جوانان ، خانواده و مدیریت ازدواج

  • خانواده مهمترین پایه ی حمایت از جوانان در تحصیل و ازدواج است ؛ ضمن آنکه در مقابله با عدم قطعیت موجود در زندگی ایشان نیز یگانه میدان دار و مهمترین نقطه ی ارجاع است.
  • در همین حال نبوذ سیاست رفاهی روشن از سوی دولت در حمایتع از جوانان و نیز شانه خالی کردن آن از مسئولیت هایی مثل آموزش و آموزش عالی باعث شده است تا خانواده مسئولیت هایی بیش از حد توان در مدیریت گذار به بزرگسالی بر عهده گیرد. این در حالی است مکه خانواده منابع لازم برای حمایت جوانان را در اختیار ندارد و بنابراین توانایی آن راد نمی یابد تا به شکل مناسبی به مدیریت وقایع خاص در زندگی ایشان مثل ازدواج بپردازد . مطابق با چنین شرایطی ، محتمل است خانواده با بر عهده داشتن مسئولیت بیش از اندازه در گذار به بزرگسالی جوانان در معرض فرسودگی آشکار قرار گیرد نتیجه آن ، بروز نوعی ابهام در نقش خانواده در گذار به بزرگسالی جوانان و نیز نوعی عدم قطعیت در ازدواج ایشان است.
  • در شرایط فرسودگی خانواده ، بخصوص در طبقات پایین ، جوانان به اجبار خود را درگیر راهبری همزمان تحصیل ، اشتغال ، استقلال و ازدواج می یابند . این وضعیت ضمن آنکه آنها را مجبور می سازد وظایفی بیش از حد توان خود بر عهده گیرند، این احساس را نیز در ایشان به وجود می آورد که خود دارند سرنوشت خویش را می سازند. محتمل است با این شرایط جوانان شکست در برنامه های گذار را به ناتوانی خود تعبیر کنند و از این بابت دچار نوعی فردگرایی آمیخته با احساس ناتوانی در مدیریت زندگی شوند . این امر واقعیتی است که مورد اشاره ی جامعه شناسان مختلف از جمله فرلانگ و کارتمل در مفهوم خطای شناختی مدرنیته ی متاخر است.
  • اما در فرآیند ازدواج ، جوانان در رودررویی با مشکلات با ترکیب حق انتخاب خود و همزمان سود بردن از حمایت خانواده ، رفتاری عملگرایانه و منعطف از مدیریت را به نمایش میگذارند . در این باره آنها علیرغم رویه های متفاوتی که در تعامل با خانواده در موضوع انتخاب ، آشنایی و شناخت پیش میگیرند، عموما به ترکیب رویه های خواستگاری و دوستی قبل از ازدواج روی می آورند و ضمن تصریح نقش خود در انتخاب ، بر نقش خانواده در نظارت بر آشنایی و البته سازمان دادن به جریان ازدواج و حمایت مادی و معنوی از آن نیز تاکید می کنند. به همین دلیل است که پس از آشنایی مدرن و تصمیم به ازدواج در جهت برخورداری از حمایت های خانواده بر خواستگاری و فرآیند سنتی تاکید می کنند . بدین ترتیب ، در مدیریت گذار جوانان روابط جدیدی بین فرزندان و خانواده ها شکل می گیرد که مطابق آن خانواده ها با خواسته های جوانان کنار می آیند و استقلال و فردگرایی آنها را در آشنایی و انتخاب می پذیرند ، اما حمایت خود را نیز از انها همچنان حفظ می کنند . این به معنای به رسمیت شناختن فرد گرایی جوانان همراه با ارائه حمایت از آنها ویا (فضای جدید همراه با ارائه وظایف قدیم) در عرصه ی ازدواج است . سوی دیگر این امر ، باقی ماندن خانواده در فرآیند ازدواج مدرن و همین طور باقی ماندن سنت در متن زندگی مدرن و یا مدیریت سنتی امر مدرن است.
  • گرفتن موضعی باز اندیشانه در مدیریت ازدواج از سوی خانواده ها و جوانان ، روی دیگر مدیریت فرآیند ازدواج جوانان است . هم خانواده ها و هم جوانان در مدیریت ازدواج بسته به موقعیت ، رویه های منعطف و متفاوتی از مدیریت موضوع را می آفرینند . رفتار باز اندیشانه ، نشانه ی شرایط جدیدی است که در آن جریانی دائمی از در هم ریختن و شکل یافتن مجدد به وجود می آید . با تعمیق چنین تحولاتی ، رفتار خانواده ها و جوانان در تعامل با یکدیگر منعطف ، باز اندیشانه ، نشانه ی شرایط جدیدی است که در آن جریانی دائمی از در هم ریختن و شکل یافتن مجدد به وجود می آید . با تعمیق چنین تحولاتی ، رفتار خانواده ها و جوانان در تعامل با یکدیگر منعطف ، باز اندیشانه و عملگرایانه می شود و عمدتا با جهت گیری پیگیری منافع جوانان دنبال می گردد. این بدان معناست که معمولا خانواده ها به نفع جوانان در پیگیری گذار از خواست های خود در می گذرند و برای حمایت از جوانان تمام منابع خود را به کار می گیرند . به همین دلیل است که خانواده ، مهمترین نقطه ی اتکای جوانان در جهان جدید می شود.
  • شایان ذکر است این امر در مورد طبقات پایین که منابع کمتری برای حمایت دارند مصداق کمتری می یابد . نتیجه آنکه در مدیریت گذار و ازدواج رو ابط خانواده با جوانان منعطف گشته و بر پایه ی تعامل تنظیم دمی شود . آنها با خواسته های جوانان کنار می آیند و استقلال و فرد گرایی ایشان را می پذیرند و همچنان از آنها حمایت می کنند ، اما چگونگی ازدواج  آنها را نیز تعیین می کنند . بر این اساس شاید بتوان گفت نوعی فردگرایی ساختار یافته و یا فردگرایی مهارشده در زندگی جوانان در حال توسعه یافتن است مطابق آن ، علیرغم آنکه زندگی جوانان همچنان تحت تاثیر عوامل ساختاری مثل خانواده ، طبقه و جنسیت باقی می ماند ، اما فردگرایی بازاندیشانه نیز وجه مهم گذار به بزرگسالی می شود .
  • مجموعه ی آنچه مطرح شد مطالعه ی حاضر را بدان دریافت می رساند که خانواده و جوانان در مدیریت ئازدواج نه تنها در مقابل هم قرار نمی گیرند ، بلکه حتی به نحوی با هم کنار می آیند . در این باره هر چند به نظر می رسد که خانواده ها معمولا منعطف ظاهر می شوند ، اما شرایط سخت برای جوانان و فقدان ساختارهای حمایت کننده و چارچوب محافظه کار نظام رفاهی نیز باعث می شود تا آنها مجبور به کنار آمدن با خانواده گردند . با توجه به تحولات فوق می توان از پدید آمدن نوعی مرنیته ی باز اندیشانه که البته بسیار متفاوت از مدرنیته دوم یا مدرنیته متاخر مورد نظر بک است نیز سخن گفت که در آن وضعیت مدرن با شرایط بومی ترکیب می شود .
  • منبع : مقاله جوانان ، خانواده و مدیریت ازدواج
  • سال انتشار : 1398
  • نویسندگان مقاله : سهیلا صادقی فسایی ، سید محسن بنی جمالی

تهیه و تنظیم : معاونت آموزشی بنیاد پیشگیری از آسیب های اجتماعی

, , , , ,
نوشتهٔ پیشین
تحلیل تجربیات جهانی پلیس برای کاهش آسیب های اجتماعی و جرائم در بافت های فرسوده
نوشتهٔ بعدی
اضطراب چیست؟ انواع اضطراب، دلایل، پیشگیری و راه های درمان آن

پست های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست