عضویت بنیاد

ااستعلام اعضای بنیاداستعلام احکام

Please update your Flash Player to view content.

قاچاق زنان ، دختران و كودكان :
مسئله قاچاق در سطح جهان ابعاد گسترده اي پيدا كرده، هر چند كه از ابتداي صده بيستم قوانين بين المللي براي سركوبي اين جرم طراحي و تصويب شد، اما در دهه هاي اخير تعداد زيادي از زنان و دختران، به ويژه از كشورهاي آسيايي، اروپاي مركزي و روسيه، با وعده مشاغلي چون خدمتكاري رستوران ، بچه داري ، پرستاري و..... ودر آمد خوب فريب خورده و در نهايت عده زيادي به صورت ابزاري براي خوشگذراني مردها در آمده اند.


دلايل قاچاق :
1- علت عمده استفاده جنسي

2- كار
3- قاچاق كالا
4- ارز و يا ساير موارد.

سازمان ملل اعلام کرد: زنان و دختران ۷۰ درصد قربانیان قاچاق انسان
سازمان ملل اعلام کرد یک نفر از هر ۳ قربانی قاچاق انسان کودک است و ۷۰ درصد قربانیان قاچاق انسان را زنان و دختران تشکیل می‌دهند.
به نقل از مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد از هر ۳ قربانی قاچاق انسان یک نفر کودک است و زنان و دختران 70 درصد قربانیان قاچاق انسان را تشکیل می‌دهند.
بر اساس این گزارش، تقریباً همه کشورهای جهان به عنوان کشور مبداء، محل گذر یا مقصد تحت تأثیر قاچاق انسان قرار دارند که این امر موجب شده جنایت قاچاق انسان به بنگاه جنایت جهانی تبدیل شود که هرساله برای گردانندگان آن میلیارد ها دلار سودآوری دارد.
در آستانه برگزاری سیزدهمین کنگره جلوگیری از جنایت و عدالت جنایی سازمان ملل متحد که از 12 لغایت 19 آوریل 2015 برابر با 23 تا 30 فروردین 1394 در دوحه قطر برگزار خواهد شد، سازمان ملل متحد در نظر دارد ضمن تاکید بر مبارزه علیه جنایات گوناگون، اثرات آنها را بر توسعه نشان دهد و اینکه چگونه می توان با مبارزه علیه این جنایت به توسعه پایدار دست یافت.
در دسامبر 2014 سازمان ملل متحد بر قاچاق انسان با تاکید بر گستردگی این مشکل و بازگو کردن موارد فراملیتی آن تمرکز نموده است.
گروه های جنایی سازمان یافته قاچاقچی انسان از راه رشوه و فساد موجب تضعیف دولت‌ها و حکومت قانون می‌شوند.
قاچاق انسان بر اقتصاد اثرگذار است، در‌آمد‌های مالیاتی و ارسال پول از طرف مهاجران به کشورهای خود را کاهش می‌دهد، اساس اجتماع را از بین می‌برد، پیوندهای خانوادگی و اجتماعی را تخریب کرده، کودکان را از تحصیل محروم و مشکلات بهداشتی مانند اچ آی وی و ایدز را تقویت می کند.
قاچاق انسان یکی از جنایات بسیار زیادی است که در سیزدهمین کنگره جلوگیری از جنایت و عدالت جنایی سازمان ملل متحد مورد بحث و بررسی قرارخواهد گرفت.
در این کنگره نمایندگان دولت‌ها، سیاست گذاران و متخصصان تجربیات خود را مطرح و همکاری بین‌المللی علیه جنایت فرامرزی سازماندهی شده را تقویت می‌ کنند.

قاچاق انسان یا بردگی مدرن زنان
قاچاق زنان و كودكان توسط سوداگران جنسي كه داراي شبكه منظمي از قاچاقچيان، دلالان و شكارچيان فريب‌خوردگان و جويندگان كار هستند، تمام دنيا را اعم از مبدا، مقصد و مسير در معرض خطر افكنده است؛ به گونه‌اي كه وجود اين حوزه وسيع براي يك جرم بين‌المللي في‌نفسه قابل تأمل و در عين حال حاكي از واقعيت تلخ «سختي كنترل» آن است!
از بعد سياسي نيز اين جرم نه تنها قربانيان خاص خود را دارد؛ بلكه به لحاظ ارتباط با حيثيت بين‌المللي، دولتها و مسايل سياسي و اقتصادي و اجتماعي آنها را نيز وارد صحنه كرده است.
در حال حاضر قاچاق انسان شامل مبادله افراد، مهاجرت افراد براي كارهاي سخت در كارگاه‌ها، كار خانگي يا كشاورزي، ازدواج‌هاي اجباري يا فريب‌آميز به صورت پستي و سفارشي و نيز خريد و فروش زنان جوان براي مراكز فحشا صورت مي‌گيرد.
يكي از معمولي‌ترين نوع قاچاق انسان كه به دليل سود سرشار آن مطمع نظر گروهها و باندهاي سازمان‌يافته است، قاچاق
يكي از معمولي‌ترين نوع قاچاق انسان كه به دليل سود سرشار آن مطمع نظر گروهها و باندهاي سازمان‌يافته است، قاچاق زنان و دختران براي استفاده از آنها در مكانهاي فساد و فحشا و وارد كردن آنها به روسپيگري و بعضا بكارگيري آنها به عنوان پيشخدمت است. “
زنان و دختران براي استفاده از آنها در مكانهاي فساد و فحشا و وارد كردن آنها به روسپيگري و بعضا بكارگيري آنها به عنوان پيشخدمت است.
بسياري از اين دختران به جاي برگشت به ميهن خود، در بازار قاچاق فروخته مي‌شوند و سپس بوسيله تهديد يا اسارت بدهي در اوضاع و احوالي نابهنجار به دام مي‌افتند.
طي سالهاي اخير فروش غيرقانوني افراد به يك تجارت پردرآمد تبديل شده است؛ به گونه‌اي كه اطلاعات بدست آمده حاكيست، برخي دست‌اندركاران اين امر تا 40 هزار دلار در ماه از اين محل درآمد كسب مي‌كنند؛ اين در حاليست كه بيش از 72 درصد قربانيان اين تجارت، دختران 25 ساله و كمتر از آن هستند و مشاهدات بيانگر آن است كه جنايتكاران به فروش پسران خردسال نيز مبادرت مي‌كنند.
«مصطفي السان» دانشجوي دكتراي حقوق خصوصي در تحقيقي تصريح مي‌كند: دلايل پيوستن به گروههاي قاچاق جنسي اگرچه همراه با رضايت قرباني باشد، همواره منطقي و تحت كنترل او نيست. او در تصميمي كه مي‌گيرد لزوما اقتصادي فكر نمي‌كند و معلوم نيست كه از اين طريق به نان و نوايي برسد؛ به گونه‌اي كه در تحقيقات صورت گرفته نيز ارتباط مستقيم و پويايي ميان عرضه و تقاضاي خدمات جنسي در سطوح بين‌المللي ثابت شده است.
وي ادامه مي‌دهد: از نظر اين افراد فقر اقتصادي دليل فحشا نيست؛ بلكه دستاويزي براي آن است؛ چرا كه بسياري از مناطق جهان كه در فقر و هرج و مرج كامل به سر مي‌برند، تبديل به آوردگاهي براي چانه‌زني زنان، دلالان و گردشگران جنسي بر روي قيمت نشده‌اند، بنابراين قاچاق جنسي به اين دليل اتفاق مي‌افتد كه مجرمان از شرايط بد اقتصادي بيكاري و تمايل به داشتن فرصتهاي بهتر به نفع خويش سود مي‌برند.
به گفته السان،
” وي زنانه شدن فقر را از مهمترين عواملي مي‌داند كه زنان را با اراده به سوي باندهاي قاچاق مي‌كشاند و اظهار مي‌كند: اين زنان به اين اميد كه خانواده خود را از حيث مالي تأمين و آينده اقتصادي زندگي خويش را تضمين كنند به سمت باندهاي قاچاق كشيده مي‌شوند. “
عامل مهم و مؤثر ديگر در قرباني شدن اين افراد «زنانه شدن فقر» است، فقر جهاني و توزيع نابرابر درآمد و سرمايه در سراسر جهان، زنان را به شدت متأثر ساخته است؛ به گونه‌اي كه از 3/1 ميليارد فقير در جهان، 70 درصد آنها را زنان و كودكان تحت سرپرستي آنها تشكيل مي‌دهند كه اين فقر ناشي از عدم دسترسي زنان به آموزش‌هاي رسمي و فرصت‌هاي شغلي مناسب در كشور متبوعشان است.
وي زنانه شدن فقر را از مهمترين عواملي مي‌داند كه زنان را با اراده به سوي باندهاي قاچاق مي‌كشاند و اظهار مي‌كند: اين زنان به اين اميد كه خانواده خود را از حيث مالي تأمين و آينده اقتصادي زندگي خويش را تضمين كنند به سمت باندهاي قاچاق كشيده مي‌شوند.
وي خاطرنشان مي‌كند: گزارش سازمان بين‌المللي كار نشان مي‌دهد كه چگونه يك زن و دخترش براي بدست آوردن مبلغي امكان دارد به طور خود خواسته مهاجرت كرده و از زندگي توأم با بدبختي با اين تفكر كه خانواده خود را تأمين خواهند كرد، فرار مي‌كنند و به ندرت از تقاضاهايي كه از آنها خواهد شد اطلاع دارند و نيز نمي‌دانند كه بعد از بهره‌كشي به بيماريهاي رواني دچار مي‌شوند و جامعه آنها را نخواهد پذيرفت.
السان با استناد به مطالعات صورت گرفته تصريح مي‌كند: دلالان نخست قربانيان را به عنوان پرستار بچه، پيشخدمت يا هر فرصت‌كاري مناسبي كه در خارج پيش آيد وارد گروه مي‌كنند و بعد از گرفتار كردن آنها قربانيان خود را از طريق ضبط اوراق هويت و گذرنامه، تهديد خانوادگي، بدهكار ساختن، خشونت و شكنجه كنترل مي‌كنند.
وي در مورد اشتغال زنان در خارج از كشور مي‌گويد: اين زنان اغلب در مشاغلي پست‌تر نسبت به مردان و با حقوقي كمتر مشغول مي‌شوند و هيچ تضميني وجود ندارد كه در چنگال
” يكي ديگر از مسايل مربوط به قاچاق جنسي كه كمتر مورد توجه قرار گرفته، تبديل خود قربانيان به قاچاقچي است كه اين حالت خطرناك‌ترين نوع جرم را شكل خواهد داد. اين افراد به دليل رسيدن به سرحد پستي و فرومايگي، طرد از جامعه، ابتلا به انواع بيماريهاي مقاربتي و سير شدن از زندگي ذلت بار زمينه خوبي براي مجرم شدن دارند و بويژه در حالتي كه اين امر به زغم اين افراد مساوي با انتقام او از جامعه و رسيدن به مقام سرگروهي قربانيان به جاي بردگي جنسي باشد، خطرناكتر مي‌شود. “
سوداگران جنسي گرفتار نشوند.
اين دانشجو در تحقيق خود مي‌افزايد: متأسفانه زنان و كودكاني كه به هر دليل در خارج از كشور به فحشا كشيده مي‌شوند، به هنگام بازگشت يا حقيقت واقعه را به خاطر مسائلي حيثيتي و ترس از دفع اجتماع بازگو نمي‌كنند يا توصيف پستي ناشي از بهره‌كشي جنسي، از سوي قربانيان برخي از آشنايان آنها را قانع نمي‌كند و يا اينكه چاره‌اي جز دل سپردن به قضا و قدر نمي‌بينند؛ در نتيجه خواسته يا ناخواسته در مسير مهاجرت براي يافتن شغل پردرآمد گرفتار شده و حقيقت تلخ قرباني شدن در دام بردگي مدرن را تجربه مي‌كنند.
السان ادامه مي‌دهد: تشكيل زنجيره قاچاق جنسي به عنوان عملي مجرمانه در ميان اقسام مختلف قاچاق ، سومين شغل پردرآمد پس ازقاچاق اسلحه و مواد مخدر است و سالانه درآمدي بيش از 7 ميليارد دلار را عايد عاملان مي‌كند؛ در حاليكه سهم قربانيان اين زنجيره از درآمد قاچاق بسيار ناچيز است.
وي در اين تحقيق با استناد به گزارش سازمان ملل متحد تصريح مي‌كند: قربانيان قاچاق همچون كالايي در صنعت چند ميليارد دلاري به شمار مي‌آيند كه تحت تسلط گروههاي سازمان يافته مجرم قرار دارند، از سوي ديگر يكي از مشخصه‌هاي قاچاقچيان جنسي همچون ساير قاچاقچيان استفاده از خلاءهاي قانوني موجود به نفع خويش است.
به گفته وي يكي ديگر از مسايل مربوط به قاچاق جنسي كه كمتر مورد توجه قرار گرفته، تبديل خود قربانيان به قاچاقچي است كه اين حالت خطرناك‌ترين نوع جرم را شكل خواهد داد. اين افراد به دليل رسيدن به سرحد پستي و فرومايگي، طرد از جامعه، ابتلا به انواع بيماريهاي مقاربتي و سير شدن از زندگي ذلت بار زمينه خوبي براي مجرم شدن دارند و بويژه در حالتي كه اين امر به زغم اين افراد مساوي با انتقام او از جامعه و رسيدن به مقام سرگروهي قربانيان به جاي بردگي جنسي باشد، خطرناكتر مي‌شود.
السان ادامه مي‌دهد: اين افراد مي‌توانند در صورت جلب اعتماد افرادي كه براي اولين بار او را قرباني ساختند، به موجودي پليدتر از همه آنها تبديل شوند و اين دسته از زنان به دليل تعامل اجتماعي وسيعي كه دارند مردم شناسان چيره‌دستي هستند و مي‌توانند زنان و كودكان مستعد را به راحتي فريب داده و هر كدام را با دسيسه‌اي وارد زنجيره جهاني تجارت جنسي كنند.
اين دانشجو تصريح مي‌كند: آمار و ارقام جنايات ناشي از فحشا آنچنان رشد فزاينده‌اي يافته كه دولت‌هاي مختلف را مجبور به اتخاذ سياست و خط مشي واحدي جهت مبارزه، محو و ريشه‌كني اين باندهاي تبهكاري و نهايتا نابودي اين پديده زشت و شرم‌آور قرن بيستم كرده است، يكي از نمونه‌هاي آن در دهه گذشته حمايت فزاينده كشورها از «كنوانسيون محو تمامي اشكال تبعيض عليه زنان» بوده است كه تا كنون 126 كشور جهان آن را امضا كرده‌اند.

دختران فراری قربانیان قاچاق زنان

70 درصد دختران فراری روزانه یک یا دو بار مورد سو استفاده جنسی قرار می گیرند . بررسی های انجام شده در مورد دختران فراری نشان می دهد که 70 درصد از این دختران روزانه یک یا دو بار مورد سو استفاده جنسی قرار می گیرند
براساس آمارهای بین الملی سالانه 10 میلیارد دلار از سود تجارت و قاچاق دختران و زنان نصیب باند های مافیایی می شود و 10 میلیون نفر از کودکان خیابان قربانی این تجارت هستند. بررسی های انجام شده در کشور نشان می دهد که هر روز 45 دختر و پسر جوان از خانه فرار می کنند و در دام گروههای تبهکار گرفتار می شوند. با افزایش روند این پدیده در جامعه فراهم کردن شرایط مناسب محیط خانواده از اساسی ترین راه حلهای کاهش این معضل اجتماعی است. دختران فراری و جایگاه ناشناخته آموزش و اطلاع رسانی در جامعه معضلاتی که وجود دارند، اما انکار می شوند.
دختران فراری کسانی اند که به دلایل گوناگون از خانواده می گریزند و آینده ای نامعلوم را برای خود رقم می زنند، بر اساس تحقیقات صورت گرفته آمار و ارقام نشان می دهد که بیش از 90 درصد این دختران از سرنوشتی که در انتظارشان است آگاهی ندارند. بسیاری از آنها در همان ساعات اولیه فرار پشیمان می شوند اما به دلیل وحشتی که از بازگشتن دارند به سوی سرنوشت نامعلوم خود می روند. بسیاری از آنها به خاطر تنهایی ، بی سرپناهی ، ناتوانی در گذران زندگی در گرداب فساد و تباهی سقوط می کنند، آن ها می آیند برای اینکه به آرزوهای بزرگ خود دست پیدا کنند. این افراد برای گذران زندگی خود دست به هر کاری می زنند از خودفروشی گرفته تا ...
جالب است بدانیم که دختران فراری نیز به جمع فروشندگان کلیه پیوسته اند، بیشتر آنها با قصد این که بتوانند هزینه سفر به کشورهای حاشیه خلیج فارس را تامین کنند برای فروش کلیه خود اقدام می کنند. البته در بسیاری از مواقع آنها برای گذران زندگی خود مجبور می شوند عضو خود را با ارزان ترین قیمت به فروش برسانند. این پدیده شوم مختص امروز و دیروز نیست ، دنیا سال هاست که با این پدیده رو به رو بوده ، فرار دختران ، تجارت زنان و دختران و ... اما مهمترین چیزی که باید به آن توجه کرد موضوع پیشگیری و جلوگیری از افزایش آمار این افراد است، متاسفانه طی سال های گذشته علیرغم طرح ها و برنامه ها مختلف برای مبارزه با پدیده فرار دختران نه تنها تعداد این افراد افزایش یافته بلکه سن دخترانی که اقدام به فرار می کنند نیز بشدت کاهش پیدا کرده است. این پایان راه نیست.
افزایش آمار دختران فراری ، افزایش آمار زنان خیابانی را در پی دارد، بسیاری از این دختران در همان ساعات اولیه فرار جذب باندهای فساد شده و به زنان خیابانی تبدیل می شوند. اما حلقه های قبلی این زنجیر نیز باید مورد توجه قرار گیرد، دختران خردسالی که به واسطه فقر خانوادگی مجبور به کار می شوند، بسیاری از آن ها که در کوچه و خیابان دستفروشی می کنند نیز در آینده ای نه چندان دور به جمع دخترانی می پیوندند که در دام فسادهای اجتماعی اسیرند.

نگاهی به يافته های يک تحقيق در مورد قاچاق زنان و دختران ايران
ماهانه چهل و پنج دختر ایرانی شانزده تا بيست و پنج ساله در کراچی توسط افراد ثروتمند خریداری می شوند. اخیرا پدیده فروختن دختران توسط خانواده هایشان یا شوهرانشان در شهرهای مختلف مرزی ابعاد نگران کننده ای پیدا کرده است. قربانیان (قاچاق به پاکستان) اغلب از خانواده هایی هستند که در حاشیه شهر زندگی می کرده و دچار فقر بسیار شدید هستند. قاچاق دختران به دوبی برخلاف پاکتسان، اغلب اوقات ظاهرا با رضایت و آگاهی قربانیان انجام می شود.
در واقع قربانیان از همان ابتدا از مقصد و نحوه کار خود آگاهی دارند. اکثر اين گروه از قربانیان تمایلی به بازگشت به ایران ندارند بر اساس آمار و اخبار منتشر شده در روزنامه ها و جراید کثیر الانتشار روشن می شود که در سال های اخیر روند قاچاق زنان و دختران و کوچ اجباری آنها به کشورهای حاشیه خلیج فارس و بطور محدود به کشورهای اروپایی و اسیایی افزایش یافته است.به خصوص در یکی، دو سال گذشته مواردی از دستگیری شبکه های قاچاق زنان از ایران به سایر کشورها در مطبوعات کشورمان گزارش شده است.
بنابر تحقیقات انجام شده توسط سازمان دفاع از قربانیان خشونت، مقصداین گروه های قاچاق عبارتست از پاکستان، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به ویژه بیشتر امارات متحده عربی و گهگاه غرب اروپا. بر اساس تحقیقات این سازمان بر روی نشریات کشور، صفحه روزنامه های کشور مملو از موضوع قاچاق است.
در گزارش یکی از روزنامه ایران آمده است که با هوشیاری ماموران اجرایی قرارگاه امر به معروف و نهی از منکر یکی از استانهای کشور عوامل یک باند قاچاق دختران فراری به خارج از کشور شناسایی و دستگیر شدند. اعضای این باند که دختران فراری را اغفال و به کشورهای اطراف می بردند، در زمینه قاچاق اشیای عتیقه نیز فعالیت می کردند. شاید بتوان گفت کالا و اشیاء عتیقه پوشش مناسبی برای قاچاق دختران به شمار می رود. متهمان دستگیر شده در تحقیقات مقدماتی به فعالیت خود در زمینه قاچاق دختران فراری و خرید و فروش اشیای عتیقه اعتراف کردند.
روزنامه انتخاب نیز در یکی از سماره های خود از کشف یک شبکه گسترده فساد و فحشا خبر داد و نوشت اعضای گسترده ترین باند بین المللی فساد و فحشا در ایران که اقدام به جذب و انتقال دختران و زنان ایرانی به کشورهای آسیایی و اروپایی می کردند توسط ماموران مرکز اجرای امر به معروف و نهی از منکر سپاه دستگیر شدند. شبکه فساد مذکور، زنان و دختران جوان را با پرداخت پول های هنگفت و با کمک تعدادی از تجار ثروتمند به کشورهای عربی و خلیج فارس و اروپا انتقال می دادند.تحقیقات نشان داد بالغ بر حدود دويست دختر و زن جوان در این باند عضویت داشتند . روزنامه انتخاب ادعا کرد در این خصوص نوشته بود که اعضای باند، برخی دختران جوان را برای تن فروشی به فرانسه و انگلیس نیز اعزام می کردند.
گزارش برخی از روزنامه های کشور در مورد قاچاق دختران
روزنامه قدس بيست و يک مهر هشتاد و يک نوشت: "با متلاشی شدن یک باند قاچاق زنان و دختران به کشورهای بیگانه سی و هشت نفر از اعضای این شبکه دستگیر و پانزده نفر از قربانیان آنها به کشورمان بازگردانده شدند.
اعضای این شبکه با ترفندهای گوناگون بویژه ازدواج صوری با دختران آنان را به بهانه سفر به زاهدان خارج کرده و به یکی از کشورهای همسایه شرقی (پاکستان) انتقال می دادند. این تبهکاران عمده طعمه های خود را از بین دختران معتاد و دارای فقر فرهنگی و مادی انتخاب می کردند. در پی دستگیری این افراد بیش از هفتاد خانواده نیز که به نوعی در اقدامات تبهکارانه اعضای این شبکه دخالت داشتند شناسایی و تاکنون در مجموع سی و هشت نفر از مجرمان دستگیر شدند و با تلاش فراوان مراجع قضایی و انتظامی تا کنون پانزده نفر از دختران قربانی به کشورمان بازگردانده شدند".
روزنامه ایران بيست و چهار بهمن هزار و سيصد و هفتاد و نه نوشت: "جزئیات فعالیت شبکه مخوف قاچاق دختران کم سن و سال و نوجوان ایرانی در کشورهای حوزه خلیج فارس فاش شد. مسئولیت این شبکه قاچاق دختران جوان ایرانی به خارج از کشور با یک زن میانسال بود که بابت هر دختر و زن جوان ایرانی مبلغ هنگفتی را دریافت می کرد. چندی قبل عباسعلی علیزاده رئیس کل دادگستری استان تهران خبری مبنی بر کشف فعالیت یک شبکه قاچاق دختران ایرانی کشورهای حوزه خلیج فارس را اعلام کرد. در این شبکه قاچاق تعدادی زن قواد و فاسد عضویت داشتند که دختران و زنان جوان را که با خانواده هایشان مشکل مالی داشتند شناسایی می کردند و سپس به بهانه این که دختران آنها در کشورهای خلیج فارس خوشبخت و پولدار خواهند شد به خانواده هایشان با گذرنامه و روادید به مدت سه هفته آنها را به طور غیر قانونی به دبی می فرستادند و در دبی به چند بازرگان عرب فروخته می شدند".
خبرنگار کیهان از مشهد نیز گزارش داد: "با انهدام يازده شبکه فعال فساد و فحشاء در مشهد صد و چهل و هشت نفر بازداشت شدند. این باندها حدود پنج سال در نقاط شهر مشهد فعالیت داشتند و دهها نفر از دختران فراری و زنان توسط این باند اغفال و به کشورهای عربی خلیج فارس یا کشورهای آسیای شرقی قاچاق می شدند. قاضی صادقی رئیس مجتمع قضایی شهید مطهری شعبه هزار و هفت عنوان کرد اتهامات اعضای این باند قوادی، رابطه نامشروع، نگهداری مشروبات الکلی و توزیع فیلم های مستهجن است".
خبرنگار کیهان در شیراز نیز نوشت: "یک باند فساد و فحشاء و قاچاق دختران در شیراز متلاشی و بازداشت شدند".
خبرگزاری ایسنا در تهران گزارش داد: "به گفته کارشناس دفتر آسیب های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور دويست میلیون زن و دختر در اسارت شبکه های مافیایی دنیا هستند که از این طریق هفت تا سيزده میلیارد دلار نصیب سازمان های تبهکاری می شود. دکتر اسد بیگی تصریح کرد بر اساس تحقیقات انجام شده در ایران و کشورهای دیگر آمار دختران فراری نسبت به پسران بیشتر است و اکثر آنها نیز به دام فحشا و روسپیگری افتاده و توسط باندهای مخصوصی برای روسپیگری یا قاچاق آنها به خارج از کشور به خصوص دبی فرستاده می شوند".
جام جم شانزده مهر هزار و سيصد و هشتاد و يک نوشت: "پلیس باند قاچاق دختران را در فرودگاه مهر آباد به دام انداخت. پرونده رسیدگی به جرایم اعضای این باند به شعبه هزار و شصد و ده مجتمع قضایی ویژه به ریاست قاضی صابری ظفر قندی ارجاع شد".
جلوه اول مرداد هشتاد و يک گزارش داد:" دستگیری هشتاد و دو نفر از اعضای یک باند فساد ، فحشاء و قاچاق دختران به کشورهای حوزه خلیج فارس و چند کشور اروپایی پرونده تنظیمی به دادگاه عمومی تهران تحویل داده شد".
روزنامه جام جم يازده مهر هشتاد و يک از دستگیری اعضای باند اینترنتی اغفال دختران خبر داد و آورد ،سه زن میانسال پس از ارتباط اینترنتی (چت) با دختران و پسران جوان آنها رابه فساد می کشاندند و پس از ارتباط با دختران از طریق سایت اینترنتی و با جلب اعتماد و اطمینان آنها با این دختران قرار ملاقات می گذاشتند سپس به بهانه های واهی و پیدا کردن شوهر پولدار و سفر به خارج از کشور از آنان سوء استفاده می کردند. روزنامه همشهری بيست و چهار مهر هشتاد و يک: تعداد زیادی دختر ایرانی در کربلا نجف و سایر شهرهای زیارتی عراق به گدایی مشغولند. این دختران توسط مردان عرب از خانواده هایشان در روستاها یا مناطق فقیر نشین خریداری و برای کسب درآمد از زائران ایرانی که به گدایان عراقی پول نمی دهند، به شهرهای زیارتی عراق برده می شوند.
ماهنامه خواندنی بيست و چهار مهر هشتاد و يک طی گزارشی اعلام کرد: "در استان های خراسان و سیستان و بلوچستان چندین هزار دختر ایرانی به مردان افغانی فروخته شدند.اخیرا یک باند برده گیری که عده نامعلومی از دختران ایرانی را در پاکستان به کنیزی فروخته اند شناسائی و برخی از اعضا آن دستگیر شدند.بر اساس یک آمار رسمی اظهار شده است که فقط بوسیله همین باند بیش از صد و پنجاه دختر مشهدی به پاکستان برای تن فروشی منتقل شدند شیوه کار اعضای این باند چنین بوده است که دختران را از خانواده هایشان خریداری کرده و به عقد خود در می آوردند سپس آنها را به خانه های فساد که در پاکستان به خرابات موسومند می فروختند.
لازم به ذکر است که منطقه میرجاوه در زاهدان به عنوان یک منطقه ترانزیت در امر قاچاق انسان به شمار می رود. استان های خراسان و سیستان و بلوچستان از مناطق مبدأ و شهرهای کویته، کراچی، راولپندی در پاکستان و کشورهای افغانستان و کشورهای خلیج حاشیه خلیج فارس و بعضی از کشورهای آسیایی و اروپایی از مناطق مقصد پدیده قاچاق محسوب می شوند".
به گزارش ایرنا در بيست بهمن هشتاد و يک چندی پیش روزنامه مشرق، چاپ پاکستان نوشت: "ماهانه چهل و پنج دختر ایرانی شانزده تا بيست و پنج ساله در کراچی توسط افراد ثروتمند خریداری می شوند". در ادامه این خبر آمده است یک گروه بلوچ ایرانی مدت دو سال است که از راه بلوچستان این دختران را به پاکستان منتقل کرده و در کراچی به فروش می رسانند. همچنین ماموران معاونت اطلاعات ناجا که تنها مرجع پلیس رسیدگی به این جرم نانوشته هستند، شهریور سال هشتاد و يک توانستند بيست زن و مرد بلوچ را با شکار دختران فقیر خراسانی آنها را روانه پاکستان می کردند، شناسایی و دستگیر کنند. پس از دستگیری پاره ای از موارد قاچاق زنان و دختران در ایران به مواد قانون مجازات اسلامی رجوع می کنیم، تا ببینیم قانونگذار چه مجازاتی را برای جرم قاچاق انسان در نظر گرفته است.
"قاچاقچیان، دلال هایی را در مناطقی مانند پارک ها، مقابل مدارس راهنمایی و دبیرستان می گمارند که با این دختران، طرح دوستی و آشنایی بریزند و سپس آنها را به مکان های خاصی برده و با وعده های خروج آسان از کشور، درآمد خوب، زندگی بهتر و یا حتی در مورد دختران کم سن و سال، گاهی به زور آنان را تا لب مرزها حمل کرده و به صورت جاسازی شده قاچاق می کنند".
"یکی دیگر از وظایف این دلالان، ایستادن در کنار سفارتخانه ها و ادارات کاریابی و دادن پیشنهاد کار پردرآمد به کسانی است که به دلیل اطلاعات کم یا احتیاج به یافتن شغل، سریعا جذب چنین افرادی می شوند. گروه دیگری که در معرض خطر قرار دارند، افراد کم سواد و کم اطلاع هستند که در مناطق روستایی ساکنند".
حتی گاهی دیده شده است دلال ها برخی دختران کم سن و سال را با پرداخت پول به والدینشان و یا وعده زندگی بهتر به عقد ازدواج خود در آورده و سپس به قاچاقچیان انسان در خارج از کشور تحویل می دهند. در سال های اخیر نوع جدیدتری نیز به روش های اغفال دختران و زنان افزوده شد که حاصل مدرینزه شدن جوامع از جمله جامعه ما می باشد و آن از طریق اینترنت است. به طور مثال اتاق گفت و گو یا اصطلاحا چت روم یکی دیگر از راه هایی است که دلالان از آن برای اغفال دختران و زنان استفاده می کنند. به این ترتیب که ابتدا از طریق گفت و گوی تایپی، گاهی شنیداری و دادن تصویر خود، طرح دوستی با آنان را می ریزند و سپس با وعده ازدواج، کار خوب، درآمد بالا و حتی فرستادن بلیط و ویزا برای دوستان فریب خورده خود آنان را به کشور مورد نظر هدایت کرده و در انجا تحویل قاچاقچیان می دهند .
اشکال متفاوت قاچاق زنان و دختران در ایران
بطور کلی پدیده قاچاق زنان و دختران به دو شکل متفاوت در کشور قابل ملاحظه است؛ قاچاق زنان به پاکستان، کشورهای حاشیه خلیج فارس و از همه مهمتر امارات متحده عربی. این تقسیم بندی بدین جهت صورت می گیرد که هر کدام از اشکال بالا نوع به دام کشیده شدن قربانیان قاچاق، طریق انتقال آنها و شرایط زندگی پس از قاچاق قربانیان از یکدیگر متفاوت و در نهایت هر کدام نیز ما را به نتایج متفاوتی خواهد رساند...
قاچاق زنان و دختران به پاکستان
بر اساس این تحقیقات قاچاق زنان در استان های خراسان و سیستان و بلوچستان، در واقع استان های همجوار کشور با پاکستان و افغانستان رایج است.بر اساس گزارش ماهنامه خواندنی و گزارش جامعی که توسط کمیته زنان سازمان دفاع از قربانیان خشونت به همراه یکی از کارشناسان بهزیستی در سفر خود به مشهد تهیه شده، شیوه کار قاچاقچیان به این صورت بوده است که دختران را از خانواده هایشان که غالبا در شرایط نابسامان اقتصادی به سر می برده اند، خواستگاری نموده به عقد خود در می آوردند و سپس آنها را به خانه های فساد در پاکستان که به خرابات موسومند می فروختند.
(بر اساس این گزارش یکی از مناطق حاشیه نشین مشهد (قلعه ساختمان) از مناطق مبتلا به این پدیده است. بر اساس گزارش های فوق قاچاقچیان، خانواده های فقیر را شناسایی می کردند و با معرفی خود به عنوان اهالی زاهدان که صاحب مال و مکنتی نیز هستند دختران را از خانواده هایشان خواستگاری می کردند. این دختران همراه آنها به زاهدان انتقال می یافتند و در شهرهای کویته، کراچی و راولپندی به کنیزی و یا روسپی گری کشانده می شدند. متاسفانه اخیرا پدیده فروختن دختران توسط خانواده هایشان یا شوهرانشان در شهرهای مختلف مرزی ابعاد نگران کننده ای پیدا کرده است. مطابق بررسی هایی که انجام شده، همه افراد قربانی
اول؛ هیچگونه آگاهی از قاچاق شدن خود نداشته اند. در واقع همه قربانیان به صورت کاملا رسمی ازدواج کرده بودند و تنها چند روز بعد از ازدواج همراه با اجبار، زور، تهدید و فریب و نیرنگ به زاهدان و سپس پاکستان انتقال داده شده بودند
دومً، همه قربانیان از وضعیت بوجود آمده اظهار نارضایتی می کردند و خواهان بازگشت به ایران و خانواده های خود بودند.
سوم؛ همه قربانیان از طریق صیغه، ازدواج موقت، ازدواج کرده بودند و عدم ثبت رسمی عقد آنها در این شکل یکی از معضلات اساس بود.
چهارم؛ برای بازگرداندن آنها در اغلب موارد خانواده های قربانیان و از طریق سفارت ایران در پاکستان اقدام کرده بودند.
پنجم؛ اینکه به گفته قربانیان عدم حفاظت و نگهبانی کامل از مرزهای شرقی کشور دلیل عمده ای برای سهولت کار قاچاقچیان بود.
ششم، اغلب قربانیان هیچ پولی بابت کار جنسی خود دریافت نمی کردند و معمولا خانواده شوهران آنها تمام پول را دریافت می کردند. انها در بدترین شرایط زندگی قرار داشتند. قربانیان اغلب از خانواده هایی بودند که در حاشیه شهر زندگی می کردند. دچار فقر بسیار شدید بودند.
قاچاق زنان و دختران به امارات متحده عربی
معمولا دختران که به امارات متحده عربی (دوبی) قاچاق می شوند بین ده تا شانزده سال سن دارند و برای دو مناسبت عمده عید فطر و عید قربان منتقل می شوند. انتقال آنها به دو شکل است: الف- عده ای از آنها بطور رسمی خواستگاری می شوند، به نام شیوخ بزرگ عرب و درازای پرداخت مبالغی به خانواده شان از مرز عبور داده می شوند. ب- عده دیگر دخترانی هستند که برای این منظور ربوده می شوند و بدون اجازه پدر و مادر از کشور خارج می شوند. اگر شیوخ عرب در مراسم حفله دختران را برای همسری بپسندد مشکل زیادی وجود ندارد. مشکل از زمانی بوجود می آید که دختران وارد شده توسط شیوخ مورد استقبال قرار نمی گیرند، بنابراین افراد وارد بازار کار شده و به روسپی گری در کلوپها و کاباره ها مشغول می شوند.
تفاوت عمده ای که این عده از دختران قاچاق شده با قربانیان قاچاق به پاکستان دارند، این است که اغلب اوقات ظاهرا قاچاق دختران با رضایت و آگاهی قربانیان انجام می شود. در واقع قربانیان از همان ابتدا از مقصد و نحوه کار خود آگاهی دارند. یک نوع رضایت ظاهری که البته به اعتقاد بسیاری از کارشناسان این رضایت ظاهری نمی توانند مانع از این امر شود که ما آنها را در زمره افراد قربانی قاچاق محسوب کنیم.
در واقع این افراد قربانی شرایط نابسامان اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هستند. دومین ویژگی این قربانیان این است که اکثر قریب به اتفاق قربانیان تمایلی به بازگشت به ایران ندارند. در واقع بیشتر انها ترجیح در همان شرایط غربت و روسپی گری در دوبی بمانند به جای اینکه به ایران بازگردند. این نوع تفاوت در شیوه قاچاق دختران ما رابه نتایج متفاوتی هم می رساند. در واقع طبق معیارها و استانداردهای بین المللی و ماده سه پروتکل دوهزار در ارتباط با مجازات و پیشگیری از قاچاق انسان به ویژه زنان و کودکان قاچاق زنان و دختران توام با فریب، اغوا، نیرنگ، زور و اجبار به منظور بهره کشی و سوء استفاده جنسی صورت می گیرد.
پدیده قاچاق دختران به پاکستان بطور کامل درحیطه این تعریف از قاچاق قرار می گیرد. تفاوت های عمده در عملکرد قاچاقچیان و نوع قربانیان به دوبی (قربانیان پنهان) و پاکستان (قربانیان آشکار)
1- انتخاب سوژه در دوبی توسط خود فرد صورت می گیرد ولی در پاکستان به اجبار با افراد متعددی انجام می شود.
2 - کیفیت زندگی در پاکستان و دوبی کاملا متفاوت می باشد جذابیت دوبی عدم گزینش دختران به بازگشت است.
3 - اکثر افرادی که به دوبی قاچاق می شوند خودشان در ارتباط با روند جایگاه و شغل خود، آگاهی دارند بعبارتی نه مورد بهره برداری که شاید در قالب یک نوع تجارت به تامین نیازهای خود مبادرت می ورزند ولی در پاکستان اینگونه نیست.
4 - موقعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قربانیان کاملا متفاوت می باشد. قربانیان قاچاق پاکستان، از لحاظ اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در سطح پایینی می باشند در صورتیکه قربانیان قاچاق به دوبی از موقعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بالایی برخورداند.
5 - از لحاظ موقعیت تحصیلی و سن در مورد پاکستان، قربانیان کم سن و سال و با تحصیلات پایین بوده اند ولی زنان و دختران قاچاق شده به دوبی تحصیلات و سن بالاتری دارا هستند.
6 - روند قاچاق دختران به پاکستان، از طریق ازدواج و توسط شوهرانشان صورت می گیرد ولی قاچاق به دوبی عمدتا به صورت مهاجرت انجام می شود هر چند که افراد برای ماندگاری خود مجبور به ازدواج شوند.
7 - میزان در آمد دختران در دوبی، از تجارت جنسی بسیار بالاست. اما بهره کشی جنسی از دختران در پاکستان بدون رضایت آنها و عمدتا با خشونت و سوء رفتار جسمی و جنسی بوده و درآمد حاصل نصیب شوهران و خانواده شوهران آنها می شود.
8 - دختران قاچاق شده به دوبی از لحاظ جذابیت فیزیکی، در سطح بالایی هستند که در مورد دختران قاچاق شده به پاکستان مصداق پیدا نمی کند.
9 - روابط جنسی قربانیان قاچاق پاکستان با افراد متعدد بوده ولی دختران قاچاق شده به دوبی عمدتا با شیخ نشین ها ست.
10 - قربانیان قاچاق به پاکستان، در جهت رهایی از شرایط بهره کشی جسمی و جنسی تلاش نموده اند ولی قربانیان قاچاق به دوبی برای ایجاد فرصت هایی جهت اقامت در دوبی تلاش می کردند.
40 درصد دختران فراری تنبیه بدنی و کلامی شده‏اند. خانواده همواره در بين كارشناسان به عنوان اولين جايگاه رشد و تربيت جوانان كه به رفتار آنها شكل داده و در جامعه به منصه ظهور مي‌رساند مطرح شده، اما مطالعات نشان مي‌دهد كه در اين محيط امن تجربه حوادث دردناكي از قبيل سوء استفاده جسمي و جنسي، آزار و اذيت، طرد و طلاق در دوران كودكي باعث افزايش احتمال بروز مشكلات رفتاري و رواني در ادامه زندگي مي‌شود.
بسياري از محققان بر اين باورند نوجواناني كه از خانه فرار مي‌كنند در بيشتر موارد «از چيزي» و نه «به خاطر به دست آوردن چيزي» فرار مي‌كنند؛ به گونه‌اي كه آمار نيز نشان مي‌دهد به طور متوسط هر ماه 132 كودك و نوجوان فراري از سوي نيروي انتظامي مستقر درپايانه‌های تهران بويژه جنوب تهران جمع‌آوري مي‌شود.
از سوي ديگر سوء رفتار والدين با نوجوانان و جوانان كه شامل سوء رفتار فيزيكي، عاطفي، به فراموشي سپردن و جنسي مي‌شود تاثيرات مختلف جسمي و رواني پايداري مانند ترس‌هاي بيمارگونه، شرمزدگي شديد، خلق و خوي منفعل، تنفرعميق، اخموشدگي، سردي و بي تفاوتي در برخورد با ديگران، ناتواني در مهر ورزيدن و در صورت شدت اين رفتارها منجر به فرار از منزل يا خودكشي مي‌شود. در تحقيقي كه روي 50 دختر فراري ساكن در مراكز ري، شميرانات و 2 مركز مداخله در بحران فرمانيه صورت گرفت اين نتيجه بدست آمد كه 78 درصد دختران فراري داراي تجربه «تنبيه بدني يا كلامي» بوده كه در ميان آنها 64 درصد هر 2 نوع تنبيه بدني و كلامي، 20 درصد تنبيه بدني و 16 درصد تنها تنبيه كلامي را تجربه كرده‌اند، اما در مجموع مي‌توان گفت كه 40 درصد دختران فراري «هميشه» موردتنبيه بدني و كلامي قرار می دهد.
اين تحقيق نشان مي‌دهد كه 10 درصد اين دختران «هميشه» تنبيه كلامي و 6 درصد «هميشه» تنبيه بدني را تجربه كرده‌اند؛ اين در حاليست كه درميان دختراني كه مورد تنبيه واقع شده و از خانه فرار كرده‌اند با كساني كه مورد تنبيه واقع نشده و از خانه فرار كردند تفاوت معناداري وجود دارد، از سويی هر اندازه شدت اين تنبيهات افزايش يابد احتمال فرارنيز بيشتر مي‌شود.
يافته‌هاي پژوهشگران نشان مي‌دهد هر اندازه شدت تنبيه كلامي و بدني بيشتر شود احتمال فرار نيز بيشتر مي‌شود. كليه تحقيقات داخل و خارج كشور نشان مي‌دهد كه نوجوانان فراري در محيط خانواده بدرفتاري والدينشان را تجربه مي‌كنند؛ چرا كه در اين خانواده‌ها خشونت بين والدين نيز رايج بوده و از خانواده‌هاي عادي بسيار شديدتر است. نتايج اين تحقيق نشان مي‌دهد كه 56 درصد اين دختران داراي تحصيلات راهنمايي هستند همچنين 80 درصد آنها متعلق به طبقه پايين جامعه، 16 درصد طبقه متوسط و تنها 4 درصد آنها از وضعيت اقتصادي ــ‌ اجتماعي بالايي برخوردار هستند.

Scroll to top