EMAIL NOW

info@pishgiri.org

CALL US

۲۲۲۴۷۸۲۶- ۲۲۲۰۸۳۵۷

فرا تحلیل مطالعات عوامل اثرگذار بر پیدایش کودکان کار و خیابان

Share on telegram
Telegram
Share on whatsapp
WhatsApp
Share on google
Google+
  • اهمیت دادن به موقعیت کودک و دوران کودکی ، پدیده ای مدرن و به دوران معاصر مربوط است .
  • با وجود اینکه هیچ فردی در دوران کودکی نسبت به پذیرش مسئولیت های اجتماعی به ویژه مسئولیت های سنگینی همچون بر عهده داشتن شغل و کار ملزم نیست ، اما در سطوح مختلف اجتماعی مشاهده می کنیم که برخی از کودکان درگیر فعالیت های اقتصادی و شغلی می شوند . پدیده ای که در عرصه ی علوم اجتماعی از آن به عنوان یک مسئله ی اجتماعی یاد می شود .
  • در جوامع صنعتی ، جایگاه کودکان هر چه که در نظر گرفته شود ، معمولا هیچ نوع جایگاهی در فرایند کاربرای آنها در نظر گرفته نمی شود . بازی و یادگیری ، تمام چیزی است که کودکان قرار است در این جوامع انجام دهند ؛ اما به طور کلی بازی و یادگیری را (کار) قلمداد نمی کنند . اما از مدت ها قبل ، در کشورهای در حال توسعه ، کودکان در کارهای مختلف به کار گرفته می شوند و کار گماشته شده بر عهده ی آن ها دارای تنوعی گسترده و خصوصیات پیچیده نیز هستند با این حال ، نمی توان گفت در دنیای توسعه یافته (شمال) کار کودک به طور قطعی از بین رفته است ؛ بلکه در این کشورها نیز مواردی از کودکان کارگر هنوز به چشم می خورند . اما در جوامع جنوبی و در حال توسعه ، تعداد کودکان مشغول به کار بیشتر و محسوس تر است ؛ مشارکت آن ها در کار تولیدی رایج تر و اهمیت آن نیز تا حدی با اهمیت این مشارکت در کشورهای صنعتی تفاوت دارد .
  • در گزارش های غیر رسمی ، تعداد کودکان کار ایرانی بین سه تا هفت میلیون نفر اعلام شده است . از منظر داده های رسمی نیز باید گفت در گزارش های تفصیلی مرکز آماری ایران هیچ اطلاعاتی درباره ی اشتغال کودکان زیر 10 سال وجود ندارد . اما در سال 1396 مرکز آمار و اطلاعات راهبردی وزارت تعاون ، کار و رفاه اجتماعی به عنوان مرجعی رسمی ، گزارشی از وضعیت کودکان کار ایرانی ارائه داده است که در آن تعداد کودکان 9 تا 16 ساله حدود 16 میلیون نفر بوده است .
  • در سال های اخیر ، از سوی مراجع بالا دستی برای کاهش ، حذف یا سازماندهی کار کودک به عنوان یک معضل اجتماعی ، برنامه ها و طرح های مختلفی به اجرا در آمده است.
  • از جمله این طرح های دولتی ، می توان به (طرح تجهیز و راه انداز مراکز جمع آوری ، شناسایی و هدایت متکدیان و کودکان خیابانی ) مشکل مشترک و عمومی در تمامی طرح های فوق الذکر و طرح های مشابه در سطوح خرد و کلان این است که برخورد علمی و براساس واقعیت با مسئله ی کار کودک و کودکان کار صورت نمی پذیرد . به همین دلیل ، طرح های تنظیم و تدوین شده بعد از مدت زمان کوتاه به فراموشی سپرده می شوند و غالبا نیز به شکلی فریبتی و امنیتی با مسئله برخورد می شوند و نه کودک – محور و از قابلیت ارزشیابی و قابلیت انعطاف برخوردار نیستند . ریشه ی این نابسامانی را می توان در عدم آگاهی و شناخت درست مجریان طرح ها از وضعیت کودکان کار و خیابان دانست .

چند دیدگاه نظری برای تبیین پدیده های خیابانی مطرح شده است :

نظریه آنومی اجتماعی :

  • به نثر آرای امیل دور کیم زندگی بدون وجود الزام های اخلاقی یا ضرورت های اجتماعی ، تحمل ناپیر می شود . به شکل پدیده آنومی یعنی نوعی احساس بی هنجاری می انجامد که اغلب مقدمه ای برای ذدست زدن افراد به خودکشی و کجروی است .
  • به نظر دور کیم ، علت آشکار تحقق آنومی ، تحولات شتاب زده ی اقتصادی است . چون این تحولات ، نوعی بحران را در نظام ارزش و هنجار های جامعه به دنبال می آورد ، نه به این دلیل که تولید فقر می کند.
  • در این شرایط ، پیامد تحولات شتاب زده ، عناصری مانند ثروت ناگهانی را در مقابل آن قرار می دهد ؛ عناصری که وجود فقر را (تحمل ناپذیر ) می کند . وقتی که کنار این فقر آرزوهای بلند پروازانه ای اتفاق می افتد ساختار پایدار نیاز های فرد به هم می ریزد و توان کنترل این ساختار را از (نظام هنجاری سنتی ) می گیرد . در همین اوضاع و احوال نیاز ها هم ارضا نمی شوند ؛ این جاست که ابزارهای مشروع و نامشروع برای خلاصی از آن ( وضعیت تحمل ناپذیر ) به کار گرفته می شود .

نظریه  بی سازمانی اجتماعی :

  • مقابل نظریه دور کیم ، نظریه مرتون است : طبق این نظریه ، می توان فرض کرد که کودکان خیابانی انعکاسی از شرایط زیست اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی اقشار تهی دست و آسیب پذیر است که نتوانسته اند در جریان مواجهه با تحولات اجتماعی با شرایط موجود انطباق یابند .
  • نظریه آنومی خانواده :
  • ویلیام گود معتقد است که خانواده ، کانون اصلی شکل اجتماعی و به عنوان یک سیستم کوچک اجتماعی که زیربنای جامعه ی بزرگتری را فراهم می کند ، هنجارها و ارزش های حاکم بر آن ، روی تک تک افراد آن تاثیر قطعی دارد . به نظر گود ، هنگامی که یکی یا چندین تن از اعضای خانواده نتواند وظایف خود را به طور مناسب انجام دهد ؛ گسیختگی خانواده به وجود می آید .
  • گسیختگی خانواده ، معلول عوامل زیر است :
  • فقدان یا غیبت مادر به علت اشتغال خارج از خانه ، مرگ یا طلاق
  • وجود روابط عاطفی ضعیف و حتی متعارض بی اعضای خانواده که بر خلاف زندگی اجتماعی با یکدیگر در ظاهر ؛ اما از کارکردهای کنشی متقابل برخوردار بوده و نسبت به یکدیگر از همدلی برخوردار نسیتند .
  • به نظر گود نهاد خانواده به جریان شناخت خود ، کشف خویشتن و هویت یابی فرد کمک می کند . از این رو ، از هم پاشیدگی سازمان اجتماعی خانواده ، زمینه ساز جدا ماندن کودکان از محیط خانواده و برگزیدن خیابان به عنوان یکی از منابع تامین نیاز های معشیتی ایشان می گردد پس از چندی این کودکان ، خیابان را به عنوان سبک زندگی خود انتخاب می کنند .
  • نظریه فرهنگ فقر :
  • اسکار لوئیس : بسیاری از افراد فقیر فاقد نیروی روانی کافی برای بیرون کشیدن خود از فقر هستند و در نتیجه آن ها قادر نیستند از کمک های اقتصادی ، برنامه ی کمک در آمد برای بهبود وضع خویش سود جویند .
  • فرهنگ فقر ، نوعی شیوه ی زندگی است که دارای ابعاد روانی و اجتماعی مانند ؛ گوشه گیری و انزوا و عدم حمایت های خانواده از افراد آن است .

این نظریه دارای  4 فرضیه اساسی است :

  • بی سرپرستی یا رها شدگی این کودکان توسط خانواده هایشان اشاره دارد .
  • کودکان خیابانی را به فقر مربوط می داند و نتیجه ی فقر را رها شدگی منفعلانه می داند .
  • کودکان خیابان را حاصل مهاجرت از روستا به شهر ، فقر و پیامد های گسیختگی و فرو پاشی ساخت خانواده می داند . نتیجه ی این شرایط و عوامل ، فراموش شدگی و به حال خود گذاشتن کودکان به شکل منفعلانه است .
  • کودکان خیابانی را برخاسته از خرده فرهنگ های شهری بسیار حاشیه ای و منحرف می داند .

نظریه انتخاب عقلانی :

  • بر اساس گزارش های تجربی محققان از جمله اپتکار در رابطه با کودکان خیابانی شکل گرفته است و بر کیفیت عقلانی و انطباق زندگی آنان تاکید دارد .
  • در پرتو نظریه های مزبور ، روی آوردن به خیابان برای برآورده کردن (نیاز) های خاصی از کودک ، سودمند است . در واقع این نظریه انتخاب عقلایی این مسئله را به صورت واکنش کودکان به شرایط عملی صورت بندی می نماید .

نظریه ساخت گرایی اجتماعی :

  • این کودکان در شبکه ی مناسبات اجتماعی و شبکه ی موقعیت های کنش و فعالیت های مرتبط به کودکان در خانه ، خیابان و پرورشگاه مورد بررسی قرار می گیرند .

نظریه مدرنیزاسیون :

  • دو فرضیه فقر و بدرفتاری خانواده را مطرح می کند و معتقدند که کودکان خیابانی در خانواده هایی بزرگ می شوند که از حمایت اجتماعی کافی برخوردار نیستند .

نظریه اثرات متعامل :

اثرات متعامل از سه طریق صورت می پذیرد .

  • از طریق اعمال قدرت
  • از طریق ابراز محبت
  • از طریق برقراری رابطه و گفتگو

در هر یک از اشکال تعاملی فوق ، هر یک از افراد خانواده شامل پدر و مادر و فرزندان نقش خاص خود را ایفا می کنند . بنابراین ، با غیبت یک فرد از افراد در این گروه کوچک یا وجود اختلال در خانواده ، تعاملات ذکر شده شکل گیری به خود می گیرد و در واقع از حالت طبیعی خارج می شود .

نتایج و تحلیل یافته های حاصل از ترکیب این نظریه ها نشان می دهد که متغییر های سطح تحصیلات و اعتیاد به مواد مخدر والدین به ترتیب بر میزان کار کودکان و خیابانی شدن آن ها اثرگذار بوده اند .

سال انتشار : 1399

نویسندگان : عهدیه اسدپور و منصوره اعظم آزاده

تهیه و تنظیم : معاونت آموزشی بنیاد پیشگیری از آسیب های اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *