برگزاری همایش نقش ورزش در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی

این مطلب تهیه و تنظیم شده توسط روابط عمومی بنیاد پیشگیری از آسیب های اجتماعی میباشد

عنوان همایش :

نقش ورزش در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی

همایش نقش ورزش در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی در شهریور ماه امسال توسط بنیاد پیشگیری از آسیبهای اجتماعی برگزار خواهد گردید.

به گزارش روابط عمومی بنیاد، در این همایش که مخاطبان آن مدیران ورزشی می باشند، نقش ورزش و تأثیر آن در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی بررسی و تشریح می گردد.

مدیران محترم باشگاه های ورزشی جهت رزرو و حضور در همایش با دفتر مرکزی بنیاد تماس حاصل فرمایند.

تربيت بدني وورزش ونقش آن در كاهش مشكلات اجتماعي وفردي

زندگي ماشيني ، كم تحركي،آپارتمان نشيني جزء آفتهاي سلامتي براي افراد جامعه بحساب مي آيد كه خود آثار سوء وزيانبار اجتماعي به دنبال خواهد داشت با مرور بيشتر تربيت بدني از ديدگاه اسلام وتوصيه هاي بزرگان ،از آنجائيكه بدن انسان ابزارتكامل روح است بدين جهت تحقير بدن در حكم تحقير شخصيت آدمي به حساب مي آيد. در اسلام حفظ بدن از خطرها و آسيب ها و تامين موجبات سلامت و بهداشت آن وظيفه اي الهي است وتضعيف و يا تخدير بدن امري ناروا است :امام سجاد(ع) در رساله حقوق مي فرمايد:
((بدن تو بر تو حقي دارد و حق آن اين است كه آن را سالم و نيرومند و مقاوم در برابر سختي ها ومشكلات در كمال و نشاط نگه داري))
با توجه به مرور ادبيات ورزش و بهداشت رواني مي توان رابطه ي اين دو پديده را از دو بعد پيشگيري و درمان مورد توجه قرار داد. به اعتقاد دست اندرکاران تربيت بدني و بسياري از روانشناسان و جامعه شناسان، تربيت بدني و ورزش نه تنها يک وسيله يا نهاد تفريحي نيست، بلکه به عنوان يک ابزار آموزشي و تربيتي، اهداف رواني- اجتماعي فراواني را دنبال مي کند، که اين اهداف در توان اجتماعي و شکل پذيري شخصيت افراد نقش به سزايي دارد. بر اين اساس فعاليت هاي تربيت بدني و ورزش آميخته با تربيت رواني است و هر تجربه ي حرکت يا تغيير جسماني يک تغيير يا يک تجربه ي رواني را در بر دارد. از اين رو شرکت در چنين فعاليت هايي از روش هاي مهم تکامل جسماني و رواني است. ورزش در تامين نياز افراد، تکامل اجتماعي، کسب صفات اجتماعي و آگاهي از توانايي هاي بالقوه ي جسماني و در شکل گيري، تغيير و تقويت بسياري از توانايي ها و ويژگي هاي رواني- اجتماعي موثر است.

شرکت مداوم و مستمر در فعاليت هاي جسماني و ورزشي بر اساس روند يادگيري و تکامل اجتماعي، در صفات اکتسابي نقش دارد. زيرا سابقه ي فعاليت ورزشي و کسب مهارت هاي نه صرفا حرکتي، بلکه اساسا رواني و اجتماعي در انبوهي از محرک هاي مثبت و منفي، انواع درگيري ها، تعاملات عاطفي و هيجاني، ناشي از رقابت و مسابقه مي تواند در تعادل و ثبات هيجاني، رشد اعتماد به نفس، تصور بدني و اجتماعي و ميزان اجتماعي بودن فرد، نقش سازنده و مثبتي داشته باشد. اثرات رواني- اجتماعي فعاليت هاي جسماني و ورزشي هميشه بيش از اثرات جسماني آن مورد علاقه ي روانشناسان و مربيان آموزشي بوده است. زيرا چنين فعاليت هايي با ايجاد تجارب غني اجتماعي و آموزشي رقابت به عنوان يک فرآيند آموزشي، به فرد امکان مي دهد تا مهارت هاي رواني و اجتماعي خود را بيازمايد. شرکت در چنين فعاليت هايي اين امکان را به فرد مي دهد تا با ديگران تماس مستقيم و تعامل واقعي برقرار سازد و نيازهاي رواني خود مانند، رقابت، دوستي، جلب توجه، مقبوليت گروهي و نياز به وابستگي، تضاد، ابراز و کنترل هيجان، رکورد شکني، ماجراجويي و امنيت را برآورده کند. سلامت روان از موضوع هايي است که در اثر شرکت در فعاليت هاي ورزشي مي تواند حاصل شود، چنين فعاليت هايي بهترين موقعيت را براي درگيري معيارهاي سلامت روان فراهم مي کند. اگر سلامت روان را مبناي احساس راحتي نسبت به خود و ديگران تعريف کنيم، معيارهاي آن موفقيت، تعادل هيجاني، واقع بيني، سازگاري، اجتماعي بودن و احساس ارزشمندي خواهد بود. بنابراين ورزش با فعال سازي چنين معيارهايي نه فقط به بهداشت جسمي بلکه به بهداشت رواني نيز کمک مي کند. احساس ارزشمندي براي همه ي افراد بسيار مهم است و فعاليت هاي ورزشي شايد بتواند از راه هاي مختلف به احساس مثبت فرد از خود و خود پندارهاي بهتر در فرد کمک کند. چنين احساسي مي تواند زمينه و بستر پديد آمدن تغيير و تحول بسياري از صفات رواني- اجتماعي فرد شود. اين احساس خوب و مثبت در دنياي پرفشار امروزي بسيار ضروري است و احتمالا در روش زندگي افراد تاثير خواهد گذاشت. برخي از محققان معتقدند که ورزش عاملي براي جذب شدن در جامعه است و امکان فرونشستن تنش ها برآمده از زندگي را فراهم مي نمايد. در واقع او را در شهروند خوب بودن، اطاعت از قوانين و احترام به اصول ياري مي دهد و حس تسلط بر نفس و ميهن پرستي را در وجود انسان تقويت مي کند. تحقيقات نشان داده فعاليت هاي بدني منظم آثار بسيار مثبت و سودمند ديگري به دنبال دارد که به طور خلاصه در زير به آن اشاره مي کنيم:
الف) ابعاد جسمي وفيزيكي:
1- کاهش ضربان قلب در حال استراحت ۲- آمادگي قلبي، عروقي ۳- کاهش وزن بدن ۴- کاهش چربي و فشار خون ۵- افزايش انعطاف پذيري و دامنه ي حرکتي مفاصل۶- افزايش قدرت و استقامت عضلاني۷- برطرف کردن احساس خستگي.
فعاليت بدني منظم باعث مي شود بدن به طور اقتصادي کار کند و بسياري از عوارض ناشي از بي تحرکي را از بين برده و فرد از ابتلا به بسياري از بيماري ها از جمله: «فشار خون، چاقي، درد مفصل، بي حوصلگي و…» که همگي سکته ي قلبي را چندين برابر افزايش مي دهد، مصون بماند. بنابراين پيش گيري بهتر و اقتصادي تر از درمان است که با انجام منظم ورزش و فعاليت بدني دست يافتني است.
ب) ابعاد روحي ورواني:
1-کاهش اضطراب و استرس ۲-کاهش افسردگي ۳-کاهش پرخاش گري ۴-افزايش اعتماد به نفس و عزت نفس ۵-افزايش شادابي و طراوت ۶-افزايش تحمل در برابر مشکلات(سازگاري). امروزه بسيار شنيده مي شود که بعضي افراد دچار افسردگي بوده يا در برخوردها پرخاشگر هستند، يا دايما در حال اضطراب و استرس به سر مي برند. همه ي اين ها بيانگر عدم تعادل روحي مناسب در فرد است که مي توان با فعاليت هاي بدني منظم آن ها را کاهش داده و به افزايش شادابي، اعتماد به نفس، عزت نفس و تحمل در برابر مشکلات و… منتج شود.
ج) ابعاد اجتماعي:
۱- مسئوليت پذيري ۲- تقويت هدايت و رهبري در خود ۳- جامعه پذيري ۴- اميد به زندگي ۵- افزايش خوش بيني و اعتماد اجتماعي ۶- افزايش هم دلي و صميميت و دوستي. يکي از معضلاتي که در حال حاضر در جامعه زياد به چشم مي خورد، بي توجهي به قوانين است که براي کنترل جامعه وضع شده است. اين بي توجهي ناشي از جدايي فرد از جامعه و عدم احساس تعلق به جامعه است، با اندکي صرف وقت و انجام فعاليت هاي منظم روزانه ي ورزشي مي توان خيلي از اين محدوديت ها را کاهش و شرايط جامعه پذيري را در خود تقويت نمود. در نهايت مي توان گفت: ورزش و فعاليت بدني، ضامن سلامتي است. سلامتي نيز ناشي از تعادلي است که در ابعاد جسماني و رواني و اجتماعي ايجاد شود.
تعادل تمامي ابعاد روحي وجسمي شهرونداني قانونمدار وپدر ومادران وفرزنداني مطيع وجامعه پذير وپايبند به هنجارهاي اجتماعي را به ارمغان خواهد آورد .

متأسفانه در جامعه ما، گاهی نقش‌ مهم ورزش در کاهش انحرافات اجتماعی، مورد بی‌توجهی قرار می‌گیرد. در بسیاری از کشورهای توسعه یافته، از جمله آمریکا، کانادا و ژاپن، از طرق مختلف، مانند ساخت ورزشگاه‌های عمومی و توجه به ورزش مدارس، تلاش می‌شود به نوعی، دسترسی به هدف عالی مردمی کردن ورزش امکان‌پذیر شده و به واسطه آن، ناهنجاری‌های اجتماعی کاهش یابند. این در حالی است که دولت ایران چندان در این راستا حرکت نمی‌کند.
برای حرکت در این مسیر، باید ابتدا مسائل و آسیب‌های اجتماعی موجود در جامعه را مورد بررسی قرار داد. شناخت آسیب‌های اجتماعی نیز این مسأله از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ چرا که در واقع، آسیب‌ اجتماعی رفتاری است که با هنجارهای پذیرفته شده در جامعه مغایرت داشته باشد.

اگر هنجارها را به چند دسته هنجارهای ساده، سبک، متوسط و سنگین تقسیم کنیم، هنجارهای سنگین، امور مقدس و در مقابل آن، تابوها را در بر می‌گیرند و هنجارهای ساده و سبک، همان عادات اجتماعی هستند و در میان آنها، هنجارهای متوسط، مواردی هستند که به قانون تبدیل می‌شوند و رفتارهای آسیبی نیز بیشتر با همین نوع هنجارهای متوسط در ارتباطند. در بررسی عوامل موثر بر بی‌هنجاری و زیر پا گذاشتن قانون از سوی افراد جامعه، شش عامل اصلی شامل خانواده، مدرسه، رسانه، کوچه و خیابان و دوستان مهم شناخته شده‌اند. از سوی دیگر، به‌طور کلی، جامعه صنعتی جدید نقش مهمی در دامن زدن به موضوع آسیب‌های اجتماعی دارد و به دلیل تفاوت‌های آن با جامعه سنتی، برخی رفتارهای آسیبی به طور طبیعی ایجاد می‌شوند. در این رابطه، در مقاله‌ای با عنوان “تأخیر فرهنگی در کلان‌شهر تهران” توضیح داده‌ شده که چگونه فرآیند توسعه، اگر به طور صحیح هدایت نشود، تضادهای اجتماعی را در پی دارد.
در ایران، به ویژه طی دو دهه اخیر، رشد آسیب‌های اجتماعی بسیار زیاد بوده و باید در نظر داشت که اگر تراکم، پایداری و شدت این آسیب‌ها از حد مجاز بیشتر شود، بحران ایجاد شده و طبیعتاً در شرایط بحرانی، جامعه نمی‌تواند به حیات خود ادامه دهد. در ایران کنونی، آسیب‌هایی مانند طلاق، اعتیاد، دختران فراری، بزهکاری، و دزدی شیوع زیادی یافته و به خصوص در شهرهای بزرگ معضلاتی جدی را ایجاد کرده است.

باید تحلیل‌های ساختاری عمیق‌تری در رابطه با اینکه چرا در یک جامعه انحرافات زیاد می‌شود، داشته باشیم. حمایت از ورزش در جامعه، در کاهش انحرافات اجتماعی اثر دارد ولی تأثیر این رابطه را می‌توان بیشتر کرد. برای این منظور، باید مکانیسم‌های دیگری غیر از ورزش که در کاهش یا افزایش انحرافات اجتماعی مؤثرند، شناخته شده و در نهادهای اصلی جامعه تعدیلی برقرار شود که با کم‌ترین میزان آسیب‌ها و انحرافات مواجه باشیم؛ چرا که در غیر این صورت، با پدیده گریز از اجتماع را پیش رو خواهیم داشت. عموماً یک فرد نیازهای متنوعی دارد که باید از طریق اجتماع رفع شوند. اگر او از طریق جامعه بتواند به نیازهای اساسی و فیزیولوژیک خود دسترسی یابد، به اجتماع تن خواهد داد و در غیر این‌صورت، طبیعتاً هیچ علاقه‌ای به شرکت در گروه یا جامعه نخواهد داشت. بنابراین، باید دید که در یک جامعه، تا چه اندازه نهادهایی تأمین کننده نیازهای انسان‌های مختلف وجود دارند و تا چه حد این نهادها می‌توانند کارکرد خود را به نحوی نشان دهند که تعادلی همه جانبه برقرار شود. در این زمینه، پارسونز می‌گوید برای اینکه یک جامعه بتواند برقرار باشد و افراد به قواعد آن تن دهند، باید چهار چیز در آن محقق شود؛ نخست اینکه معیشت افراد تأمین بوده و در واقع، امکان دستیابی به “پول”، به عنوان یکی از ابزارهای تأمین معیشت، محقق باشد؛ چرا که در صورت عدم دسترسی افراد به پول، نیازهای فیزیولوژیک آنها تأمین نشده و در نتیجه، به قواعد اجتماعی تن نخواهند داد. عامل دوم در این رابطه را می‌توان “زور” نامید. لزوم وجود این عامل، به دلیل حضور افرادی است که معمولاً نیازهای افزون‌تری دارند و جامعه از طریق عامل زور می‌تواند آنها را کنترل کند. علاوه بر این، عامل دیگری که وجود آن از نظرروانشناسان در یک جامعه ضروری است، “نفوذ نقش” است. این به معنای آن است که نقش افراد در جامعه معین بوده و آنها بتوانند در رابطه با یکدیگر انتظارات را برطرف کنند و در واقع، نوعی مبادله مؤثر بین نقش‌ها داشته باشند. طبیعی است که اگر در جامعه‌ای، افراد نقش و جایگاهی نداشته و شهروند درجه چندم محسوب شوند، کنترل تا حد زیادی با مشکل مواجه شده و احتمال افزایش انحراف و انزوای اجتماعی تشدید می‌شود. به بیان دیگر، وقتی افراد خود را درون بازی‌ای نابرابر و ناعادلانه احساس می‌کنند، تمایل بیشتری برای بر هم زدن کل قاعده آن بازی دارند. بالاخره چهارمین عاملی که برای برقراری جامعه ضروری شناخته شده، عامل “وجدان جمعی” یا همان اعتماد است که لزوم وجود اصولی مشترک در جامعه و پذیرش آن از سوی همگان را مشخص می‌کند. به میزانی که افراد در رابطه با آرمان‌ها و ارزش‌های جامعه احساس تعلق کنند، بهنجار شناخته می‌شوند ولی اگر هیچ نسبتی با آن ارزش‌ها و اصول نداشته باشند، از جامعه خارج شده و در جرگه بر هم زنندگان قاعده بازی قرار می‌گیرند.
بر این اساس، وقتی عوامل اصلی رعایت قواعد در جامعه‌ای مهیا باشند، آن جامعه بسامان شده و بدین ترتیب، موارد مؤثر دیگری مانند ورزش، در افزایش همبستگی اجتماعی و کاهش بیشتر انحرافات اجتماعی ایفای نقش می‌کنند و تعادل در جامعه افزایش می‌یابد. این در حالی است که در مقابل، اگر در جامعه‌ای مکانیسم‌های اصلی نتوانند به درستی عمل کنند، ورزش نیز اثر معکوس خواهد داشت و به میدانی برای درگیری و افزایش تنش بدل می‌شود. مرتون می‌گوید در جوامعی که بنیادشان ویران شده، عده‌ای می‌خواهند با مکانیسم‌هایی، نوعی نظم مجازی و تصنعی ایجاد کنند. گاهی ورزش از جمله این مکانیسم‌هاست، چرا که امکان برقراری نظم با شیوه‌های دیگر وجود ندارد. این در حالی است که در چنین شرایطی، ورزش خود به نوعی انحراف بدل می‌شود، چون در جایگاه اصلی‌اش قرار نگرفته است. بنابراین می‌توان گفت که ورزش در جامعه‌ای می‌تواند موجب کاهش انحرافات اجتماعی شود که آن جامعه، بهنجار بوده و تعادل لازم بین نهادهای آن برقرار باشد و نیازهای اساسی افراد برطرف شود.

فروید پدر روانشناسی می‌گوید از طریق ورزش می‌توان اثرات بد روانی برخی چیزها را کاهش داد. من ده سال است که درباره مسائل تماشاگران مسابقات ورزشی تحقیقات میدانی می‌کنم. به نظر من، جامعه‌ای که بهنجار است، اگر تعادل نداشته باشد، دچار از هم گسیختگی می‌شود. بر اساس تئوری فروید، سه شیوه برای کاهش رفتار پرخاشگرایانه ذکر شده که یکی از آنها، صرف انرژی پرخاشگرایانه از طریق فعالیت‌های بدنی و دیگری، اعمال پرخاشگری مستقیم است. در جامعه‌ای که بین اهداف و ابزار رسیدن به آنها تناسب و تعادل نباشد، مسائل زیادی به وجود خواهد آمد و ورزش هم بستری می‌شود که فرد خود را به شیوه‌های مختلف تخلیه کند. براساس تئوری جان دالارد در مورد پرخاشگری، ورزش در سیری تکوینی، جای‌گزین جنگ‌های تن به تن شده و می‌تواند تا حدی امکان تخلیه هنجارهای مخرب را فراهم آورد. به عقیده من، در شرایطی که در جامعه‌ای، اوضاع نابسامان بوده و خشمی تلنبار شده در قشرهای گوناگون دیده می‌شود، برای تخلیه آن، بستری مهیاتر از عرصه ورزشی پیدا نمی‌شود؛ چرا که برای خشم تلنبار شده، اساساً چاره‌ای جز تخلیه وجود ندارد.

ما جامعه‌ای داریم که در سه دهه اخیر، وقایعی مانند انقلاب، جنگ و گذر از سنت به مدرنیته را تجربه کرده است و همه اینها باعث شده در ایران، پتانسیل خشمی تلنبار شده و با میزانی بسیار بیشتر از جوامع عادی وجود داشته باشد. این خشم باید تخلیه شود و اگر در عرصه ورزش، امکان تخلیه آن مهیا نشود؛ به محیط کار و مدرسه و دیگر نقاط جامعه منتقل شده و نتایج مضری را در بر خواهد داشت. در نتیجه، اگر دولت اتوبوس‌های شرکت واحد، ساختمان‌ها و تأسیسات ورزشگاه‌هایی مانند آزادی را بیمه حوادث کند، بهتر از این است که افراد خشم خود را به کوچه و محله آورده و با دیگران درگیر شوند. این درست است که ورزش می‌تواند باعث تخلیه هیجانات کاذب شود ولی باید توجه کرد که تمام مجاری تخلیه هیجان هم که در رژیم گذشته وجود داشته، امروز ممنوع شده و مجاری جدیدی برای تخلیه هیجان باز نشده و شاید به همین دلیل باشد که ما بیش از حد طبیعی، با مشکل نابهنجاری و پرخاشگری تماشاگران و ورزشکاران مواجهیم. این مسأله حتی در ورزشگاه‌های فوتسال خانم‌ها، به مراتب بیشتر از آقایان گزارش شده است.
ورزش با پدیده‌های دیگر اجتماعی تفاوت‌های زیادی دارد و به همین دلیل، در هر جامعه‌ای و هر شرایطی، ورزش پایه‌ و همگانی مفید خواهد بود. از این نظر، ورزش پایه با ورزش قهرمانی بسیار متفاوت است. ورزش پایه، خود در تقویت سیاست و نظم اجتماعی نقش بسیار مؤثری داشته و برای سلامت عمومی ضروری شناخته می‌شود. از سوی دیگر، در مباحث اجتماعی، تفاوت‌های ورزش نوین با ورزش قدیم را نیز باید در نظر گرفت. ورزش قدیم عموماً توأم با اخلاق بود. این در حالی است که ورزش نوین، با نظام اجتماعی و جامعه جدید شکل گرفته که نوعاً جامعه‌ای است که رابطه پیشین را با اخلاق و ارزش‌ها ندارد.
در ورزش، دو رویکرد عمده “جبران” و “اصلاح و تربیت” وجود دارد. رویکرد جبران بیشتر در مورد ورزش‌های سنگین و برای ارضای نیازهای ارضاء نشده روانی، معیشتی و … به کار می‌رود؛ مثل پناه بردن بزهکاران به ورزش‌های با قدرت بدنی بالا. در روسیه تحقیقی در مورد جوانانی که رزمی کار می‌کنند، انجام شده و نتیجه آن، یبان‌گر رشد سطوح اخلاقی این جوانان بوده است. در تهران نیز تحقیقی در مورد ورزشکاران نوجوان باز در رشته های رزمی صورت گرفته و نتایج نشان داده که هر دو گروه، از نظر عِرق ملی و مذهبی، چه در نظر و چه در عمل، از سطحی متوسط به پایین برخوردار بوده و برد در مسابقات، انگیزه اصلی آنها را تشکیل می‌دهد. در تحقیق دیگری که در مورد هزاربزهکار نوجوان انجام شده، دیده شده که آنها عموماً در نقاط مختلف دنیا، از خصوصیات و ویژگی‌های مشترکی برخوردارند. ما در زمینه ورزش، روشی تقلیدی را در پیش گرفته‌ایم. ورزش پدیده‌ای اجتماعی است و از علل و عواملی برخوردار است که گسترش می‌یابند، ارتباط برقرار می‌کنند و به شیوه‌های عملی و نظری قابل تحلیل‌اند. این پدیده برای اینکه بتواند در برابر پدیده‌های اجتماعی دیگری مانند اعتیاد، مقابله کند؛ ‌نیاز به توجه، رسیدگی، بودجه و مدیریت مناسب دارد و در این زمینه لازم است که بر جنبه پرورشی، همگانی و تقویتی ورزش تأکید شود. به نظر من، در مورد نقش ورزش در کاهش انحرافات اجتماعی، لازم است که سیاست‌های خاصی در نظر گرفته شده و نهادهای مسئول توجه ویژه‌ای به این مسأله داشته باشند و در عین حال، از تجارب کشورهای دیگر نیز است.با تمام این توصیفات اولین همایش نقش ورزش در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی با رویکرد نقش مدیران،نقش مربیان،نقش قهرمانان،و نقش خانواده در اشاعه فرهنگ ورزشی و پیشگیری برگزار میگردد.
امید است با همکاری و همیاری همه دست اندر کاران ورزش بتوانیم سهمی اندکی در جامعه خود ایفا کنیم.

مطالب تصادفی

محبوب ترین مطالب

Twitter
LinkedIn
Telegram
WhatsApp

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *