جستجو

الگویی برای نسل زد؛ روایتِ زندگیِ کوتاه و پُربارِ امیرحسین راستینه

این مطلب تهیه و تنظیم شده توسط روابط عمومی بنیاد پیشگیری از آسیب های اجتماعی می‌باشد.

درود بر تو ای جوانمردِ راهِ خدمت، ای آنکه قامتِ استوارت، هم‌زمان، هم‌پایِ پدر در بنیان‌نهادنِ بنیادی برای رهاییِ جامعه از آسیب‌های اجتماعی، و هم‌گام با فناوریِ نوین در ساختنِ فردایی روشن‌تر بود.
امیرحسین راستینه، نامی که اکنون نه فقط در دفترهای مدیریتی و سامانه‌های دیجیتال، که در تارکِ حافظه ملی ایران زمین نقش بسته است؛ جوانی که در روزگاری که گاه از «نسلِ امروز» جز تصویری از دل‌مشغولگی‌های زودگذر می‌بینیم، او خود، الگویی تمام‌عیار از پیوندِ تخصص، تعهد، تلاش و ایمان بود.
در عرصه مدیریت و تحول دیجیتال:
او به‌عنوان عضوی از هیئت‌رئیسه و معاون فناوری اطلاعات بنیاد پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی، با نگاهی فراتر از ابزارپنداریِ فناوری، بنیاد را از یک سازمان سنتی به نهادی پیشرو و داده‌محور تبدیل کرد. او نیک دریافته بود که برای نجاتِ جامعه از آسیب‌های اجتماعی، باید نخست، ساختارِ خدمت‌رسانی را هوشمند، چابک و نفوذناپذیر ساخت.
پیش‌آموز، دیدبان ملی، میرزآقا، رجیتو، اهرم و دهها سامانه دیگر، فرزندانِ اندیشه او بودند؛ بسترهایی که نه فقط برای اطلاع‌رسانی، که برای نظارت همگانی و توسعه اجتماعی، آموزش تخصصی، کارآفرینی خانوادگی و استعلام شفاف مدارسازمان‌ها پی ریزی شدند.
او با مدیریت زیرساخت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری، با اهتمام به امنیت و پایداری اطلاعات، با توانمندسازی نیروی انسانی از طریق آموزش و پشتیبانی فنی، نشان داد که «تحول دیجیتال» بی‌توانمندسازیِ آدم‌ها، جز پوستی بی‌مغز نیست. نتیجه آن شد که دانشگاه تهران، دانشگاه علوم پزشکی تهران و مجلس شورای اسلامی، در چهاردهمین همایش ملی اخلاق حرفه‌ای، در سالن اجلاس از بنیاد به عنوان پیشرو در زمینه های یاد شده تقدیر کردند: تقدیری که بیش از آنکه پاداشی بر تلاش او باشد، تصدیقی بر سنجیدگیِ راهی بود که می‌رفت.
در عرصه ورزش و پهلوانی:
امیرحسین، تنها مدیر میز و فضای مجازی نبود. او از کودکی، در کنار پدر — آن استاد بزرگ هنرهای رزمی — روی تاتامی باشگاه، با عرق جبین و بازی‌های کودکانه، مردی شدن را آموخت. از دو سالگی، با بوی کفِ سالن و صدای گام‌های پدر، نفس کشید. در شش سالگی، قهرمان استان تهران در آمادگی جسمانی و کیک‌بوکسینگ شد؛ در هفت سالگی، بر سکوی قهرمانی کشور دراستایل بادی کامبت سبک مولتی کامبت ایستاد و همان سال در مسابقات قهرمانِ قهرمانان تحت نظارت فدراسیون کاراته در سبک مولتی کامبت قهرمان کشورگردید و………
سالهای 1390 به بعد چندین بار قهرمان کشور شد و در آخرین مسابقه ترکیبی در استایل ام ام ای در سال ۱۴۰۳، نایب ‌قهرمان استان تهران شد در رده جوانان. کمربند مشکی دان 3 و مربی درجه سه فدراسیون، گواهی بر آن بود که این جوان، تنها ورزشکار نبود که میراث‌دارِ یک راه بود؛ راهی که در آن، قدرت بدن، خدمت‌رسانیِ بی‌ادعا و فناوریِ هوشمند، سه ضلع یک مثلثِ ماندگارند.کمربند مشکی دان سوم و مربی درجه سه فدراسیون، گواهی بر آن بود که این جوان، تنها ورزشکار نبود که میراث‌دارِ یک راه بود؛ راهی که در آن، قدرت بدن، خدمت‌رسانیِ بی‌ادعا و فناوریِ هوشمند، سه ضلع یک مثلثِ ماندگارند.
در عرصه شهادت:
او در مسیرِ انجامِ وظیفه و خدمت به جامعه، ناجوانمردانه به شهادت رسید. نه در سنگرِ گمنامی، بلکه در اوجِ تأثیرگذاری؛ نه در گوشه عزلت، بلکه در میانه کاروانی که برای ساختن فردایی بهتر می‌کوشید. مرگِ او، پایانِ راه نبود، بلکه تولدی دوباره بود برای الگویی که باید در کلاس‌های مدیریت، در نشست‌های فعالان اجتماعی، در باشگاه‌های ورزشی و در قلب نسل زد ایران جاری بماند
ای جوان ایرانی، ای هم‌نسلِ امیرحسین،
به او بنگر که چگونه می‌توان هم مدیر بود، هم ورزشکار، هم فناور، هم فرزندِ شایسته، هم خدمتگزارِ بی‌ادعا و هم شهیدی والامقام. او زندگی‌ای کوتاه اما پُربار زیست تا به تو بگوید:«می‌توان. می‌توان هم در عملیات اجتماعی الگو بود، هم در باشگاه قهرمان، هم در معماریِ فناوری متخصص. مسیر، بسته نیست؛ گشوده است، به شرط آنکه اراده را با عشق به ایران بیامیزیم.»
یادش جاودان، راهش پُررهرو، و نامش، هماره بر بلندای اسوه‌های معاصر ایران زمین
LinkedIn
Email
Telegram
WhatsApp

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *