روابط عمومی بنیاد پیشگیری از آسیب های اجتماعی : رنگ خاکستری اغلب با موی خاکستری یا سفید شدن موها در دوران سالمندی مرتبط است این رنگ بهصورت نمادین نشاندهنده افزایش سن و ورود به دوره میانسالی یا بازنشستگی است
دکتر راستینه رئیس بنیاد پیشگیری از آسیبهای اجتماعی در رابطه با بحران طلاق خاکستری گفتند: این نوع طلاقها در سنین میانسالی یا سالمندی رخ میدهد، معمولاً زمانی که زوجها بالای ۵۰ سال دارند. از این رو، طلاقهایی که در این سنین اتفاق میافتد، به صورت استعاری “طلاق خاکستری” نامیده شدهاند این اصطلاح در دهههای اخیر توسط رسانهها، جامعهشناسان و روانشناسان رواج پیدا کرده تا توجهها را به افزایش نرخ طلاق در میان افراد بالای ۵۰ سال جلب کند
رنگ خاکستری همچنین ممکن است به وضعیت گذار از یک مرحله زندگی به مرحله دیگر اشاره داشته باشد؛ نه به روشنی جوانی (سفید)، نه به تیرگی پایان زندگی (سیاه)، بلکه در میانه رشد این پدیده دلایل متعددی دارد که از عوامل فردی گرفته تا تغییرات فرهنگی و اجتماعی را دربرمیگیرد
ایران آمار رسمی «طلاق خاکستری» (طلاق زوجین سنین بالای ۵۰–۶۰ سال) را در قالب تفکیک سنی گزارش نمیکند؛ اما گزارشهای آماری و اجتماعی طی چندین منبع قابل توجه نشان میدهند
طبق دادههای مرکز آمار ایران، طلاق در رده سنی بالای ۶۰ سال در استانهایی مانند تهران طی یک دهه اخیر تقریباً دو برابر شده است
عدد دقیق طلاقهای ثبتشده در مردان بالای ۶۰ در سال گذشته برابر با ۶٬۸۷۲ مورد بودهاست و برای زنان بالای ۶۰، ۲٬۰۶۹ مورد ثبت شده است
در طول بازه زمانی ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۶ (سالهای 2006–2007 میلادی)، از حدود ۹۴ هزار طلاق ثبتشده، حدود ۵ هزار مورد برای افراد بالای ۶۰ بود (۳٬۸۳۷ مرد و ۱٬۲۵۹ زن در سال ۱۳۸۵؛ و مشابه در ۱۳۸۶)
کارشناسان روانشناسی تاکید دارند که نرخ طلاق برای افراد بالای ۵۰ سال حدود دو برابر و برای افراد بالای ۶۵ سال حدود سه برابر شده است
مقایسه عددی ( تقریبی )
| گروه سنی | رشدی نسبت به گذشته |
| بالای ۵۰ سال | \~ دو برابر افزایش |
| بالای ۶۰ سال | \~ دو برابر (برخی استانها حتی بیشتر) |
| بالای ۶۵ سال | \~ سه برابر افزایش |

همچنین اضافه کردند: بیشتر این طلاقها، ناشی از خستگی روانی، بیپناهی اجتماعی–اقتصادی و سالها تحمل روابط بیمعنا توصیف میشوند، نه لزوماً تصمیمی آگاهانه و مثبت
فشار اقتصادی، بهویژه برای زنان سالمند که اغلب سابقه اشتغال نداشتهاند، یکی از دغدغههای اصلی بعد از طلاق است
بسیاری از زنان مطلقه بالای ۶۰ سال موفق به ازدواج مجدد نمیشوند، در حالی که مردان غالباً پس از طلاق دوباره ازدواج میکنند
مسئولان اجتماعی و خانوادهشناسان هشدار میدهند که نبود پشتیبانی عاطفی، خدمات مشاوره، و طرحهای حمایتی مناسب برای سالمندان مطلقه، میتواند منجر به انزوا و آسیب روانی بلندمدت شود
طلاق در گذشته یک تابو بود، خیلی قبلها موضوع طلاق یک مسله بود که با گذشت زمان و پیشرفت جوامع تبدیل به یک دغدغه شد بعدها این دغدغه تبدیل به معضل اجتماعی شد و با پیشرفت تکنولوژی و اینترنت تبدیل به یک آسیب شد متاسفانه با توجه به عدم موفقیت دستگاههای آموزشی در کشور این آسیب بزرگ خانواده تبدیل به یک پدیده اجتماعی شده و آتش این سهل انگاری مدیریتی دامان اکثر خانواده ها در تمامی رده ها و سنین را گرفته است و خانواده هامجبورا آن را پذیرفته اند
تشویق سالمندان به شرکت در جلسات مشاوره نیازمند ظرافت، احترام، و درک تفاوتهای نسلی است. بسیاری از سالمندان در برابر ایده “روانشناسی” یا “مشاوره” گارد دارند، اما با رویکرد درست میتوان این مقاومت را کاهش داد.این سالمندان همان بچه هایی هستند که پدر و مادرشان از کلمه روانشناس میترسیدند و فکر میکردند اگر به روانشناس مراجعه کنند جامعه انگ دیوانگی بر آنها خواهد زد حتی خود پدر و مادران ما هم همین الان از کلمه مشاور برای فرزنداشان ترس دارند و روانشناسان را با روانپزشکان اشتباه میگردند هر چند که مراجعه به روانپزشک هم اشکالی ندارد و هر کس که به روانپزشک مراجعه میکند صرفا دیوانه نیست و با مراجعه به موقع میتوان جلوی پیشرفت خیلی از بیماریها را گرفت
نقش آموزش در کاهش طلاق خاکستری (طلاق در سنین بالای ۵۰ سال) بسیار کلیدی و پیشگیرانه است. آموزش میتواند آگاهی، مهارت، و انعطافپذیری لازم برای مواجهه با چالشهای ازدواج در میانسالی و سالمندی را فراهم کند.
آموزش صحیح میتواند به زوجها کمک کند این تغییرات را نه بهعنوان تهدید، بلکه بهعنوان مرحلهای جدید از با هم بودن درک کنند درازدواجهای بلندمدت، عشق رمانتیک ممکن است به دوستی، احترام یا وابستگی تبدیل شود
آموزش میتواند تفاوتهای انواع عشق در طول عمر خود را درک کنند وتصور نکنند “همهچیز تمام شده” و برای جدایی عجله نکنند در میانسالی ممکن است یکی از طرفین دچار بحران هویت یا افسردگی شود که مستقیماً روی رابطه تأثیر میگذارد ما میدانیم بعد از بازنشستگی یا خروج فرزندان از خانه، تعاریف نقشها تغییر میکند آموزش راههای شناسایی، مواجهه و کمک گرفتن در این شرایط، میتواند از فروپاشی رابطه جلوگیری کند آموزش میتواند به زوجها کمک کند تعادل جدیدی در وظایف و روابط پیدا کنند، آموزش می آموزد با یکدیگر دوباره “دوستی” و “همراهی” را بسازند، آموزش میتواند تابوی مراجعه به مشاور را کاهش دهد و به افراد نشان دهد که:
1-کمک گرفتن نشانه بلوغ است، نه ضعف
2-مراقبت از سلامت روان و رابطه، بخشی از سلامت کلی زندگی است.
3-فرزندان میتوانند نقش مهمی در حمایت عاطفی یا ترمیم روابط والدین در سن بالا داشته باشند.
4-آموزش به نسل جوان برای ارتباط سازنده با والدین و درک آنها میتواند از جدایی زودرس یا بیدلیل جلوگیری کند.
در آخر اضافه کردند: آموزش، چه در قالب کلاسهای زناشویی، کارگاههای مهارت زندگی، مشاوره پیشگیرانه یا حتی رسانههای آموزشی، میتواند نقش کلیدی در پایداری روابط میانسالی و کاهش طلاق خاکستری ایفا کند.آموزش، آموزش، آموزش، رکن موفقیت هر جامعه ای و در هر رده سنی است و بعد مشاوره.
امیدوارم روزی برسد که اهمیت این دو موضوع حیاتی برای مدیران کشور نهادینه شده باشد.



