جستجو

چگونه رسانه‌های اجتماعی و فشارهای فرهنگی به دختران ما آسیب می‌زنند

چگونه رسانه‌های اجتماعی و فشارهای فرهنگی به دختران ما آسیب می‌زنند

نکات کلیدی
رسانه‌های اجتماعی نوع خاصی از استرس اجتماعی را تشدید می‌کنند—احساس طردشدگی، حقارت و ناکافی بودن.
از لایک‌های اینستاگرام گرفته تا اپلیکیشن‌های دوست‌یابی، نوجوانان امروزی در مقیاسی بی‌سابقه طردشدگی را تجربه می‌کنند.
والدین می‌توانند با الگوسازی عادت‌های خوب، ایجاد فضایی امن برای گفتگو و کمک به پرورش تفکر انتقادی در دختران، نقش مؤثری ایفا کنند.
روان‌شناسان به‌درستی بخش بزرگی از استرس بالا و پیامدهای منفی سلامت روانی دختران را به رسانه‌های اجتماعی نسبت می‌دهند. دختران امروزی به‌طور متوسط از سن ۱۲ سالگی شروع به استفاده از این پلتفرم‌ها می‌کنند و نسبت به آنچه در این فضاها رخ می‌دهد، آسیب‌پذیرتر هستند.

چرا استفاده از رسانه‌های اجتماعی برای ذهن در حال رشد نوجوانان تا این حد مشکل‌ساز است؟

زیرا کار مغز در حال رشد این است که مدام محیط اطراف را اسکن کند و بی‌صدا بپرسد: «آیا اینجا امن است؟ آیا من به این جمع تعلق دارم؟»
رسانه‌های اجتماعی نوع خاصی از استرس اجتماعی را تشدید می‌کنند—احساس طرد شدن، احساس پایین‌تر بودن و ناکافی بودن، به‌ویژه زمانی که خود را با دیگران مقایسه می‌کنی.

نوجوانان امروزی بیشتر از همیشه با طرد شدن مواجه‌اند

جوانان امروزی در مقیاسی بی‌سابقه طرد اجتماعی را تجربه می‌کنند. از تعداد لایک‌های اینستاگرام گرفته تا ریجکت شدن توسط دانشگاه‌ها یا در اپلیکیشن‌های دوست‌یابی، نوجوانان امروز در عرض یک هفته با میزان طردی مواجه می‌شوند که ممکن است یک فرد نسل گذشته (Boomer) در تمام عمرش تجربه نکرده باشد.
زندگی آن‌ها اکنون کاملاً عمومی و نمایشی شده؛ صحنه‌ای دائمی برای گرفتن تأیید یا دریافت سرزنش.

مغز نوجوان برای این شرایط ساخته نشده است

دختران، به‌طور متوسط، روزانه بیش از پنج ساعت و نیم در رسانه‌های اجتماعی وقت می‌گذرانند (بیشتر از پسران)، جایی که مداوم تحت بمباران تصاویر غیرواقعی از زیبایی زنانه قرار دارند. این مواجهه روزانه در حال وارد کردن آسیب است.
زمانی که دختران احساس می‌کنند باید مدام در حال مراقبت از ظاهر خود باشند، سیستم استرس بدن و مغز آن‌ها فعال‌تر و فرسوده‌تر می‌شود.
بسیاری از دختران به من می‌گویند که خود را مجموعه‌ای از «اجزای غیرقابل‌قبول بدن» می‌بینند. آن‌ها در فرهنگی گرفتار شده‌اند که در آن «جذاب بودن» شرط مهمی برای «ارزشمند بودن» تلقی می‌شود.

در پروژه‌ی یادداشت‌های چسبان (Post-it Note Project) دختران چنین نوشته‌اند:

«می‌خواهم والدینم بدانند که از بدنم متنفرم.»

«کاش می‌دانستند تصویر ذهنی من از بدنم چقدر افتضاح است.»

در دهه ۹۰ میلادی، روان‌شناس دانشگاه هاروارد، کارول گیلیگان، با ۱۰۰ دختر نوجوان صحبت کرد و نتیجه گرفت که سال‌های نوجوانی سفری به سوی «سکوت و قطع ارتباط» است.
او گفت این رنج ناشی از سرکوب خودِ واقعی برای تطابق با انتظارات محدودکننده جامعه نسبت به دختران و زنان است.
اگرچه امروز به خود می‌بالیم که انتظارات‌مان از دختران گسترده‌تر شده، اما احساس ناکافی بودن و ناآرامی درونی در آن‌ها اکنون مداوم‌تر و دردناک‌تر از همیشه شده است.

دختران نوجوان واقعاً درباره رسانه‌های اجتماعی چه می‌گویند؟

در سراسر کشور، دختران می‌گویند که زندگی‌شان شبیه یک اجرای بی‌پایان شده—اجرایی که مدام در معرض قضاوت دیگران در فضای مجازی و حقیقی است.
آن‌ها از «خستگی نمایشی» و «خستگی تاب‌آوری» رنج می‌برند.
یکی از دختران نوشت: «شما نمی‌دانید چقدر سخت است که آدم خودش را با دیگران در فضای مجازی مقایسه نکند.»
بسیاری از آن‌ها اعتراف می‌کنند که تحت تأثیر اینفلوئنسرهای تیک‌تاک و اینستاگرام برای رژیم گرفتن، استفاده از محصولات پوستی و تغییر ظاهرشان قرار دارند.
دختران نوجوان روز به روز بیشتر از بدن و دنیای درونی‌شان فاصله می‌گیرند.

چطور دختران را در این فضای پرهیاهو حمایت کنیم؟

از ارتباط بهتر در خانه شروع کنید
زندگی خانوادگی باید پناهگاهی در برابر این حس «به اندازه نبودن» باشد. اما این فقط زمانی اتفاق می‌افتد که شیوه صحبت‌مان با دختران درباره مشکلاتشان را تغییر دهیم.
می‌توانید امشب، سر میز شام، با کاری بسیار ساده که اغلب نادیده گرفته می‌شود شروع کنید: انتخاب واژگانی که همزمان از استرس او بکاهد و پیوندتان را تقویت کند.

الگو باشید: گوشی‌تان را کنار بگذارید
بیایید از تکنولوژی شروع کنیم.
بسیاری از دختران به من گفته‌اند که دوست دارند زمان کمتری را در رسانه‌های اجتماعی بگذرانند، اما به خاطر حضور دوستانشان در آن فضاها، احساس فشار می‌کنند و کنار کشیدن برایشان سخت است.
یکی نوشت: «کاش بلد بودم چطور جلوی یک اسکرول بی‌پایان را بگیرم.»
دیگری نوشت: «کاش شما همیشه سرتان توی گوشی نبود.»

ما بزرگ‌ترها باید با رابطه خودمان با گوشی صادق باشیم.

گفتن این جمله به بچه‌ها که «گوشی‌ات را کنار بگذار» در حالی که خودمان مدام در حال چک کردن ایمیل هستیم، مثل این است که با سیگار در دست بگوییم: «سیگار نکش!»

آموزش تفکر انتقادی نسبت به رسانه‌های اجتماعی

از آن‌ها بخواهید هنگام اسکرول کردن، به احساسات‌شان دقت کنند.
اگر نوجوان‌تان اعتراف کرد که حس عصبانیت، خودانتقادی یا طردشدگی دارد، به او توضیح دهید که این احساسات، نتیجه طراحی الگوریتم‌هاست.
شرکت‌های رسانه‌ای واقعاً از ناراحتی آن‌ها سود می‌برند.
جوانان معمولاً از دستور گرفتن خوششان نمی‌آید، اما از اینکه بفهمند کسی دارد از آن‌ها سوءاستفاده می‌کند، متنفرند.
(همین منطق به کمپین‌های موفق علیه دخانیات هم کمک کرد؛ بچه‌ها وقتی فهمیدند شرکت‌های دخانیات از آن‌ها سوءاستفاده می‌کنند، دیگر سمت سیگار نرفتند.)

با مرزهایی کوچک اما معنادار شروع کنید.

مثلاً توافق کنید که هنگام غذا خوردن، موقع خواب، و در زمان رانندگی در طول روز از گوشی استفاده نکنید—چون این‌ها همان لحظاتی‌اند که احتمال صحبت درباره مسائل واقعی زندگی بیشتر است.

والدین، واقعاً گوش دادن را یاد بگیرید
کمک به دختران برای بیان خودِ واقعی‌شان، یعنی گوش دادن به شیوه‌ای که حس نکنند مورد قضاوت قرار گرفته‌اند.
زمانی که دخترتان احساساتش را با شما در میان می‌گذارد، خوب فکر کنید که چطور واکنش نشان می‌دهید.

دختران می‌گویند والدینشان اغلب به گونه‌ای واکنش نشان می‌دهند که احساس بی‌ارزشی می‌کنند:

«کاش مامانم واقعاً درد و دل‌هام رو می‌فهمید و بدون قضاوت و نصیحت باهام صحبت می‌کرد.»

«ازم بپرس چه حسی دارم، به‌جای اینکه فرض کنی خودت می‌دونی.»

«تو باعث می‌شی دلم نخواد باهات حرف بزنم، پس اگه چیزی رو نگفتم، ناراحت نشو.»

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *