی در بین نوجوانان و فرزندان خانواده است، بی شک جایگاه اصلی رفع این مشکل نیز به محیط خانواده و تربیت والدین باز می گردد؛ چه آن که یکی از کارکردهای مهم تربیتی خانواده تربیت صحیح جنسی فرزندان است.

    منظور از تربیت جنسی در غرب، آشنایی نوجوانان با مبانی ژنتیک، چگونگی تولید مثل انسان و مسائل بهداشت رفتار جنسی در زمینه روابط متقابل زن و مرد است. به واقع دادن اطلاعات کلی و صحیح در باره تغییرات جسمی روانی بلوغ و راهنمایی نوجوانان، رکن مهمی در پیشگیری از انحرافات جنسی است؛ زیرا با آگاه نمودن نوجوانان، آمادگی آنان برای مقابله با انحرافات این دوره فزونی می یابد. امروزه یکی از مهم ترین مسائل تربیتی داشتن تصور درست و منطقی از مسائل جنسی است؛ بدین معنا که دختران و پسران باید بدانند میل جنسی، امری طبیعی است. بی تردید خودداری والدین و مربیان از آگاهی بخشی سبب می شود که نوجوانان تحت تأثیر میل جنسی وعوامل محرک بیرونی ـدانسته یا ندانسته ـ به سوی انحرافات جنسی کشیده شوند. سازمان بهداشت جهانی اعلام نموده است:

    لازم است نوجوانان در باره ی مسائل جنسی از قبیل بیماری های آمیزشی، انحرافات جنسی، اخلاق جنسی و رفتارهای عاطفی، اطلاعات ضروری را به دست آورند.

    عوامل مختلفی در مورد مسائل جنسی نوجوانان و جوانان وجود دارد که تربیت جنسی آنان را با دشواری هایی روبه رو ساخته است؛ مانند:

    1) حساسیت فراوان در باره مسائل جنسی در میان خانواده ها؛

    2) کافی نبودن اطلاعات والدین برای راهنمایی فرزندان؛

    3) فراوان بودن وسایل برانگیزنده میل جنسی؛

    4) وجود مشکلات فراوان برای ازدواج فرزندان؛

    5) شیوع شیوه های نادرست ارضای میل جنسی.

    طبق نظر برخی روان پزشکان، بیش از 50% انحرافات جنسی پیش از هجده سالگی شروع می شود. بنابراین لازم است اطلاعات زیستی ـ جنسی به صورت صحیح، سنجیده و زمان بندی شده برای نوجوانان بیان شود. این اطلاعات به آنان کمک می کند تا افزون بر آشنایی با واقعیت ها بتوانند همسو با هنجارهای فرهنگی و مذهبی خویش به سلامت دوران بحرانی بلوغ را سپری کنند.

    تحقیقات نشان می دهد خانواده هایی که در ایفای نقش تربیت جنسی و شکوفایی هویت جنسیِ فرزندان خود موفق بوده اند، فرزندانشان در مقایسه با دیگر خانواده ها، مشکلات جسمی، روانی و اجتماعی کمتری داشته اند. والدین در زمینه تربیت جنسی فرزندان باید پنج اصل مهم را در نظر بگیرند:

    1) والدین باید با نوجوان خود با توجه به مقتضای سنی و رشد بدنی و روانی او رفتار نمایند.

    2) وسعت اطلاعات والدین باید مطابق با سن فرزند و سطح بلوغ وی باشد و از سویی می باید از دادن اطلاعاتی فراتر از سطح فرزندان نیز خودداری ورزید.

    3) در دادن اطلاعات نیز باید صداقت داشت. البته داشتن صداقت بدین معنا نیست که همه ی حقایق را به نوجوان باز گوییم، بلکه باید از دادن اطلاعات نادرست پرهیز کنیم.

    4) در دادن آگاهی جنسی و موضوعات تربیتی آن باید همجنس بودن والدین با فرزند لحاظ گردد. آندره برژ، متخصص روان شناسی تربیت جنسی می گوید: «دختر باید به وسیله ی مادر و پسر نیز به وسیله ی پدر راهنمایی شود.»

    5) والدین باید در دادن آگاهی های جنسی، هنجارهای اجتماعی، فرهنگی و مذهبی را نیز رعایت کنند.

  • روش های کنترل درونی در مقابله با انحرافات جنسی

    در روایات معصومین مراد از «عفت» حالتی درونی است که مانع از غلبه شهوت می شود. باز داشتن نفس از شهوت جنسی و خودداری از بی بند و باری جنسی، معنای اصلی عفت است. اگر کسی لگام اختیارش را به دست شهوت دهد، بی گمان رستگار نخواهد شد؛ چنان که قرآن کریم می گوید:

    مؤمنان رستگار و پیروز شدند؛ ...همان کسانی که اندام جنسی خود را از عمل حرام باز می دارند، مگر برای همسرانشان.

    از نظر اسلام، آزادی واقعی آن است که فرد با مهار درونی خود و پرورش پاکدامنی بتواند رفتارهای بیرونی خود را در اختیار گیرد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید:

    که خداوند در کتاب خویش داده است که «برای کسی که از پروردگارش بترسد، دو بهشت هست» برای این فرد محقق می سازد».

    امام صادق (علیه السلام) نیز فرمود:

    نسبت به زنان پاکدامنی ورزید تا زنان شما نیز پاکدامن بمانند.

    امیر مؤمنان (علیه السلام) نیز می فرماید:

    بر خواهش های نفسای خویش غلبه کنید و از آن بگریزید؛ زیرا اگر هوای نفس ، شما را به دام خود بیفکند، شما را وارد هلاکت می کند و به نهایت درجه ی [تباهی] گرفتارتان می سازد.

    افزون بر این، در روایات متعددی محسان فردی و اجتماعی بسیاری برای پاکدامنی بر شمرده شده؛ مانند: کاهش شهوت، آرامش روانی و نیز جلوگیری از انحرافات جنسی همچون زنا، همجنس و چشم چرانی.

    3. رفتار های مذهبی

    یکی از راهکارهای در نظر گرفته شده برای دور ماندن از انحرافات جنسی، پرداختن به برخی عبادات و رفتارهای دینی است. امیر مؤمنان (علیه السلام) می فرماید:

    هر گاه یکی از شما زنی دید که او را شیفته ساخت، با همسر خویش در آمیزد؛ زیرا نزد همسرش همان چیزی هست که او نزد آن زن دیده است و برای تسلط شیطان بر دل خود رهی قرار ندهد [= زمینه انحراف جنسی را برای خود فراهم نسازد] و دیده خود را از آن زن بر گرداندواگر آن مرد را همسری نیست، دو رکعت نماز بر پا دارد و خداوند را بسیار حمد و سپاس گوید. پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نیز می فرماید:

    ای گروه جوانان! هر کدام از شما توانایی [جسمی و مالی برای] آمیزش پیدا نمود، ازدواج نماید. هر کس هم توانایی ازدواج ندارد، روزه بگیرد، زیرا روزه کاهنده ی شهوت است.

    مردی نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و گفت:

    ای پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله)! توانایی مالی ندارم تا با زنان ازدواج کنم، [از این رو] به سوی شما آمده ام تا از مجرد بودن شکایت و گلایه کنم. حضرت فرمود: موی بدنت را [با کوتا نکردن] زیاد کن و روزه گرفتن را ادامه بده. آن شخص نیز چنین کرد [و] در نتیجه آنچه از شدت شهوت جنسی داشت، از بین رفت.

    لقمان به فرزندش گفت:

    آن قدر روزه بگیر که از شهوت جلوگیری کند و آن قدر روزه نگیر که از نماز بازت دارد.

    4. تبلیغ ارزش های اسلامی درخانواده و جامعه

    اگر در خانواده، شخصیت اولیه و افکار فرزندان بر اساس ارزش ها و اندیشه های دینی شکل گیرد، بی شک آنان با تربیتی درست وارد اجتماع می شوند. گر چه تصور می شود که فرزندان در آغاز دوران نوجوانی به دنبال آن هستند تا از قیود و محدودیت های خانوادگی برهند، باید پذیرفت خانواه در رشد و اعتلای کودک و نوجوان تأثیر فراوان دارد. از این روی، نبودِ روابط مطلوب وهمبستگی های خانوادگی از یک سو و کاهش نظارت والدین بر رفتار فرزندان و توجه نکردن به ارزش های دینی در نهاد خانواده از سوی دیگر، می تواند زمینه ساز انحرافات جنسی فرزندان باشد.

    5. ازدواج و تشکیل خانواده

    از نظر اسلام مهم ترین نسخه درمانی برای هدایت میل جنسی و بهره وری شایسته از آن، تشکیل خانواده است.

  • ایجاد حریم در روابط زن و مرد

    1. استفاده از راهکار تشویق و تنبیه اخروی

    یکی از برنامه های دین اسلام در نظر گرفتن انواع تنبیه اخروی برای منحرفان جنسی است و از این سو تشویق افرادی که از رفتن به سمت انحرافات جنسی خودداری می ورزند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید:

    آگاه باشید! هر که با زنی مسلمان یا یهودی، مسیحی یا زرتشتی، آزاد یا کنیز زنا کند و آن گاه از آن گناه توبه ننماید و در حالی بمیرد که بر آن گناه اصرار دارد، خداوند در قبر او سیصد درگشاید که از آن مارها، عقرب ها و افعی های آتشین خارج شوند و او تا روز قیامت بسوزد. هر گاه از قبرش برانگیخته شود، مردم از بوی بدش ناراحت شوند و با این بوی بد وعمل [زشتی] که در دنیا انجام داده، شناخته شود تا به آتش افتد.

    امام صادق (علیه السلام) نیز فرمود:

    هر کسی به زنی نگاه کند و دیده اش را به آسمان اندازد، یا چشمی را از دیدن باز دارد، خداوند [به پاداش خودداری از حرام] حورالعین را به ازدواج او د رمی آورد.

    2. ایجاد حریم در روابط زن و مرد

    دین اسلام در صدد است که روابط زن و مرد در محیط اجتماع بر اساس شناخت واقعی، احترام متقابل و رعایت حریم انسانی باشد، نه کشش جنسی.

    شهید مطهری نیز بدین نکته اشاره دارد:

    اسلام می خواهد حریمی ـ هم علمی و هم اخلاقی ـ میان زن و مرد نامحرم وجود داشته باشد.

    بنابراین ارتباط زن و مرد با رعایت حریم انسانی و مراعات حدود شرعی مانعی ندارد. برای نمونه، در قرآن هنگام سخن گفتن دختر شعیب با حضرت موسی این گونه اشاره می شود که آنان با وقار و حیا رفتار نمودند. به همین رو، رعایت نکردن شرایط در روابط میان این دو جنس نکوهش شده است. مثلاً امیر مؤمنان (علیه السلام) در توبیخ گروهی می فرماید:

    ای مردم عراق! شنیده ام که زنان شما در رفت و آمدهایشان با مردان به هم می خورند! چرا حیا نمی کنید؟!

    از دیدگاه اسلام یکی از مهم ترین راهکارها برای ایجاد حریم انسانی میان زن و مرد، رعایت پوشش و حجاب افراد است. حجاب احترام گذاردن وحرمت قائل شدن برای زن است تا به او با دید حیوانی ننگرند. در آیه ای می خوانیم:

    ای پیامبر (صلی الله علیه و آله)! به همسران و دختران خود و زنان مؤمن بگو: پوشش های بلند خود را بر خویش فرو افکنند. این کار برای اینکه شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است. بی تردید زنان به بهانه پاک بودن دل خویش نمی توانند از پوشش مناسب استفاده نکنند؛ چرا که تضمینی برای سوء استفاده نکردن افراد هوس باز و منحرف وجود ندارد.

    3. کنترل معاشرت های هوس بازانه

    کنترل میل جنسی و شهوت به جز ازدواج، به دو طریق دیگر نیز تحقق می یابد:

    1) انسان بخواهد با میل تحریک شده اش مقابله نماید و به سوی گناه نرود که این کاری بس دشوار است؛

    2) پرهیز از دیدن صحنه ها و زمینه های تحریک کننده و اشتغال به کارهای بازدارنده، مانند:

    1-2) جلوگیری از اشتغال ذهنی وتخیل های کاذب جنسی؛

    2-2) دوری از نگاه ها و مناظر تحریک آمیز؛

    3-2) اجتناب از گفتگوهای جنسی و معاشرت نکردن با دوستان ناباب؛

    4-2) پرهیز از پرخوری و مصرف غذاهای تقویت کننده میل جنسی؛

    5-2) پرداختن به ورزش و سرگرمی های مفید.

    از سوی دیگر اگر از روابط جنسی آزاد قبل از ازدواج جلوگیری نشود، جذابیت ازدواج و انگیزه زناشویی کاهش می یابد و بدین سان، دوام و بقای جامعه به خطر می افتد. در بسیاری از جوامع غربی، افراد به یک شریک جنسی نیز بسنده نمی کنند، بلکه به «تنوع طلبی» روی می آورند. در این صورت معاشرت های هوس بازانه رواج می یابد؛ معاشرت هایی که در آنها موضوع ایجاد روابط عاطفی و دائمی بین دو نفر مطرح نیست، بلکه تنها افزایش بهره وری جنسی مد نظر است.

    ممکن است برخی بگویند بهتر است تصمیمات اخلاقی در باره مسائل جنسی به مسئولیت اخلاقی خود فرد واگذار شود. گر چه ممکن است این سخن به ظاهر درست باشد، اما توجه به این نکته ضروری می نماید که اساساً نتایج تصمیم فردی دراین موارد آثار ویرانگری در اجتماع به بار خواهد آورد. بنابراین وظیفه فرد است که سلامت اجتماع را نیز در نظر گیرد. در این باره دیدگاه کلی اسلام آن است که فرد حق ندارد به خود و دیگران آسیب رساند. به همین روی، متون دینی ما با به دست دادن برنامه های متنوع، در صدد بر آمده تا این گونه معاشرت ها را کنتر لنماید. از سویی، این آموزه ها با بیان آثار و پیامدهای مخرب این رفتارها به خوبی روشن نموده که هر گونه روابط جنسی آزاد که خارج از چهار چوب خانواده باشد، فاقد ارزش واقعی است.

Scroll to top